موضوعات
ضمیمه

پایان نامه هنرمند کرمانی؛ شیفتگی یک عاشق اصفهانی

نویسنده: مهرداد موسوی خوانساری خبرنگار استان‌ها
جوان کرمانی پایان نامه اش را باز کرد و جلسه دفاع را این طور شروع کرد:«بر مطلعین از ادبیات فارسی واضح و آشکار است که تحقیق و تفحص در کیفیات روحی و سبک و رویه ادبی شعرا و اُدَباء فارسی زبان بسیار کار مشکل و دشواری‌است...
1396/09/13
جوان کرمانی پایان نامه اش را باز کرد و جلسه دفاع را این طور شروع کرد:«بر مطلعین از ادبیات فارسی واضح و آشکار است که تحقیق و تفحص در کیفیات روحی و سبک و رویه ادبی شعرا و اُدَباء فارسی زبان بسیار کار مشکل و دشواری‌است...» دشواری‌های به پایان رساندن تحصیلات موسیقی برای روح الله خالقی جوان هم با وجود مخالفت‌های پدر بسیار زیاد بود. اما او زیر نظر علینقی وزیری به مرور تبدیل به یکی از پایه گذاران موسیقی کلاسیک ایران شد. خالقی اما در رویکردی متفاوت، لیسانس خود را در دانشسرای عالی در رشته ادبیات و فلسفه گرفت. پایان نامه او درباره یکی از شعرای مهم دوران بازگشت ادبی بود. عاشق اصفهانی، شاعری کمتر شناخته شده که نماینده نسل شاعران مهمی در اصفهان بود. بدین ترتیب در اردیبهشت سال 1313خورشیدی در لابه لای صفحات پایان نامه یک جوان کرمانی، شعر و فلسفه و موسیقی زیر سایه نام یک شاعر اصفهانی به یکدیگر گره خورد.

آخرین تلاش‌ها در واپسین روزها
هنگامی که اصفهان در سال 1135 ه.ق به دست افغان‌ها سقوط کرد، سال‌ها بود که از سقوط شعر پارسی می‌گذشت. شعری که همواره در طول تاریخ پس از اسلام نماد اصلی فرهنگ و تمدن ایران بود. در دوران صفوی اما به دلایل مختلف، سبک‌های متنوع شعر پارسی رو به زوال رفت و همه چیز در غزل‌های بی مایه خلاصه شد.
شاعران یا مدح می‌گفتند و یا با دمِ‌دستی‌ترین واژه‌ها به پیشواز معشوقشان در شعر می‌رفتند. آن‌ها هم که متفاوت بودند، راه مهاجرت را در پیش گرفته و دربار هندوستان را با شکر پارسی، شیرین کردند. در این روزهای تلخ و تاریک، اما کسانی بودند که فانوس به دست در پس کوچه‌های اصفهان ویران شده، در پی غزل‌های سعدی و حافظ می‌گشتند. کسانی که در سال‌های بعد پایه گذار سبک ادبی ویژه ای به نام «سبک بازگشت» شدند. حالا دیگر زمان بازگشت به دوران اوج بود و عصر شاعران این گونه آغاز شد.

قصه عاشق و مشتاق
«اسم شریفش آقا محمد از اهل اصفهان... صاحب صفات حمیده و خصال پسندیده و به تاثیر تخلص، از دقایق عشق‌آگاه و اشعار عاشقانه‌اش بدین معنی گواه دوستی همدم... از علوم رسمیه بهره‌ور و در فن نظم سر‌دفتر فصحای بلاغت گستر...» آذر بیگدلی هنگامی که این کلمات را برای وصف دوستش عاشق اصفهانی در کتاب «آتشکده» می‌نوشت، مدتی از تشکیل انجمن ادبی مشتاق در اصفهان می‌گذشت. آرامشی که در دوران کریمخان زند ایجاد شد، فضایی برای تنفس شاعران ایجاد کرد و آن‌ها به فکر احیای ارزش‌های ادبی و هنری شعر پارسی پیش از عصر مغول افتادند. آذربیگدلی ضمن معرفی مشتاق اصفهانی جمله ای می‌گوید که گویای فاجعه ادبی دوره صفوی است: «از آن که سلسله نظم را سال‌ها بود که به تصرفات نالایق(شعرای صفوی) از هم‌گسیخته به سعی تمام (مشتاق اصفهانی) پیوند اصلاح یافته... و بنای نظم فصحای بلاغتْ شعارِ متقدمین را تجدید کرده.»
مشتاق اصفهانی به نوعی آغازگر این نهضت نجات بخش ادبی در اصفهان بود. حضور او بنیان تشکیل انجمنی را پی‌ریزی کرد که شاعرانی نظیرطبیب اصفهانی، میرزا نصیر و راهب اصفهانی در آن شرکت می‌کردند. یکی از اعضای این انجمن هم عاشق اصفهانی بود. شاعری که بعدها شعرش را با حافظ مقایسه کردند.

عاشقِ حافظ اما پیرو سعدی
«به زعم فقیر به وفور اشعار رنگین و بلند و سخنانِ متینِ دلپسندِ ایشان سال هاست که شاعری پا به دایر نظم ننهاده. شعر بسیاری گفته اگر کسی دخل و تصرفی در کلامِ فصاحت نظامِ ایشان می‌کرد نظر به غرور شاعری قبول نمی‌فرمود چه که باعث رنجش می‌شد.
 بیشتر به غزل‌سرایی و رباعی‌گویی مایل بود و چند قصیده دارد که در تغزل آنها اشعار عاشقانه خوب گفته.» آذر بیگدلی عاشق را غزل‌سرایی زبردست معرفی می‌کند. اما بسیاری بر این عقیده اند که او زنده کننده شعر حافظ در اصفهان است. هرچند که روح‌الله خالقی چنین عقیده ای نداشته است. او می‌نویسد: «اختلافش با حافظ از این نظر است که خیالاتش محدود است و غزلیاتش معنویت و مضامین غزل‌های حافظ را فاقد می‌باشد. چنین به نظر می‌رسد که شاگرد دبستان سعدی است زیرا مضامین را در قالب الفاظ ساده گنجانیده است. ولی چون اشعارش شامل خوب و بد و زشت و زیبا و مطبوع و نامطبوع‌است بی شک به پای سعدی هم نمی‌رسد ولی از شعرای متوسط خوب است.»اما حتی خود خالقی هم معترف است که عاشق در طول دوران هنری اش هرگز مدح انسان نالایقی را نگفته و هرگز حاضر نشده هنرش را به قیمتی پست بفروشد. به همین دلیل هم او همواره در تنگ دستی روزگار می‌گذرانده و با شغل خیاطی نان بخور و نمیری کسب می‌کرده است.

اینک در آرامش بخواب...
از چهارباغ صفوی که به سمت شمال اصفهان برویم به میدانی بزرگ می‌رسیم که در قلب تاریخی شهر واقع شده. این میدان در عصر پهلوی اول بر ویرانه‌های قبرستانی باستانی بنا شده است. در دورانی که وجود قبرستان‌های محلی، نشانی از واپس‌گرایی بود، خیابان‌ها و میدان‌ها یکی پس از دیگری، نشانه‌های تاریخی اصفهان را به زیر کشیدند. قبرستان «آب پخشگان» یکی از قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین قبرستان‌های اصفهان قدیم بوده که مدفن بسیاری از علما و هنرمندان و شعرای اصفهان بوده است. عاشق اصفهانی در سال 1181ه.ق در همین مکان به خاک سپرده شد. جایی که امروزه هزاران وسیله نقلیه در طول روز از فراز آن عبور می‌کنند. صباحی شاعر عصر زندیه، هنگامی که عاشق درگذشت و عاشقی را با خود به زیر خاک برد، تاریخ وفات تو را در این بیت به صورت رمز ابجد ماندگار کرد:«چون شد به جنان روان، روانِ عاشق/ آسود ز رنج جسم و جان عاشق+ زد کلک صباحی‌اش به تاریخ رقم/ پیوسته جنان بود مکان عاشق» امروزه دیگر مزار عاشق وجود ندارد اما دست کم می‌توان شعرهایش را خواند و یادش را گرامی داشت:«تاجر عشقم به کف مایه سودم وفا/ تا که شود مشتری تا چه دهد دربها+ ما و دل بی نصیب هردو فقیر و غریب/ تا که شود مهربان تا که شود آشنا+ عذر جفاکاری‌ات مزد وفا داریم/ از سر بالین مرو بر سر خاکم بیا+ تیغ فلک خون چکان تیر بتان در کمان/ زان طرفم الامان زین طرفم مرحبا»

به روی نُت ز هنر نقشِ آفرین بربست
روح‌الله خالقی راه درازی را از کودکی‌هایش در باغ ماهان کرمان تا دوران اوجش در موسیقی ایران پیمود. آهنگ «ای ایران» که او با همکاری حسین گل گلاب خلق کرد هنوز هم مو بر تن هر ایرانی سیخ می‌کند. علاوه بر خلق آثار ماندگار او مکتب موسیقی کلاسیک ایران را بنیان گذاشت. مکتبی ماندگار که موسیقی دستگاهی ایران را به عرصه جهانی کشید. ظهور پدیده‌هایی نظیر خالقی در سپهر هنر ایران، بی شک مرهون پژوهش و آگاهی این استادان در جنبه‌های مختلف هنری و ادبی بوده است. به عبارت دیگر موسیقی‌دانان برجسته آن دوران هرکدام برای خود ادیبی لایق بوده اند. شایدتوجه این استاد برجسته موسیقی به شاعری برخاسته از مکتب شعر اصفهان از همینجا سرچشمه گرفته باشد. او در پایان نامه لیسانش پس از مقدمه ای کوتاه، در چهارفصل به عاشق اصفهانی پرداخته است:«زندگانی عاشق، اخلاق عاشق، چگونگی عشقِ عاشق، سبک عاشق». پایانی نامه ای که هنرمندی را از خطه کرمان به شاعری در اصفهان پیوند زده است. هنرمندی که در عنوان پایان نامه خودش را این‌طور معرفی کرده: «محصل دانش سرای عالی- شعبه فلسفه و ادبیات».



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code