موضوعات
ضمیمه

هزارچهره فرهنگ در جاده ابریشم

نویسنده: مهرداد موسوی خوانساری خبرنگار استان‌ها
از میان دشت‌های پهناور و کوه‌های سر به فلک کشیده، از دل سنگلاخ‌های قراقروم و استپ‌های آسیای میانه، مار ابریشمی شرقی در ساحل جیحون و سند نفسی تازه می‌کند...
1396/06/22
از میان دشت‌های پهناور و کوه‌های سر به فلک کشیده، از دل سنگلاخ‌های قراقروم و استپ‌های آسیای میانه، مار ابریشمی شرقی در ساحل جیحون و سند نفسی تازه می‌کند و آنگاه پس از عبور از کویر مرکزی ایران و مراکز کهن تمدن ری و اصفهان به آسیای صغیر می‌رود و در کرانه‌های مدیترانه در آستانه دروازه اروپا دامن می‌گسترد. این مار ابریشمین برای قرن‌ها، مهم‌ترین جاده تجاری دنیا بوده است. جاده‌ای حیاتی که اقتصاد، فرهنگ، سیاست و مذهب را به یکدیگر پیوند زده و تمدن‌های مهم آسیا و اروپا را در تقابل و تفاهم مداوم قرار داده است. افسانه‌های جاده ابریشم هنوز هم پس از هزاران سال دلربا و فریبنده است. افسانه‌های اقوام و تمدن‌هایی که اوج و فرودشان را در دامان این گذرگاه باستانی جشن گرفته و یا به سوگ نشسته اند. جاده ابریشم بسیار فراتر از یک راه تجاری و اقتصادی، فرهنگ مردمان اقلیم‌های مختلف را با یکدیگر به اشتراک گذاشته است.

از پکن تا ونیز
شاید اگر راه ابریشم نبود مارکوپولو، تاجر مشهور ونیزی هرگز نمی‌توانست مسافت چند هزار کیلومتری میان ونیز تا پکن را به سلامتی پشت سر بگذارد. راهی که بر خلاف اسمش نه خیلی سر راست بوده و نه خیلی آسان گذر. راه ابریشم از دل کوه‌های برفگیر و دشت‌های گرم و سوزان می‌گذشته و کاروان‌ها اگر قافله سالار معتمدی نداشتند هرگز نمی‌توانستند به سلامت از این جاده عبور کنند. از آنجا که تجارت اصلی کاروان‌های این مسیر، ابریشم بوده، این جاده نیز به این نام مشهور شده است. ابریشمی که کالای منحصر به فرد چین بوده و از دل آسیای مرکزی به قلب اروپا منتقل می‌شده است. ایران در این میان به عنوان پل ارتباطی شرق و غرب عالم نقش تاثیرگذاری در تجارت جاده ابریشم بازی می‌کرده. هم ازنظر اقتصادی و سیاسی و هم از نظر فرهنگی. بدین ترتیب شترهای شرقی فقط ابریشم و ادویه با خود در جاده ابریشم حمل نمی‌کرده اند. بلکه بار سنگین فرهنگ ملل مختلف نیز توسط تجار و گردشگران و جغرافیدانان و دانشمندان و هنرمندان شهر به شهر منتقل می‌شده است.

هنرهای ابریشمی
«لوس بولنوا» در کتاب جاده ابریشم از تاثیر هنر ساسانی بر سغدیان در امتداد جاده ابریشم می‌نویسد: « زره های فلزی سغدیان نیز بر اشتهارشان افزوده است. جوشكاری آن زره های نیمه تنه را ،كه ما در زیر جامه های كركی یا ابریشمین شهسواران سغدی، در جنگ های تن به تن آن گونه كه بر دیوارنگاره‌ها باز می یابیم، چه وقت و از چه كسی آموخته اند؟ بر طبق شواهد، ایرانیان در زمان ساسانیان از زره هایی مشابه استفاده می كردند. بنابراین احتمالا از آنان آموخته اند...». ریسندگی و بافندگی از مهم‌ترین هنرهایی بوده که اقوام حاشیه جاده ابریشم همواره فنون ویژه خود را در آن جلوه گر ساخته اند. اگرچه تولید ابریشم در ابتدا تنها منحصر به چینی‌ها بوده اما به مرور، راز این صنعت پر سود فاش می‌شود و کم کم ایرانیان در آن سرآمد دنیا می‌شوند. شیشه گری، جواهرسازی و کنده کاری روی چوب از دیگر هنرهایی بوده که میان اقوام جاده ابریشم مبادله می‌شده است. هنر نقاشی هم از این قاعده مستثنا نبود. سبک‌های مختلف نقاشی در امتداد راه ابریشم میان فرهنگ‌های مختلف دست به دست می‌شد. زمانی نقاشی‌های مانی از ایران ساسانی به چین و آسیای میانه می‌رفت و در آنجا جریان‌ساز می‌شد.
زمانی هم سبک نقاشی چینی که خود متاثر از مانویت بود در دوره صفوی و تیموری دوباره به ایران بازمی گشت و جریان نقاشی مینیاتور را راه می‌انداخت. مینیاتورهایی که خیلی زود صفحات کتاب‌ها و دیوار کاخ‌های ایران زمین را مزین کرد. کاخ چهلستون اصفهان نماد بارز این هنرنمایی است. جالب اینجاست که در همین کاخ نقاشی‌هایی به سبک اروپایی هم دیده می‌شود. «ژان شاردن» از نقاشان هلندی به نام‌های آنژل و لوکار نام می‌برد که محبوب دربار ایران بوده‌‌ و دستاوردهای هنری غرب را در کاخ‌های شرقی به نمایش می‌گذاشته اند.

 دستان ابریشمی معمار
شاید یکی از مهم‌ترین جلوه‌های تبادل فرهنگی جاده ابریشم، هنر معماری باشد. در این زمینه معماری اسلامی و ایرانی بیشترین تاثیر را بر معماری غربی در سده‌های میانه اسلامی گذاشته است. در روزگاری که اسپانیا در تصرف مسلمانان قرار گرفت بسیاری از ویژگی‌های معماری اسلامی در بناهای این منطقه به چشم می‌خورد. مثلا قوس های پیوسته و تزیینات كلیسای سان رومان یا تزیینات آجری كلیساهای شهر تولدو و برج‌های بلند بالای مشهور اروپا که بسیار شبیه مناره‌های اسلامی است نشانه‌ای از این تاثیرگذاری فرهنگی است. قصر الحمرا در اندلس قدیم انگار همین الان از زیر دست معماران شرقی بیرون آمده است.
معمارانی که در راستای جاده ابریشم فرهنگ شرقی را به اروپای مسیحی برده اند. جاده ابریشم اگرچه راه تجارت را برای ملل مختلف هموار می‌کرد، راه هجوم نظامی را نیز در اختیار اقوام گوناگون می‌گذاشت. اسکندر مقدونی از همین راه که با عنوان راه شاهی به وسیله داریوش اول سنگفرش شده بود به پارسه رسید.
همین طور اعراب مسلمان با استفاده از امکانات وسیع راه ابریشم توانستند خیلی زود شهرهای ایران را یکی پس از دیگر تصرف کنند و فرهنگ و دین اسلام را به دورترین مرزهای ایران زمین برسانند. بدین ترتیب خیلی زود، سبک معماری اسلامی با معماری ایران باستان تلفیق شد.
مسجد جامع اصفهان و مسجد تاریخانه دامغان نمادی از این تلفیق فرهنگی است. شبستان‌های ستون دار با صحن مرکزی که نماد معماری صدر اسلام بود کم کم با فرهنگ ایران کهن درآمیخت و گنبدو مناره‌ها از دل آن‌زاده شد. گنبدهای خاک و آجری و فیروزه‌ای خیلی زود از شرق تا غرب عالم را درنوردید. جاده ابریشم در این میان نقش اصلی را بازی می‌کرد.
از گنبد‌های تیموری در سمرقند و بخارا تا گنبد مغولی سلطانیه و گنبدهای فیروزه‌ای اصفهان جاده ابریشم این هنر باستانی را با خود از فرهنگ ایرانشهری به قلب اروپا برد و گنبد کلیساهای مسیحی را با آن بنا کرد.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code