موضوعات
ضمیمه

نقاشی؛ مرهمی بر دلتنگی مادر

نویسنده: رها معیری خبرنگار استان‌ها
نام یوسف، اهالی روستای «ننه کران» در اردبیل را به یاد صبر و هنر مادری می‌اندازد که حسرت شنیدن صدای خنده فرزند شهیدش را دارد. اما داستان این مادر شهید از 6 سال پیش آغاز شد...
1396/05/21
نام یوسف، اهالی روستای «ننه کران» در اردبیل را به یاد صبر و هنر مادری می‌اندازد که حسرت شنیدن صدای خنده فرزند شهیدش را دارد. اما داستان این مادر شهید از 6 سال پیش آغاز شد.
وقتی «صاحبه موسوی» در حسرت دیدار فرزندش بود، قلم را دست گرفت و روی کاغذ سفید نقش‌هایی از لبخند فرزندش را کشید. فرزندی که 30 سال پیش به جبهه رفت و دیگر برنگشت. مادر شهید یوسف آهنگری هر روز به نقاشی‌های فرزندش خیره می‌شد و خاک را از روی آنها پاک می‌کرد. سکوت خانه که در روزگاری صدای کشیده شدن قلم روی دیوار سنگی یا پارچه در آن شنیده می‌شد، او را کلافه کرده بود.
از آن پس تصمیم گرفت که راه فرزندش را ادامه دهد و خودش به یاد فرزندش تصاویر چهره و گل را نقاش کند. حالا این نقاشی‌ها در استان اردبیل و میان هنرمندان به نماد صبر و عشق مبدل و چندین نمایشگاه از این مادر شهید در استان اردبیل و تهران برگزار شده است.
ششمین روز از شهریور سال 1340 درروستای ننه کران شهرستان نمین استان اردبیل کودکی دیده به جهان گشود که پدرش به خاطر علاقه به حضرت یوسف(ع)، اسمش را یوسف گذاشت. یوسف درهمان دوران کودکی خواندن قرآن را نزد پدر فراگرفت و پس از آن تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روستای ننه کران شروع کرد و در همان روستا دوره راهنمایی را با موفقیت پشت سرگذاشت وبرای تحصیل عازم شهر اردبیل شد ودر دبیرستان آیت الله سعیدی اردبیل مشغول به تحصیل شد.

به یاد فرزندم نقاشی می‌کشم
«صاحبه موسوی» درباره كاری كه آغاز كرده می‌گوید: «6 سال پیش بدون اینکه کسی به من آموزش نقاشی دهد، این هنر را به عشق فرزند شهیدم آغاز کردم. نقاشی باعث می‌شد به آرامش برسم و برخی مواقع پسرم را در کنارم احساس می‌کردم. همین باعث می‌شد هر روز وقت بیشتری برای این کار بگذارم. در ابتدا با مداد رنگی نقاشی را آغاز و بعدها نقاشی با آبرنگ را نیز تجربه کردم. گل‌های قالی، منظره و چهره‌‌ها، مدل‌های نقاشی‌های من هستند. نمی‌گویم من حرفه ای هستم، این نقش‌ها تنها برای آرامش و رفع دلتنگی یوسفم است. او علاقه زیادی به نقاشی و خطاطی داشت. او پسر بسیار هنرمندی بود و همه می‌گفتند هنر او ذاتی است. تاکنون در هیچ کلاس نقاشی شرکت نکرده‌ام و احساس می‌کنم نقاشی کردن راهی است که می‌توانم یاد پسرم را برای همیشه زنده نگه دارم. گاهی اوقات وقتی طراحی و نقاشی او را در دیوار حیاط مسجد محل می‌بینم بی ‌اختیار ساعت‌ها به آن خیره می‌شوم. سال 1360 را به یاد می‌آورم که یوسف با چه شوقی روی این دیوار جملات امام خمینی(ره) را با خط زیبا نوشت و طرح‌های زیبایی کنار آن کشید.» صاحبه موسوی در ادامه می‌گوید: « یوسف قبل از انقلاب اسلامی با کمک چند نفر از دوستانش مکتب‌القائم(عج) را تاسیس کردکه فعالیت قرآنی داشت و بعد از پیروزی انقلاب هم این تشکل فرهنگی وهنری همچنان به فعالیتش ادامه داد. همیشه می‌گفت من در یک خانواده هنرمند بزرگ شده ام و باید از هنرهایی که دارم استفاده کنم. در مسجد روستا با دوستانش نمایش‌هایی با مضامین انقلاب اسلامی برگزار و سعی می‌کرد تا آگاهی مردم را بالا ببرد. یوسف علاوه بر فعالیت دررشته نمایش از آنجا که خط زیبایی هم داشت روی دیوارهای سیمانی روستاها، سخنان امام خمینی(ره) و شهید بهشتی و شعارهای انقلابی را می‌نوشت. او از اولین کسانی بود که به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد ودر قسمت روابط عمومی سپاه اردبیل مشغول به کار شد. مسئولیت کتابخانه را به او دادند و یوسف هر روز کتاب‌هایی را به مساجد روستاهای اطراف می‌برد و بین اهالی و دانش‌آموزان توزیع می‌کرد. وقتی برای نخستین بار او را در لباس پاسداری دیدم، دلم لرزید.»

نقشی برای دل
او در ادامه می‌افزاید: «بعد از شهادت یوسف وقتی دلم برایش تنگ می‌شد ساعت‌ها به نقاشی‌هایی که از او به یادگار مانده بود خیره می‌شدم. او هنرمند بود و با وجود آنکه آموزشی در این زمینه ندیده بود به زیبایی نقاشی می‌کشید و خط خوبی هم داشت. از همان نوجوانی علاقه زیادی به نقاشی و خطاطی داشت از آنجا که نقاشی را دوست داشتم او را تشویق می‌کردم. هر بار نقاشی می‌کشید آن را به من نشان می‌داد. 12 سال قبل همسرم نیز از میانمان پر کشید و 4 پسر و دو دخترم سعی می‌کردند هیچ‌گاه احساس تنهایی نکنم اما من هیچ‌گاه تنها نبودم چون یوسف همیشه کنارم بود. تصمیم گرفتم نقاشی کشیدن را شروع کنم. وقتی برای اولین بار یکی از گل‌های قالی را کشیدم احساس خوبی به من دست داد. ابتدا به صورت پراکنده و روی برگ‌های کاغذ نقاشی می‌کشیدم تا اینکه با پیشنهاد دخترم نعیمه که نقاش است و گالری نقاشی دارد نقاشی‌هایی را در دفتر بزرگی می‌کشیدم تا بتوانم آنها را نگهداری کنم. علاقه زیادی به نقاشی گل و طبیعت و چهره افراد دارم و برای 16 نوه و 4 نتیجه ام نقاشی‌های زیادی کشیده ام. همه این نقاشی‌ها به دلم می‌نشیند.»

رنگ سبز در نقاشی‌های مادر
رنگ سبز در بسیاری از نقاشی‌های این مادر شهید به چشم می‌خورد. رنگ سبز رنگ لباس یوسف بود. نعیمه آهنگری دختر این مادر شهید هنرمند با بیان اینکه رنگ سبز در بسیاری از نقاشی‌های مادرش به چشم می‌خورد، می‌گوید: «از کودکی به نقاشی علاقه زیادی داشتم و مادرم مشوق من بود. بعد از پایان تحصیلات راهنمایی وارد هنرستان شدم و در رشته نقاشی تحصیلاتم را ادامه دادم. پس از ازدواج به شاهرود آمدم‌ و آموزشگاه نقاشی دایر کردم. بارها مادرم را در حالی که به نقاشی‌های یوسف خیره شده بود، دیده‌ام. او علاقه زیادی به طبیعت و همچنین گل و گیاه دارد و بیشتر نقاشی‌هایی که می‌کشد دراین ارتباط است. نقاشی‌های او در سه دفتر بزرگ جمع‌آوری شده است و می‌خواهم به زودی نمایشگاهی از نقاشی‌های مادرم برگزار کنم.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code