موضوعات
ضمیمه

شرق بهشت

نویسنده: فاطمه عسگری نیا خبرنگاراستان‌ها
در جنوب شرقی ایران سرزمینی است به نام سیستان و بلوچستان؛ استانی که خیلی از مورخان و فرهنگ‌دوستان از آن به عنوان خاستگاه نخستین تمدن‌های بشری و کانون اجتماعات شهرنشینی یاد می‌کنند...
1396/09/12
در جنوب شرقی ایران سرزمینی است به نام سیستان و بلوچستان؛ استانی که خیلی از مورخان و فرهنگ‌دوستان از آن به عنوان خاستگاه نخستین تمدن‌های بشری و کانون اجتماعات شهرنشینی یاد می‌کنند. استانی که متاسفانه به اندازه گستردگی وسعتش، در کنار همه افتخارات تاریخی و تمدنی خود، نتوانسته جایگاه واقعی‌اش را در بخش‌های مختلف تعریف و تبیین کند. در سفری کوتاه به سیستان و نشستن پای قصه‌های مردمش می‌توان پرده از این حقایق تاریخی برداشت. مردمی که صبوری و قناعت‌پیشگی خصلت خاصشان است. بی‌مهری‌ها در حق سیستان و مردم صبورش باعث شده تا امروز به هر گوشه از این استان که نگاه ‌کنیم کمی و کاستی‌های اجتماعی بیش از داشته‌های تاریخی‌شان به چشم بخورد. در این گزارش سعی کردیم با پرداختن به جزئی از تمام داشته‌های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی استان سیستان و بلوچستان تصویر زیباتری از این استان به نمایش بگذاریم.

سرزمین مردم سختکوش
سیستان و بلوچستان، هم دومین استان کشور از لحاظ وسعت و مساحت است، هم به لحاظ برخورداری از موقعیت سوق‌الجیشی و آب و هوایی یکی از مناطق بکر گردشگری محسوب می‌شود. استانی که در برگیرنده شهرستان‌هایی چون زابل، زاهدان، خاش، ایرانشهر، سراوان، راسک، نیکشهر و چابهار است.
 به گفته دکتر عیسی ابراهیم‌زاده، عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان، وقتی صحبت از سیستان و جغرافیای تاریخی آن می‌شود باید بار و بنه بست و راهی دوران‌ کهن تاریخی در محوطه‌های تاریخی این استان شد؛ جایی که در آن می‌شود با نخستین نشانه‌های به ‌جا مانده از تمدن‌های حقیقی بشر، تاریخ را به خوبی مرور کرد.
دکتر ابراهیم‌زاده که عمر زیادی را پای مطالعات تاریخی و فرهنگی استان سیستان و بلوچستان صرف کرده، می‌گوید: «استان سیستان و بلوچستان، استان مردمان سختکوش و ساده زیست است. گواه این مدعا هم سکونتگاه‌های انسانی به جا مانده در این استان است؛ روحیه‌ای که هنوز هم در میان مردم این سرزمین به روشنی قابل مشاهده است.»

رنگواره ایل‌ها در سیستان
تنوع اقوام در سیستان هم یکی از ویژگی‌های زندگی در این سرزمین است؛ شاخصه‌ای که پوریا پورمحمدی، مردم‌شناس زابلی، درباره آن می‌گوید: «زندگی مجموعه اقوام ساکن در استان سیستان و بلوچستان همراه با سنن و شیوه‌های خاص زندگی‌شان موجب پیدایش رنگواره حیات ایلی در این منطقه شده است؛ ایل‌هایی که با الگوی سکونت و آداب و رسوم ویژه‌شان همیشه مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی بوده‌اند. از قوم پودینه، میر، کاظمی، کیخا، کیانی، کمالی، ارابیب، پهلوان و نورا گرفته که بازماندگان قدیمی و اصیل سیستان هستند و توانسته‌‌اند نسل خود را از قتل‌عام‌های مغولان، تیموریان و ازبک‌ها نجات دهند تا طوایفی که نامشان برگرفته از محیط زیست اولیه‌شان است مانند دلخکی‌های منطقه دلخک و خارکوهی‌های اهل خارکوه.

لباس‌های رنگارنگ در سرزمین تمدن ایران
حرف‌های پورمحمدی را لعیا ابراهیم‌زاده، یکی دیگر از پژوهشگران اهل سیستان، درباره نوع پوشش مردم این سرزمین ادامه می‌دهد و می‌گوید: «مردمی که در سیستان و بلوچستان زندگی می‌کنند برای خودشان فرهنگ و پوشش خاصی دارند.» به گفته او، رنگین‌کمان رنگ‌ها در پوشش لباس مردم این منطقه باعث شده تا لباس سیستانی‌ها و بلوچستانی‌ها بیش از هر چیز دیگری در نگاه نخست به چشم گردشگران بیاید.
محمدرضا جلیسه از جوانان اهل چابهار است. کسی که در شهر و دیارش کمپینی به راه انداخته به نام «لباس بلوچی را قدر نهیم». این جوان در کنار دیگر دوستان و همسن و سالانش می‌کوشد تا با به تن کردن لباس بلوچی در شهرهای مختلف ایران اجازه ندهد این پوشش بومی و سنتی به دست فراموشی سپرده شود. او می‌گوید: «یک مرد بلوچ را همه با لباده بلندی که به تن دارد و کفش‌های نوک‌برگشته‌اش می‌شناسند. این لباس هویت ماست، هر چند طی سال‌های گذشته متاسفانه در سایه تبلیغات ناآگاهانه رسانه‌ها، قاچاقچیان با این لباس به مردم ایران معرفی شدند و به خاطر همین خیلی از اهالی سیستان و بلوچستان از به تن کردن این لباس بومی و محلی در شهری غیر از شهر و دیار خودشان خودداری می‌کردند.» او ادامه می‌دهد: «گروهی از جوانان دوستدار سیستان و بلوچستان گرد هم جمع شده‌ایم تا با شرکت در مجامع و مجالس عمومی، از نمایشگاه‌های عمومی گرفته تا مراسم مختلف شهرهای دیگر، از لباس بومی و فرهنگی خود دفاع کنیم.»

سیستان؛ سرزمین خاندان رستم
برای شنیدن قصه‌های کهن سیستان باز هم باید نشست پای حرف‌های دکتر عیسی ابراهیم زاده. کسی که از این سرزمین به عنوان سرزمین خاندان رستم یاد می‌کند و می‌گوید: «شاهنامه فردوسی یکی از بزرگ‌ترین اسناد ملی ایران‌زمین است؛ کتابی که در آن برای اولین بار از سیستان و زابلستان صحبت می‌شود.»
او با اشاره به قصه زال در شاهنامه ادامه می‌دهد: «در شاهنامه وقتی صحبت از سیستان می‌شود که زال سپیدمو به دنیا می‌آید. بعد از بزرگ شدن زال و برگشتنش به آغوش سام، منوچهر، پادشاه وقت، سرزمین سیستان را به سام واگذار می‌کند.» او با این توضیح می‌گوید: «تاریخ را که ورق می‌زنیم حکایت از آن دارد که بیشتر جهان‌پهلوانان، از نریمان گرفته تا سام و زال و رستم... همه و همه سیستان‌زاده بوده‌اند.کسانی که باید از آنها به عنوان پاسدار دودمان کیانی در ایران یادکرد.»

زبان پارسی در سیستان هویت گرفت
در میان تمام نام‌آوران سیستانی، یعقوب لیث هم از جایگاه ویژه‌ای در میان مردم سیستان برخوردار است. کسی که این روزها میدان ورودی شهر زابل به نام او زینت یافته است. اردشیر یرامی، پژوهشگر بلوچ، در این باره می‌گوید: «یعقوب لیث کسی بود که 200 سال بعد از ورود اسلام به ایران زبان پارسی را به عنوان زبان رسمی ایرانیان اعلام کرد .» از این تاریخ به بعد بود که دیگر کسی حق نداشت جز زبان پارسی به زبان دیگری در ایران سخن بگوید. یرامی یادآور می‌شود: «در سال 247 یعقوب لیث بر تخت پادشاهی سیستان نشست.» امروز میدان معروف و مشهور به یعقوب لیث همراه با مجسمه‌ای که لیث را سوار بر اسب نشان می‌دهد در وردی زابل یادآور دلیرمردی‌های این حکمران سیستانی است.

قیام مردم سیستان به خونخواهی حسین (ع)
گرچه در تاریخ اسلام نام مختار و قیامش در خونخواهی حسین بن علی زبانزد عام و خاص است، اما جالب است بدانید مردم سیستان پیش از مختار به این خونخواهی برخاستند. دکتر محمدحسین رجبی دوانی، محقق تاریخ اسلام و عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین (ع)، در این باره می‌گوید: «فاجعه کربلا 30 سال بعد از ورود اسلام به سیستان رخ داد. هرچند در آن زمان مردم بسیاری از نقاط ایران به مکتب اسلام نگرویده بودند اما همین که خبر شهادت امام حسین (ع) و اسارت خاندانش به گوش مردم سیستان رسید اهالی این سرزمین ساکت ننشستند. خروش مردم سیستان در برابر دشمنان حسین (ع) به حدی بود که «عباد بن زیاد»، حاکم وقت بنی‌امیه، در سیستان بیت‌المال را برداشت و فرار کرد. حرکت مردمی که حکایت از دلیرمردی‌های اهالی سیستان دارد. پیشتازی خروش مردم سیستان نسبت به ظلمی که به اهل بیت (ع) شد از افتخارات اهالی این سرزمین است.

اولین قرآن خطی
یکی دیگر از بزرگ‌ترین افتخارات سیستانی‌ها این است که سرزمین آنها اولین خاستگاه ترجمه قرآن، آن هم به گویش سیستانی، است. سید جلال هیرمانی، از پژوهشگران دینی در استان سیستان و بلوچستان، می‌گوید: «این قرآن که به خط کوفی نوشته شده است ترجمه سنجیده‌ای دارد. ادبیاتی که در ترجمه این قرآن به کار رفته همان مختصات دستوری حوزه سیستان است.» او ادامه می‌دهد: «جدا از این‌که سیستانی‌ها یکی از اولین برگردان‌های قرآن به گویش سیستانی را دارند این افتخار نصیبشان شده که اولین قرآن خطی هم به سفارس یک سیستانی در ازای صد‌ها سکه طلا کتابت شده است.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code