موضوعات
ضمیمه

زندگی باید کرد

نویسنده: فاطمه عسگری نیا خبرنگاراستان‌ها
سرش را بالا می‌گیرد. به عصای قهوه‌ای رنگش تکیه می‌کند و بند کوله‌پشتی سیاهش را روی شانه‌ها می‌گیرد...
1396/07/16
سرش را بالا می‌گیرد. به عصای قهوه‌ای رنگش تکیه می‌کند و بند کوله‌پشتی سیاهش را روی شانه‌ها می‌گیرد و با زبان شوخ همیشگی‌اش می‌گوید:  «فکر کرده‌اید من پیرم؟ پیر باباتونه». خودش از حرفی که زده می‌خندد و راهی کوه می‌شود . همراهانش را همه جوانانی تشکیل می‌دهند که نصف او بیشتر سن و سال ندارند. حسین کاظمی، پیرمردی که سال هاست بعد از بازنشستگی کوهنوردی می‌کند، معتقد است زمانی پیر و از کار افتاده می‌شود که خانه‌نشین شود. در میانه راهی که می‌رود با جوانان شوخی می‌کند و تجربیات خوب و بدش را در اختیار آنها می‌گذارد. گاهی هم رفقای مو سپید خود را به کوه می‌آورد تا هم هوایی تازه کنند، هم کمی ورزش.
 حضور فعال سالمندان در جامعه باعث می‌شود تا نسل جوان امیدوارتر و سرزنده‌تر به فعالیت‌های اجتماعی ادامه دهند. هر چند خیلی‌ها معتقدند سالمندی دوره استراحت افراد است، اما تجربه ثابت کرده که حضور فعال شهروندان سالمند می‌تواند به سرزندگی جامعه کمک بسیاری کند. در این گزارش سعی کردیم به معرفی سالمندانی بپردازیم که با وجود سن و سال بالای خود کوشیده‌‌اند نقش و تاثیر اجتماعی خود را همچنان در زندگی حفظ کنند.

سونامی سالمندی در راه است
چند سالی می‌شود که زمزمه‌هایی مبنی بر در راه بودن سونامی سالمندی از سوی کارشناسان اجتماعی به گوش می‌خورد. موضوعی که رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس هم آن را تایید می‌کند و می‌گوید: «ما در ایران در قرن بیست و یکم با رشد جامعه سالمندی روبه‌رو هستیم.»
عبدالرضا عزیزی با بیان این‌که در حال حاضر 10 درصد جمعیت ایران را سالمندان تشکیل می‌دهند، از سالمندی جمعیت ایران در سال 1400 خبر می‌دهد و می‌گوید: «ما چاره‌ای نداریم جز برنامه‌ریزی برای زندگی افراد در دوره سالمندی. اگر این برنامه‌ریزی نباشد نمی‌توانیم شاهد پویایی و تحرک جامعه در سال‌های آینده باشیم.»
همه حرف این کارشناس اجتماعی حکایت از این دارد که باید کاری کنیم تا نقش و حضور سالمندان در عرصه اجتماع نه تنها با بازنشستگی کمرنگ نشود بلکه هر روز شاهد افزایش این نقش باشیم. البته این سخن به این معنا نیست که با به‌کارگیری سالمندان و بازنشستگان در بخش‌های مختلف کاری، شانس حضور جوانان را در حوزه اشتغال کاهش دهیم بلکه به گفته سیمین امامی، کارشناس طب سالمندی، باید در جامعه کوشید تا با ترویج مشارکت اجتماعی سالمندان در قالب تشکل‌های مردمی کاری کنیم که نقش سالمندان در اجتماع پررنگ شود.

گروه سرود آوای تجربه در اصفهان
تشکل‌های مردم‌نهاد سالمندان خیلی در کشور محدود هستند، اما در اصفهان همین افراد با تجربه دور هم جمع شده‌‌اند و گروه سرودی تشکیل داده‌‌اند به نام گروه سرود آوای تجربه. می‌شود نغمه زیبای آنها را در اکثر برنامه‌ها و جشن‌های اصفهانی دید و شنید.
این گروه سرود که متشکل از سالمندان و بازنشستگان اصفهانی است سال‌هاست در حوزه موسیقی کار می‌کند و توانسته استعداد و توانایی سالمندان را به همه ثابت کند. به گفته حسین مشکاتی، هنرمند اصفهانی، که خود را مرید پیرزن‌ها و پیرمردهای این گروه می‌داند، سالمندان فعال در این حوزه ثابت کرده‌‌اند که خواستن توانستن است.
او ادامه می‌دهد: «در این گروه سرود، پیرمردها و پیرزن‌هایی مشغول اجرای برنامه هستند که هیچ تجربه‌ای در گذشته در این عرصه نداشته‌‌اند، اما امروز با موفقیت در حوزه سرودخوانی حاضر شده‌‌اند و این خیلی مهم است.»
 او و دیگر دوستانش هرگاه از زندگی دل‌خسته می‌شوند همین که پای برنامه این گروه می‌نشینند و به خنده‌های از ته دل پیرمردها و پیرزن‌هایش دل می‌سپارند دوباره عاشق زندگی می‌شوند.
البته سالمندان اصفهانی تنها به تشکیل یک گروه سرود اکتفا نکرده‌‌اند. عده دیگری هم گروه نمایشی راه انداخته‌‌اند و حالا سال‌هاست روی صحنه تئاتر به انتقال تجاربشان به
جوان‌ها مشغولند.
گروهی که همه بازیگرانش سالمند هستند. اجرای نمایش لبخند تجربه از جمله نمایشنامه‌هایی است که هر سال از سوی این هنرمندان در روز جهانی سالمند روی پرده می‌رود و علاقه‌مندان زیادی را گرد خود می‌نشاند.

شاعران قدیمی و پیشکسوت اراکی در انجمن شعر قائم مقام
در اراک هم گروهی از سالمندان دل‌زنده دور هم جمع شده‌‌اند و انجمن شعری را تاسیس کرده‌‌اند به نام انجمن شعر قائم مقام. این انجمن که یکی از قدیمی‌ترین انجمن‌های شعر شاعران اراکی است کلی پیرزن و پیرزن مو سپید و بازنشسته را دور خود جمع کرده است. شاعران با تجربه و خوبی که حضورشان در این انجمن علاقه‌مندان جوان شعر و ادب پارسی را هم هر هفته سه‌شنبه‌ها راهی این انجمن می‌کند.
علی فراهانی، یکی از اعضای این انجمن، می‌گوید: «در این انجمن هم شعر می‌خوانیم هم از خاطرات گذشته می‌گوییم. گاهی هم نقد کتاب داریم و بیشتر درد دل هم را می‌شنویم.»
در انجمن شعر قائم مقام فراهانی اراک می‌شود گنجینه‌ای از تجاربی را دید و شنید که حاصل دورهمی دوستانه و باارزش پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های این شهر است. جایی که دست‌های چروکیده و تکیه‌زده بر عصای پیری هنوز قلم در دست می‌گیرند و می‌نویسند از زیبایی‌های زندگی.»

قصه‌گویی سالمندان در مهدهای کودک رفسنجان
همیشه قصه‌های قدیمی مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها شنیدنی بود. شنیدنی‌تر از کتاب‌های قصه پررنگ و لعابی که این روزها وجود دارد. شاید به خاطر لحن گفتارشان بود، شاید هم به خاطر بوی کهنگی این قصه‌ها. هر چه بود بد‌جور به دل می‌نشست. قصه‌هایی که این روزها گروهی از سالمندان رفسنجانی در قالب یک کار اجتماعی و زیبا برای بچه‌های مهدکودک این شهر بازگو می‌کنند. کار قصه‌گویی سالمندان برای بچه‌های مهدکودکی در رفسنجان با استقبال خوب بچه‌ها و سالمندان روبه‌رو شده است. نجمه بهمنی، از کارشناسان روان‌شناسی کودک در رفسنجان، در این باره می‌گوید: «از گذشته‌های دور تا به امروز همیشه نشستن پای قصه‌های مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها برای همه ما شیرین بوده است. این تعامل و ارتباطی که نسل امروز می‌تواند پای محفل قصه‌گویی بزرگ‌ترها با نسل‌های گذشته برقرار کند باعث می‌شود ما شاهد انتقال تجارب گذشتگان به نسل امروز باشیم. این باعث تقویت ارتباط این دو نسل است.»
او معتقد است، رشد تکنولوژی و سرگرم شدن بچه‌ها با ابزار تکنولوژی بیشترین ضربه را به تعامل دوسویه نسل‌ها زده است و دیگر مانند گذشته‌ها ما شاهد قصه‌گویی‌ها و انجام بازی‌های قدیمی در گذشته‌های دور نیستیم.
به اعتقاد او، بهره‌گیری از سالمندان در اموری چون قصه‌گویی باعث می‌شود تا هم سالمندان در اجتماع حاضر شوند هم نسل جدید با آن‌ها تعامل بیشتری برقرار کند که هر دوی این‌ها باعث می‌شود شاهد جامعه شادتر و پویاتری باشیم.

سالمندان کرمانی؛ همچنان فعال
در کرمان هم بیشتر سالمندان با این‌که در ظاهر بازنشسته شده‌‌اند اما این روزها بیکار نمی‌نشینند. آموزش حصیربافی که یکی از مشاغل جنوب این استان است امروز بر عهده همین سالمندان است. کسانی که وقتی پای بساط کارشان بنشینی از سرعت انگشتان پیر و چروکیده‌شان در بافت حصیرها حیران می‌مانی. ابوکریم یکی از این سالمندان است که کارگاه کوچکش در کرمان هنوز چراغش روشن است. دست‌بافته‌های حاجی بوی زندگی می‌دهد. می‌گوید: «اگر در خانه بنشینم می‌پوسم.»
راست می‌گوید. به در و دیوار کارگاه کوچکش که نگاه کنیم رنگواره‌های زیبایی که در بافت زیلو و سبد و .... به کار برده چشم‌ها را نوازش می‌دهد.» حاجی این روزها شاگردان زیادی هم دارد. کسانی که می‌آیند تا از محضر او هنر سنتی حصیر بافی را یاد بگیرند، آن هم به شکل کاملا رایگان. او می‌گوید: «برای دل خودم کار می‌کنم، حالا کمی هم بچه‌هایم یاد بگیرند مگر چه می‌شود؟» صفا و صمیتی در چهره سوخته از آفتابش دیده می‌شود که باعث آرامش آدمی می‌شود.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code