موضوعات
ضمیمه

ردپای ازبک‌ها در چهلستون

نویسنده: مهردادموسوی خوانساری خبرنگاراستان‌ها
سمرقند و بخارا اسامی آشنای فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی هستند که سال‌هاست با یک نام بیگانه گره خورده‌اند. ازبکستان کشوری پهناور است...
1396/09/14
سمرقند و بخارا اسامی آشنای فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی هستند که سال‌هاست با یک نام بیگانه گره خورده‌اند. ازبکستان کشوری پهناور است که مرزهایش را هنگام سقوط شوروی تعیین کرده است. کشوری که نامش را از نژادهای منشعب شده از ترکان آسیای میانه گرفته است. پس از حمله تیمور و تاتارها به منطقه فرارودان به مرور، تمدن ایرانشهر، از این منطقه رخت بربست و ازبک‌ها و ترکمن‌ها جای آن را گرفتند. روابط ایرانیان با این قوم تازه از راه رسیده اما فراز و نشیب‌های زیادی داشته است.

صوفی و ازبک
بیشترین تماس ایران با دیار ازبک‌ها، در دوره صفویه به وقوع پیوسته است. در این دوران که با برخاستن شاه اسماعیل در تبریز آغاز می‌شود، امپراتوری عثمانی متوجه ایران شیعه می‌شود و صفویان در مرزهای غربی چنان درگیر می‌شوند که مرزهای شرقی مورد تاراج ازبک‌ها قرار می‌گیرد. شاه اسماعیل اما آرام نمی‌نشیند و در 916 ه.ق به قصد سرکوب ازبک‌ها عازم خراسان می‌شود. او مشهد را در 26 شعبان همین سال از ازبک‌ها پس می‌گیرد و پس از کشتن شیبک خان، بنیانگذار حاکمیت ازبک، و هزاران نفر از سپاهیانش وارد مرو می‌شود. یکی از نقاشی‌های دیواری‌ کاخ چهلستون اصفهان ظاهراً شاه اسماعیل را در همین نبرد سرنوشت‌ساز نشان می‌دهد. هرچند بعضی معتقدند که در این نقاشی شاه عباس در نبرد با ازبک‌ها به تصویر کشیده شده.

جزر و مدهای صفویه و ازبک‌ها
در دوران طولانی حکومت شاه طهماسب چندین برخورد نظامی با عثمانی و ازبک‌ها ثبت شده. در یکی از این نبردها، ازبک‌ها در سال 932 ه.ق به پشت دروازه‌های هرات می‌رسند. عبیدالله خان، سرکرده ازبک‌ها، مردم را به تسلیم فرا می‌خواند و مذاکراتی بین طرف ایرانی و ازبک صورت می‌گیرد. ژان شاردن می‌نویسد: «پس از مذاكرات زیاد با فرماندهان سپاه امیر ازبك، قرار بر این شد كه سرداران ایران شهر را به این شرط تسلیم كنند كه ازبكان چند فرسنگ از پیرامن هرات عقب بنشینند تا ایرانیان بتوانند با زن و فرزند و بار و بنه خود به سلامت از آنجا دور شوند.»
در این شکست نافرجام، هلالی، شاعر قرن دهم، یک رباعی به این شکل سروده است: «ای شهره شده به ظالمی نام شما از شاه و گدا/آزار بود به اهل دین كام شما این هست روا / بستید بر اولاد علی نان و نمك ‌چون قوم یزید...»هنگامی که عبیدالله خان ازبك در سال 932 بر هرات مسلط شد و عده بسیاری از شیعیان را كشت، هلالی هم جزو آن کشته‌ها بود. با مرگ شاه طهماسب و دفن او در حرم امام رضا (ع) این فرصت برای ازبک‌ها پیش آمد که بار دیگر بر مشهد دست یابند و جسد شاه را از قبر بیرون آورده و به دیار خود ببرند. در این میان یک اصفهانی دوستدار صفوی، با قیمتی کلان، جسد را از ازبک‌ها می‌خرد و مخفیانه به اصفهان آورده و در یکی از امامزاده‌های بسیار قدیمی این شهر دفن می‌کند. افسانه‌ها از وجود جسد شاه طهماسب صفوی در سردابه امامزاده «درب امام» اصفهان خبر می‌دهند. امروزه دهانه ورودی این سرداب آشکار است اما متاسفانه اقدامی برای جست‌وجوی این مکان تاریخی صورت نگرفته است.

دوستی‌ها و دشمنی‌ها
روابط ایران و ازبک‌ها البته همیشه هم اینقدر خونین و خصمانه نبوده. پس از شکست فاحشی که شاه عباس به ازبک‌ها می‌دهد، این قوم مهاجم دیگر نتوانست به مرزهای امروزی خراسان نزدیک شود. از این پس روابط اندکی دوستانه می‌شود. به طوری که در این زمان ولی‌محمد خان، حاکم ازبک، که در یک درگیری داخلی گرفتار شده بوده به شاه عباس پناه می‌آورد. ولی‌محمد خان در سال 1020 ه.ق به اصفهان می‌آید و به قول استاد همایی: «شکوه پایتخت ایران او را مات و مبهوت ساخت.» در سال 1055 ه.ق و در آغازین سال‌های حکومت شاه عباس دوم هم بار دیگر حاکم ازبک‌ها در جریان یک جنگ داخلی به شاه صفوی پناهنده می‌شود. شاردن می‌نویسد: «ندر محمد خان فرمانروای ازبك پس از جستن از توطئه‌ای كه پسرش عبد‌العزیز خان و گروهی از پزشكان دربار علیه او ترتیب داده بودند به دربار شاه ایران پناه آورد و از شاه عباس (دوم) برای پس گرفتن تاج و تخت از دست‌شده‌اش كمك طلبید.»
 شاه عباس دوم با بزرگواری آمیخته به سیاست‌ورزی، دستور می‌دهد که پذیرایی شایان توجهی از دشمن پناه آورده به عمل آید. به طوری که از چند کیلومتر مانده به اصفهان، به دستور شاه عباس دوم پیش قدم شاه ازبک با قالی‌های گرانبها فرش می‌شود. خود شاه عباس هم به پیشباز ندرمحمد خان می‌رود. شاردن شرح اولین لحظه ملاقات این دو پادشاه را که یکی بسیار جوان و آن دیگری به غایت پیر بوده اینگونه وصف کرده است: «شاه به نیّت پیاده شدن، پا از ركاب بیرون كرد، اما ندرمحمد خان با این‌كه پیر بود به چابكی از اسب پیاده شد و قدم پیش نهاد تا پای شاه را ببوسد. به اشاره شاه وی را از خاك برداشتند. سپس شاه عباس، خان را تا مدخل عمارت مجلّل عالی‌قاپو همراهی كرد، و چون فرمانروای ازبك از رنج راه بیمار شده بود طبیب خاص خود حكیم محمد حسین قمی را به معالجت وی فرستاد.» به میمنت ورود دشمن سابق و دوست امروزی، اصفهان را آذین بسته و چند روز جشن و پایکوبی و آتشبازی در اصفهان جاری می‌شود. شاه عباس دوم هم گشاده دستانه پانزده هزار سپاهیِ سوار و هشت هزار پیاده با شصت هزار تومان پول در اختیار خان ازبک می‌گذارد تا بدین ترتیب حکومتش را بازیابد. میرزا مقیم تبریزی ماجرای پناه آوردن خان ازبك را در قطعه‌ای به نظم كشیده:«از گزارش‌های دوران شد پدید/در دیار خان ازبك انقلاب/خان تركستان به اخلاص درست‌/كرد رو بر درگه عالم مآب...»

یادگاری‌های چهلستون و قیصریه
امروزه از این همه اوج و فرودهای تاریخی تنها چند نقاشی بر در و دیوار پایتخت صفویان باقی مانده است. نقاشی بزرگی از فتح هرات به دست شاه عباس که در آن ازبک‌ها به سختی شکست خوردند بر سر در بازار قیصریه اصفهان در میدان نقش جهان حک شده. در تالار شاه‌نشین چهلستون هم سه نقاشی با موضوع ارتباط ایران و ازبکستان ثبت شده. دو نقاشی به مجلس پذیرایی از شاهان فراری ازبک در زمان شاه عباس اول و دوم تعلق دارد و نقاشی سوم تصویر جنگ ایران و ازبک‌ها را نشان می‌دهد. عده‌ای معتقدند که در این نقاشی نبرد شاه اسماعیل به تصویر کشیده شده اما برخی از مورخان هم معتقدند که این نقاشی متعلق به شاه عباس و فتح خراسان است. نقاشی‌های چهلستون، به خوبی نمایانگر سیاست دو گانه صفوی دربرابر دشمنانشان است. سیاستی آمیخته به مِهر و کین.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code