موضوعات
ضمیمه

خط و ربط دفتر و دیوان

نویسنده: مهرداد موسوی خوانساری خبرنگاراستان‌ها
کاغذ‌بازی اسم چندان درستی برای اصطلاح بوروکراسی نیست. نقص‌های بی‌شمار دستگاه اداری موجب پدید آمدن واژه کاغذبازی شده. اما همین کاغذ و قلم و مُهرِ دبیر و صاحب دیوان بوده که در طول تاریخ، دولت‌های مختلف را در ایران و سایر سرزمین‌ها سرپا نگاه داشته است...
1396/09/07
کاغذ‌بازی اسم چندان درستی برای اصطلاح بوروکراسی نیست. نقص‌های بی‌شمار دستگاه اداری موجب پدید آمدن واژه کاغذبازی شده. اما همین کاغذ و قلم و مُهرِ دبیر و صاحب دیوان بوده که در طول تاریخ، دولت‌های مختلف را در ایران و سایر سرزمین‌ها سرپا نگاه داشته است. شغلی مهم و استراتژیک که در هر دوره‌ای ویژگی منحصر به فردی داشته است. اما همیشه خط و ربطِ دیوان و دبیر بوده که سیاست‌های اصلی دولت‌ها را صورت‌بندی می‌کرده است.

آداب دفتر و دیوان
حاکمان اسلامی پس از استقرار کامل، اولین کاری که کردند، ایجاد دستگاه عریض و طویل دیوان‌خانه به سبک ایرانیان باستان بود. آنها به خوبی از نقش دیوان‌خانه‌های دولت ساسانی در اداره امور مملکت آگاه بوده‌اند. در دوره ساسانیان، ادارات حکومتی را با نام «دیوان» می‌شناخته‌اند. دست کم دو دیوان مهم و کلیدی به نام‌های دیوان چاپارخانه و مراسلات که در قامت وزرات اطلاعات و مخابرات عمل می‌کرده‌‌اند جایگاه مهمی در ایران آن دوران داشته‌اند. کریستن سن می‌نویسد: «ایرانیان همیشه آراستگی صورت ظاهر امور را مهم می‌شمردند. اسناد رسمی و نامه‌های خصوصی همیشه می‌بایست به صورت مصنوع و سبک مقرر تحریر گردد. در این نامه‌ها نقل قول بزرگان، نصایح اخلاقی، پندهای دینی، اشعار، لطیفه و امثال آن وارد می‌شد و مجموعه بسیار ظریفی را تشکیل می‌داد.» این سنت به دولت‌های دوره اسلامی هم منتقل شد. به طوری که در دوره اسلامی هم دیوان مراسلات و دبیران پایتخت همواره نقش مهمی در دولت‌ها بازی می‌کرده‌اند. ابن‌الصیرفی در کتاب قانون‌الرسائل به تشریح ادارات دولتی و دیوان‌ها پرداخته و مشخصات کارمندان هر بخش را به تشریح بیان کرده است.
او صفات الزامی برای صاحب دیوان رسائل (دبیرخانه دولتی) را این گونه برشمرده است: امین، دیندار، پاک‌دامن، حافظ قرآن و دانا به احادیث پیغمبر (برای استفاده در نامه‌ها)، دارای حد اعلای فصاحت و بلاغت، متبحر در صرف و نحو لغت عربی و فارسی، آگاه به تاریخ ایران و عرب، مطلع به فنون کتابت، رازدار و توانایی در خوب گوش کردن و خوب سخن گفتن. از تاریخ بیهقی در می‌یابیم که داشتن خط خوش هم پارامتر بسیار مهمی برای دبیر دیوانی بوده است. چنان‌که نامه‌هایی که به خط بونصر مشکان (استاد و رئیس بیهقی در دیوان رسائل) بوده ارزش و اعتبار فراوانی در میان حاکمان آن روز ایران داشته است.

یک دبیر، یک مورخ
یکی از این دبیران برجسته دوره غزنوی، ابوالفضل بیهقی است که نبوغ خاصی داشته. او تنها دبیری نیست که در تاریخ ایران با توجه به اشرافی که بر امور دیوانی و حکومتی داشته تصمیم به نوشتن کتاب تاریخ گرفته. اما بی‌شک تنها دبیری است که کتاب تاریخش این گونه پس از یکهزار سال هنوز هم در شیوایی و بی‌طرفی خواندنی و جذاب است. او با تکیه بر اسناد رسمی دولت غزنوی تاریخ معتبری نوشته که بدون کلی‌گویی، جزئیات بی‌نظیر زندگی سیاسی آن روزگار را به تصویر کشیده است. خودش درباره شیوه کارش و تاثیر شغل دبیری بر جایگاه یک مورخ می‌نویسد: «...و این اخبار بدین اشباع که می‌برانم از آن است که در آن روزگار معتمد بودم و بر چنین احوال کس از دبیران واقف نبودی مگر استادم بونصر... نسخت کردی و ملطفه‌ها من نبشتمی و نامه‌های ملوک اطراف و خلیفه... و خانان ترکستان و هرچه مهم‌تر در دیوان هم برین جمله بود تا بونصر زیست.» او حتی خواننده‌اش را به چالش می‌کشد و می‌گوید اگر باور ندارید به تقویم‌های رسمی دولتی رجوع کنید. البته مخاطبان این سخن، خوانندگان هم‌دوره بیهقی بوده‌‌اند زیرا که امروزه جز کتاب وی و چند سند دیگر، مدرک درخوری از دوره غزنوی باقی نمانده است: «و این لافی نیست که می‌زنم و بارنامه‌ای نیست که می‌کنم. بلکه عذری است که به سببِ تاریخ می‌خواهم که می‌اندیشم نباید که صورت بندد خوانندگان را که من از خویشتن می‌نویسم و گواهِ عدل برین چه گفتم تقویم‌های سال‌هاست که دارم با خویشتن همه به ذکرِ این احوال ناطق، هرکس که باور ندارد به مجلسِ قضایِ خرد حاضر باید آمد تا تقویم‌ها پیش حاکم آیند و گواهی دهند و ایشان را مشکل حل گردد. والسلام.»

شرایط شغلی یک وزیر...
بیهقی در یک گزارش بسیار خواندنی شرح انتخاب خواجه احمد به مقام وزارت در دوران مسعود غزنوی را روایت می‌کند. او از شیوه جالب این انتخاب صحبت می‌کند که بی‌شباهت به انتصابات اداری امروزی نیست. کاندیدای وزرات در ابتدا این شغل را مناسب خود نمی‌داند و در انتها که می‌پذیرد شرایط شغلی‌اش را برای شاه می‌نویسد: «...بسیار سخن رفت در معنی وزارت. تن در نمی‌داد و گفت بنده غریب است میان این قوم و رسمِ این خدمت نمی‌شناسد... آخر قرار گرفت و وزارت قبول کرد و پیش امیر آوردند و دلگرمی و نواخت از مجلس عالی و لفظ مبارک بیافت و بازگشت بدان که مواضعه نبیسد به رسم، و در او شرایط شغل در خواهد.»

دیوانیان چین و ماچین
کلاویخو که همراه سفیر اسپانیا راهی دربار تیمور لنگ بوده از دستگاه دیوانی و اداری تیموریان در سمرقند گزارش می‌دهد.
او ضمن معرفی دستگاه قضایی جدی و بی‌رحم تیمور از داورانی صحبت می‌کند که در شهرهای مختلف به شکایات مردم رسیدگی می‌کنند. او می‌نویسد: «قضات مخصوصی مامور داوری در امور جنایی و خونریزی حاصل از نزاع هستند و قضات دیگری نیز مسئول رسیدگی حیف و میل وجوهی که زیان به آن حکومت می‌رسد هستند.».
کلاویخو درباره دبیرخانه دولت تیموری هم تصویری جالب توجه به دست می‌دهد. در کتاب خطای‌نامه هم که شرح سفر یک ایرانی به دربار چین در عصر شاه اسماعیل صفوی است نکات جالبی درباره نظم دیوانخانه‌ چینی‌ها بیان شده: «...و چون امرا و خلق از دیوان خاقان چین برآیند هرکس به دیوانخانه خود بیایند و هرکس را در خور مراتب او دیوان‌خانه‌ای است و چندین هزار امرا را چند هزار دیوان‌خانه است.... و چون امرا به دیوان‌خانه‌ها بنشینند در هر دیوان‌خانه‌ای سه میر بنشیند. یکی حاکم و یکی امین و یکی دیوان، جمله تعلق‌دارِ خانِ خطای‌اند... در ضبط قانون خطای هر قسم از دوازده قسم ملک چین را از پادشاهی مُهر و قلم و خط دگرگونه است.»
و این دقیقاً برعکس سامانه بوروکراسی قجری است که شاه در آن بر همه چیز نظارت می‌کند. فوروکاوا، سفرنامه‌نویس ژاپنی، که از دربار قاجار دیدن کرده می‌نویسد: «شاه بر همه كار از بزرگ و كوچك نظارت دارد. در دولت دو وزیر مأمور می‌كند كه یكی بر دادگستری... ریاست دارد و مهردار ممالك است و بر اداره دربار و اصطبل و انبار غله...سرپرستی دارد و نظارت كارهای مربوط به مستوفی و امور تجاری و تلگراف و پست و آموزش هم در تصدی اوست. دیگری مأمور امور قشون است كه امور خارجه را هم دارد.»
بدین ترتیب مسئولیت اداره اصطبل همایونی و امور تجاری و آموزش و پرورش در بخشی از دوره قاجار به دست یک نفر بوده است!



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code