موضوعات
ضمیمه

بچه‌ها برای رفتن لحظه‌شماری می‌كنند

نویسنده: مهدیه معصومی خبرنگاراستان‌ها
می‌گوید می‌خواهد کتاب بنویسد.قصه زندگی خودش را. دلش پر درد است. به اندازه تمام سال‌هایی که دوست‌داشته زنی را مادر و مردی را پدر صدا کند...
1396/07/18
می‌گوید می‌خواهد کتاب بنویسد.قصه زندگی خودش را. دلش پر درد است. به اندازه تمام سال‌هایی که دوست‌داشته زنی را مادر و مردی را پدر صدا کند. مهتاب دختری گیلانی است که سال‌های زیادی را ‌ در مرکز بهزیستی جهرم گذرانده است. نمی‌داند چه شد که در 4 ماهگی سر از بهزیستی درآورد اما خوب می‌داند که این سال‌ها چه کشیده است.
  • نمی‌دانی چرا به بهزیستی آمدی و اینجا زندگی کردی؟
نه! فقط می‌دانم که از 4 ماهگی آمدم. یکی می‌گوید پدر و مادرم را در تصادف از دست داده‌ام. می‌دانم متولد گیلانم، اما سال‌هاست در جهرم زندگی می‌کنم.
  • چند وقت است که از بهزیستی ترخیص شده‌ای؟
حدود 4 سال است. ترخیص دختران منوط به ازدواج آنهاست. هرچند شنیده‌ام برخی مراکز دختران را ‌ در 18 سالگی مرخص می‌کردند. کاش طوری شود که همه مراکز این کار را کنند. واقعیت این است که برای رهایی از بهزیستی به هر پیشنهاد ازدواجی جواب مثبت می‌دهیم بدون این‌که به آینده این ازدواج فکر کنیم. نه اینكه محیط مراکز نگهداری خوب نیست، نه. خیلی بهتر از این روزهای ماست، اما بچه‌ها حسرت بیرون رفتن و یک زندگی مستقل را دارند. به خاطر همین است که برای بیرون رفتن از مرکز لحظه‌شماری می‌کنند.
  • در مدت حضور در مرکز بهزیستی حرفه‌ای هم یاد می‌گیرید؟
نه! بچه‌ها همه می‌روند مدرسه و به مرکز برمی‌گردند. آنها که به درس‌خواندن علاقه دارند و دانشگاه می‌روند باز هم حمایت می‌شوند، اما آنها که قصد ادامه تحصیل ندارند باید ازدواج کنند. البته بچه‌هایی که خیلی خوش‌شانس باشند و در مراکز خصوصی نگهداری شوند شرایط بهتری دارند. بیشتر می‌توانند تحت حمایت باشند، اما آنجا هم شرایط و ضوابط خوابگاه را دارد.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code