کرمانشاه

مشاهیر

اندر احوال عارف وارسته اهل دینوری

نویسنده: فرزانه کرمی / کرمانشاه-خبرنگار همشهری
دینور خاستگاه دانشمندان و عرفای بسیاری در تاریخ علم و عرفان بوده است و به همین دلیل از مراکز بسیار مهم در تاریخ به شمار می‌آید...
1394/12/11
دینور خاستگاه دانشمندان و عرفای بسیاری در تاریخ علم و عرفان بوده است و به همین دلیل از مراکز بسیار مهم در تاریخ به شمار می‌آید.
تعدادی از دانشمندان و عرفای دینور در تمام جهان شناخته شده هستند. کسانی چون «ابوحنیفه دینوری»، «ابو قتیبه دینوری»، «ممشاد دینوری» و ده‌ها تن دیگر که صاحب نام و آثاری ماندگار در تاریخ هستند.یکی از عرفای بزرگ تاریخ دینور «محمدبن داوود ابوبکر دقی» است. وی از عارفان بزرگ قرن چهارم هجری قمری به حساب می‌آید که در دینور به دنیا آمده اما عمر خویش را در شام سپری کرده است و به شیخ شامی شهرت دارد.
زندگی و احوال عارف
 از زندگی و احوال این عارف بزرگ اطلاع چندانی در دست نیست؛ جز این‌که او بنا بر روایت‌های گوناگون بین سال‌های 350 تا 359 هجری درگذشته و معروف است که بیش از 120 سال عمر کرده است.
وی با مشایخ و عرفا و محدثان بزرگی مانند «ابو جلا احمد بن یحیی بغدادی»، «ابوبکر ذقاق»، «عبدالله بن محمد خزاز»، «ابوالقاسم بن محمد بن جنید بغدادی» و دیگران مراوده و مباحثه داشته است.
منابعی که در آن از دقی نام برده شده است
آنچه درباره او باقی مانده است، جملات و کلام ارزشمند و شرح برخی حالات عارفانه اوست که در منابعی چون «طرایق التحقیق» از «معصوم علی شاه»، «نفحات الانس» اثر «عبدالرحمن جامی»، «رساله قشیریه» نوشته «ابوالقاسم قشیری»، «تاریخ گزیده» از «حمدالله مستوفی»، «اللمع فی التصوف» تألیف «ابونصر سراج »، «مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه» اثر «عزالدین محمود کاشانی»، «نامه دانشوران» و بسیاری از منابع دیگر ذکر شده است.
گفته‌هایی از ابوبکر دقی
همچنین در منابع مربوط به عرفان و تصوف جملاتی عارفانه و بسیار زیبا از ابوبکر دقی دینوری نقل شده است که در اینجا به چند مورد اشاره می‌شود:
«بگریید بر دل‌هایی که از خدای تعالی هیچ نصیب نیافته باشد.»
«نشانه پیوستن بنده بر پروردگار، بریدن از هرچیز جز اوست.»
«قیمت هر آدمی به قدر قیمت اوست. اگر دنیادار است، بی قیمت است و اگر آخرت طلب است، حد قیمت ندارد و اگر به هر دو ملتفت نیست، قیمت به او نسبت ندارد.»
«معرفت، اثبات حق از وی دور کردن است.»
«ضعیف ترین خلق آن است که عاجز بود از ترک شهوت و قوی ترین آن که قادر بود بر ترک آن.»
مشهورترین حکایتی که درباره ابوبکر دقی نقل شده است
 از مشهورترین حکایات درباره ابوبکر دقی که در منابع گوناگون بیان شده، حکایت حدی‌خوان و شرح آن عارف وارسته بر تأثیر صدای زیبا بر شنونده است.
«ابوالقاسم قشیری» در «رساله قشیریه» این حکایت را چنین می‌آورد: «دقی گوید: «اندر بادیه بودم. به قبیله‌ای رسیدم از قبایل عرب. مردی مرا میهمان کرد. غلامی را دیدم سیاه، بر پای ایستاده و بندها بر پای او نهاده. و اشتران را دیدم اندر پیش خانه افتاده و مرده.
آن غلام مرا گفت: تو امشب مهمانی و این خداوند من کریم است. مرا شفیع باش که تو را رد نکند. خداوند خانه را گفتم: من به خانه تو طعام نخورم تا تو این غلام را رها نکنی. گفت: مرا این غلام درویش بکرده است و مال مرا تباه کرده. گفتم: چه کرده؟ گفت: این غلام آوازی دارد خوش.
سبب معاش من از پشت این اشتران بودی. بار گران بر نهاده، 3 روزه راه را به یک روز بگذاشت به حدی خواندن {حدی: سرود و آوازی که ساربانان عرب می‌خوانند تا شترها تندتر راه بروند.} برای اشتران. چون بار فرو گرفتند، اشتران همه بر جای خویش هلاک شدند، چنان‌که می‌بینی. ولیکن با این همه او را به تو بخشیدم.
غلام را بند برگرفت.
 چون بامداد بود من آرزو کردم که آواز آن غلام بشنوم. از وی اندر خواستم. مرد گفت: ای غلام حدی کن. بر اشتری که بر چاهی آب می‌کشید، حدی کرد. اشتر رسن بگسست و روی در بیابان نهاد و هرگز من چنان آواز نشنیده بودم به خوشی از هیچ کس و در روی افتادم.
آن میزبان اشارت کرد تا غلام خاموش شد.»