موضوعات
کرمان

هنر سبز در باغ سنگ

نویسنده: رها معیری /خبرنگار استان‌ها
شاید روزی که «درویش خان گنگ اسفندیارپور» به نشانه اعتراض به از دست دادن زمین‌هایش در ماجرای اصلاحات ارضی در سال 1340 درختان خشک شده باغش را با سنگ آذین می کرد، هیچ‌گاه باورش نمی‌شد روزگاری این باغ نماد هنر انتزاعی و خوداموختگی باشد...
1396/07/03
شاید روزی که «درویش خان گنگ اسفندیارپور» به نشانه اعتراض به از دست دادن زمین‌هایش در ماجرای اصلاحات ارضی در سال 1340 درختان خشک شده باغش را با سنگ آذین می کرد، هیچ‌گاه باورش نمی‌شد روزگاری این باغ نماد هنر انتزاعی و خوداموختگی باشد. درویش خان مردی کر و لال بود که خانواده اش در ۴۰ کیلومتری سیرجان از طریق چوپانی و باغ داری زندگی می‌کردند. میراث درویش خان در ۴۵ کیلومتری جنوب شرقی سیرجان و در نزدیکی روستای بلورد قرار دارد.
 درویش خان سنگ‌های زیبا را از نقاط مختلف اطراف سیرجان جمع و بر درخت‌های خشک شده‌اش آویزان می‌کرد. اقدامی که باعث شد تا نه تنها صدای اعتراض او شنیده شود بلکه جاذبه‌ گردشگردی ویژه و منحصر به فردی در استان کرمان ایجاد شود. جاذبه‌ای که بارها مورد توجه رسانه‌های تصویری قرار گرفته وچندین فیلم از آن ساخته شده است.

مستند باغ سنگی
پرویز كیمیاوی از جمله افرادی است كه از زندگی درویش خان و باغ سنگی اش فیلم ساخته‌ است؛ كیمیاوی دو بار زندگی درویش خان را به صورت فیلم درآورد. یك بار سال۱۳۵۰ كه یك فیلم داستانی بود و خود درویش خان و خانواده‌اش در آن بازی می‌كردند و یك بار دیگر هم سال۱۳۷۳ به باغ سنگی بازگشت تا از اوضاع درویش خان بعد از ۲۳ سال باخبر شود؛ این بار یک فیلم مستند ساخت و نامش را گذاشت پیرمرد و باغ سنگی. بعد از پخش فیلم هم قرار شد استانداری و میراث فرهنگی برای حفظ و حراست باغ كارهایی بكنند؛ دورش حصاری بكشند، برایش نگهبانی بگذارند و... اما اتفاق خاصی برای باغ سنگی رخ نداد.

راز سوراخ بودن سنگ‌ها
اما در این میان چند نکته عجیب وجود دارد. نخست این که تمام سنگ هایی که به درختان متصل شده اند به طرز ماهرانه ای سوراخ شده اند در حالی‌که هیچ دستگاهی برای سوراخ کردن سنگ ها وجود نداشته و به نظر می رسد سنگ هایی که سوراخ شده اند به وسیله درویش خان از اطراف و به خصوص از کوه نزدیک به باغ جمع آوری می شد . برخی از سنگ‌ها آنچنان بزرگ هستند که یک مرد تنومند به سادگی نمی تواند آنها را بلند کند. دوم اینکه پس از مرگ درویش خان یکی از درختان فرو می ریزد و برای سرپا کردن دوباره آن چندین مرد از روستای اطراف به زحمت توانستند درخت را استوار و سنگ‌ها را مجددا آویزان کنند با این وجود باید گفت درویش خان تمام سال‌های عمر خود را برای ساخت این باغ سنگی صرف کرده است و برای ساختش از تکنیک‌های ویژه ای استفاده کرده که راز آنها را با مرگش به گور برده است.

روایت های مردم از باغ سنگی
اهالی سیرجان و روستای بلورد حکایت‌ ها از درویش‌خان و باغ‌سنگی‌اش دارند. خیلی‌ها می‌گویند درویش خان وقتی در طرح اصلاحات ارضی بسیاری از زمین‌هایش را از دست داد، از شدت ناراحتی و افسردگی مجنون شد و سال‌ها در دشت و صحرا به دنبال سنگ‌های عجیب گشت و این باغ را ساخت. روایت دوم را کسانی نقل می‌کنند که او را می‌شناخته‌اند؛ آنها می‌گویند درویش‌ خان سال‌ها پیش یکی از ملاکان بزرگ سیرجان بوده و باغ و زمین‌های بسیاری در اختیار داشته و جزو ایلیاتی‌های معروف کرمان بوده و رضاخان او را به این منطقه یعنی بلورد فرستاده. به همین ‌خاطر به او خان می‌گویند. سال‌ها بعد با اجرای طرح اصلاحات ارضی بسیاری از زمین‌هایش را از دست می‌دهد و دچار افسردگی می‌شود. بعدها او به نشانه اعتراض، درختان خشک شده باغ‌هایش را جاکن می‌کند و به روستا می‌آورد و آنها را کنار هم می‌کارد. او هر روز سنگ‌های اطراف را با شتر و الاغ به روستا می‌آورد و با هر چیزی که می‌توانسته آنها را مثل میوه از شاخه‌ها آویزان می‌کند. بعضی‌ها هم حکایت دیگری می‌گویند؛ اینکه درویش خان شبی را در صحرا می‌ماند و مجنون و خواب ‌نما می‌شود. صبح که از خواب بیدار می‌شود سنگ عجیبی را زیر سرش می‌بیند که آن را در خواب دیده‌ بوده و تصمیم می‌گیرد که باغی با درختان خشکیده درست کند و نمونه‌ای از سنگ‌هایی که توی خواب دیده، جمع  و مثل میوه از شاخه‌ها آویزان می‌کند. نکته جالب این که در همسایگی باغ سنگی، باغ دیگری وجود دارد با این تفاوت که درختان این باغ ریشه دارند، سبزند و بار می‌دهند. این باغ، باغ تنها پسر درویش خان است.
خان 2 پسر داشته که یکی از آنها در تصادفی غم‌انگیز از دنیا می‌رود و او سال‌‌ها با پسر دیگرش زندگی می‌کند. تنها کسی که می‌توانسته حرف‌ها و خواسته‌های خان را متوجه شود، عروسش بوده که از شانس ما روزی که ما به این باغ آمده‌ایم، درخانه نیست.

مثل پیکاسو!
 دکتر امیر فرهادی در مقاله‌ای با موضوع بافت تاریخی و فضاهای سنتی شهر و روستا با اشاره به اینکه «باغ» در سرزمین خشک و کویری کشورمان نماد فردوس و بهشت روی زمین است و «سنگ» نشانه بدبختی، بیچارگی، بی‌فایدگی، خشونت، بی‌عاطفگی، نازایی، دلخراشی و… است به هنری که درویش خان در خلق چنین باغی به‌کار برده‌است، می‌پردازد: «این مرد در خلق این باغ از هنر «کلاژ» بهره برده ‌است. کلاژ یعنی هنر خلق تصویری در ذهن با اشیای مختلف. جالب است که یک عشایری کر و لال ایرانی در یکی از استان‌های دورافتاده آن هم 50 سال پیش، بدون سواد خواندن و نوشتن به ساخت پیکره ای کلاژی دست بزند و این درحالی است که خیلی‌ها هنوز نه اسم کلاژ را شنیده‌ بودند و نه کارهای کلاژی نقاش و مجسمه‌سازی مثل پیکاسو را دیده‌ بودند! طبیعتا شرایط روانی و جسمی و فرهنگی درویش خان برای درک هشیارانه و بیان هنری این ادراکات و عواطف کمک کرده و  صدماتی که در جریان اصلاحات ارضی متحمل شده و مرگ پسر کوچک ترش در حادثه واژگونی تراکتور، عوامل تشدید‌کننده و استمرار بخشنده به کار وی بوده‌اند.»
باغ درویش‌خان در سیرجان تنها باغ دنیاست که همه میوه‌های جهان را یک جا در خود دارد؛ سیب‌ و گلابی و خرما و انار و انگور. این به تصور و قدرت تخیل شما بسته‌ است؛ می‌توانید آن سنگ بزرگ را هندوانه‌ای شیرین ببینید یا نارگیلی نارس. کدام سنگ تا این اندازه قشنگ است، کدام باغ تا این اندازه خیال‌انگیز؟ این باغ زیبا و منحصر به فرد در سال۱۳۸۶ مدفن درویش خان نیز شد تا خالق این باغ شگفت‌انگیز برای  همیشه شاهد زیبایی‌ های خود ساخته آن باشد.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code