موضوعات
زنجان

پشت پرده درگيری‌های برهان‌السلطنه و عسگرخان درامی در طارم

نویسنده: فرج الله داودی
در سال 1011 هجري قمري به فرمان شاه عباس صفوي، خاندان طايفه ايل کرد عمارلو از آذربايجان به جلگه ورامين و از آنجا به مناطق مرزي خراسان انتقال داده شدند تا از تجاوزات ازبکان به خاک ايران جلوگيري کنند.
1393/05/22

 در زمان نادرشاه افشار چند هزار خانوار از طايفه عمارلوئي از منطقه خراسان مهاجرت کردند و در اطراف منجيل و رودبار سکني گزيدند. عده زيادي نيز به حومه خلخال و اردبيل رفتند و آنجا را به عنوان محل زندگي انتخاب کردند که جزيي از طايفه شاهسون نيز از همان طايفه عمارلوئي هستند. چند خانواده نيز منطقه طارم عليا از جمله روستاهاي شاه‌نشين، آببر، تشوير، چورزق و درام را مناسب براي زندگي خود ديدند و در اين بخش از جغرافياي تاريخي منطقه زنجان ساکن شدند. از جمله مهاجرين به روستاي درام، صفي قليخان نامي بود که پسر او اسدالله پسر او محمد سلطان پسر او عسگرخان درامي و پسران او آقاخان و اصلانخان درامي و پسران اصلانخان، شاپور و پرويز فاتح بودند.

آن طور که نقل کرده‌اند، عسگرخان درامي(فرزند محمد سلطان) از سوي مادر از ديگر برادرانش که از وي بزرگ‌تر هم بودند(حاجي بالاخان، هدايت ا... خان، برجي خان معروف به قره اوغلان و ذوالفقار بگ) جدا و اسم مادرش گلناز بوده است. بعد از فوت پدر عسگرخان(محمد سلطان) مادر وي(گلناز خانم) با خليل الله ميرزا دارا(جد امير خسرو دارايي ملقب به برهان السلطنه) ازدواج مي‌کند که در آن زمان عسگرخان کودکي بيش نبوده است. از خليل الله ميرزا و مادر عسگرخان پسري به دنيا مي آيد که اسمش را جليل ميرزا مي‌گذارند. مدتي نمي‌گذرد که خليل ميرزا از دنيا مي‌رود و قسمتي از اموال وي به جليل ميرزا مي‌رسد.

مادر عسگرخان، جليل ميرزا را به درام مي‌آورد و به همراه عسگرخان (برادر ناتني جليل ميرزا) به مکتبخانه مي‌فرستد تا سواد ياد بگيرند.

چند سالي به همين منوال مي‌گذرد و هر 2 برادر(که از مادر يکي بوده اند) به سن جواني مي‌رسند. بستگان جليل ميرزا (شاهزادگان دارايي) به درام مي روند و وي را بـه روستاي بـنارود مي‌برند. پس از مدتي جليل ميرزا در عنفوان جواني فوت مي‌کند و تمامي اموالي که داشت به مادر عسگرخان مي‌رسد. ظاهرا ادعاي عسگرخان درامي نسبت به ارث مادري و برادر ناتني خود (جليل ميرزا دارا) کاملاً شرعي و قانوني بوده، اما برهان السلطنه دارايي مايل نبوده است که سهمي به وي داده شود و از طرفي چون شاهزاده خسرو دارايي(برهان السلطنه) جوان بوده و سن کمي داشته، نمي‌توانسته در مقابل عسگرخان مقاومت کند از اين رو براي تحصيل عازم طهران مي‌شود و چند سالي در طهران مي‌ماند و به کسب علم و دانش مي‌پردازد.

عسگر خان هم در تمامي املاک (ميراثي) متعلق به خود و خانواده‌اش مباشر مي‌گذارد و نسبت به ارث مادري خود بهره مالکانه مي گيرد. تا اين که امير خسرو دارائي(برهان السلطنه) شکايتي تنظيم و به اداره مربوطه در زنجان ارايه مي‌دهد مبني بر اين که عسگرخان تمامي املاک پدري وي را تصرف عدواني کرده و بهره مالکانه مي‌گيرد و سپس به سوي طارم حرکت مي‌کند و در روستاي بنارود (زادگاهش) مستقر مي‌شود.

از سوي ديگر عسگر خان هم آرام نمي‌نشيند و استشهاد محلي با امضاي معتمدين محل تنظيم مي کند و به حضور آخوند ملا قربانعلي زنجاني در زنجان مي رود و نسبت به ارث مادري خود ادعا مي کند و نامه‌اي از وي مي گيرد که ادعاي عسگرخان شرعاً و قانوناً صحيح است.بالاخره پس از گفت و گو و مجادله عسگرخان ثابت مي‌کند که از 15 سهم خليل‌الله ميرزا دارائي 2 سهم حق جليل ميرزا(پسر خليل ميرزا و برادر ناتني عسگرخان درامي) و در نهايت ارث مادرش است و برهان السلطنه نيز قبول مي‌کند که بايد سهم عسگرخان را بدهد. با مشورت بزرگان قرار بر اين مي‌شود که در حضور ريش سفيدان و معتمدين محلي، موضوع اختلاف طرفين که همانا ارث و ميراث پدري بوده، حل و فصل و نزاع طرفين پايان گيرد. بدين ترتيب قريه گندم آب و قريه کلوبن يا وناب به عسگرخان واگذار شد و مدتي طرفين ساکت مي‌شوند.
 

ادامه دعوا

بعدها، منازعه مفصلي بر سر اين ميراث بين عسگرخان درامي و شاهزادگان(دارائي- به ويژه برهان السلطنه) اتفاق مي‌افتد که منجر به کشته شدن عسگرخان درامي در روستاي پاوه رود مي‌شود.اين جنگ و جدل‌هاي محلي طارم، بعدها از سوي فرزندان عسگرخان درامي (آقا خان و اصلانخان) تا جنگ جهاني اول و سپس توسط علي درامي محمدي و برادرش آقا دَدَه (فرزندان محمدعلي بيگ معروف به معدلي درامي) که ربطي به اين دعواي ارث و ميراث نداشتند تا جنگ جهاني دوم و تا دهه 30 بر عليه امير خسرو دارايي ادامه مي‌يابد. آقاخان درامي فرزند عسگرخان(متولد 1257 شمسي در روستاي درام شهرستان طارم عليا) بر اساس محتواي خاطرات خود نگارش، در هنگام قتل پدرش(عسگر خان درامي) در روستاي پاوه رود، مصادف با جنگ جهاني اول، بيش از 27 سال نداشته است. او پس از قتل پدرش و از آن جا که حاکم زنجان در بحبوحه جنگ جهاني اول(اسعدالدوله سردار) بنا به شکايت برهان‌السلطنه از آقاخان درامي، وي را تحت تعقيب قرار داده و در صدد دستگيريش بود به طارم رفته بود. آقاخان و افرادش بعد از مدتي تعقيب و گريز به اتفاق برادرش اصلانخان درامي، به نهضت جنگل ميرزا کوچک خان ملحق مي‌شوند. وي مدتي در کنار ميرزا کوچک خان جنگلي مبارزه مي‌کند و پس از شکست نهضت جنگل توسط مامورين دولتي دستگير و به زندان اردبيل منتقل شد.وي پس از مدتي از زندان فرار مي‌کند و با لباس مبدل درويشي از اردبيل به طارم بر مي‌گردد.

امير خسرو دارايي نيز چند سالي از جواني خود را در کادر جديدالتأسيس نظام مي‌گذراند و در دوره 2 سال و نيم حکومت سردار مؤيد در زنجان(1330ق برابر با 1290ش)، نايب الحکومه طارم مي‌شود. پس از آن او نيز صادقانه به ميرزا کوچک‌خان جنگلي مي‌پيوندد و تا از ميان رفتن جنبش جنگل با ميرزا کوچک خان همکاري نزديک مي ‌کند.

بعد از وقايع جنگل، رضا خان درنظر داشت قوايي مجهز براي خلع سلاح عمومي و برقراري امنيت در بخش طارم به آنجا گسيل کند. ابتدا برهان السلطنه و سپس آقاخان و اصلان خان و بقيه اهالي محل که اسلحه داشتند سلاح‌هاي خود را تحويل دادند به طوري که منطقه طارم عاري از هر گونه سلاح جنگي شد. پس از آن از طرف دولت رضاخان، آقا خان درامي با وعده تأمين جاني به تهران مي‌آيد اما رضاخان پهلوي، آقاخان درامي را روانه زندان مي‌کند و به قولي پس از تحمل زجر و شکنجه در زندان وفات مي کند و در ابن بابويه به خاک سپرده مي شود. علي درامي (محمدي) ديگر دشمن قسم خورده امير خسرو دارايي،در يک نزاع ريشه‌دار خانوادگي(در زمان پهلوي دوم)، 2 برادر داماد خود(فتح الله) را مي‌كشد، اما دامادش به خونخواهي برادرانش، علي درامي را خوابيده در بستر به رگبار مي‌بندد. علي درامي را براي مداوا به شهر مي‌برند كه در راه مي‌ميرد و به روايتي از سوي ژاندارم‌ها که از سال‌ها قبل، در تعقيب او بودند در نوکان كشته مي‌شود و در چورزه يا چورزق دفن مي‌شود. آقادَ دَه(برادر علي درامي) بعد از سال‌ها همکاري و معاونت برادرش در شرارت و راهزني به زندگي عادي خود بر مي‌گردد و پس از گذران عمري در زندگي عادي به مرگ طبيعي از دنيا مي‌رود.




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code