موضوعات
شرق تهران

جشن نامه

نام احمد (ص) نام جمله انبیاست

نویسنده:
تجلی خداوند در جای جای تاریخ دیدنی است. هر جا پیامبر و ولی‌ای از اولیای خدا از دل روزگار سر بلند کرده و نوری تابانده به صفحات تاریک تاریخ؛ صحنه‌ای آنچنان زیبا پدید آمده که به نظاره نشستن آن، جان را سیراب می‌کند و عقل را مطمئن...
1395/02/15
تجلی خداوند در جای جای تاریخ دیدنی است. هر جا پیامبر و ولی‌ای از اولیای خدا از دل روزگار سر بلند کرده و نوری تابانده به صفحات تاریک تاریخ؛ صحنه‌ای آنچنان زیبا پدید آمده که به نظاره نشستن آن، جان را سیراب می‌کند و عقل را مطمئن. مردم و روزگار پس از به دنیا آمدن و بعثت هر نبی، مردم و روزگارِ قبل نبودند. روح‌ها فربه و عقل‌ها بارور می‌شدند. گویی پیامبران، سرمه‌ای از عالم بالا برای چشم‌ها می‌آوردند که چشم‌ها نوری تازه می‌یافت و بهتر از گذشته انوار قدسی حقیقت را به نظاره می‌نشست.
چشم‌ها داستان غریبی دارند؛ دریچه‌ای هستند برای سفر از خویشتن. پیامبران آمدند تا بگویند منظر خود را انتخاب کنید. انتخاب کنید که چشم شما قرار است بر کدام صحنه به نظاره بنشیند.
قرار است سبزه مزبله باشید یا مرغ باغ ملکوت. پیام پیامبران(ص) راه سعادت است و رهاوردش قرب به درگاه ربوبی. بعثت نبی اسلام (ص) اما با تمام روزهای بزرگ تاریخ متفاوت است.
خاتم پیامبران(ص) روزگاری ردای پیامبری پوشید که از طرفی ظلمانی بودن تاریخ عیان شده بود و از طرف دیگر بشر به مرحله‌ای از بلوغ رسیده بود که بتواند این اتفاق بزرگ را در دل صفحات سرگذشت خود جای دهد. آن هم در شبه جزیره عرب که به جهل و لجاجت بر جهالت شهیر بود و بر کم‌خردی‌های خود غره.
پیامبر(ص) از دل سرزمینی سر برآورد که دختران در آن زنده به گور می‌شدند و سنگ‌ها پرستیده. روزگاری که غلبه یافتن بر خرافات و کج فهمی‌ها کاری سخت‌تر از شکافتن صخره‌های عظیم بود.
جهان پس از بعثت پیامبر اسلام(ص) دیگر جهان گذشته نبود. پیش از آن پیامبران بسیاری از دل تاریخ برخاسته بودند. اما بعثت پیامبر اسلام‌(ص)، رنگ دیگری بر خرد و فرهنگ مردمان زد و تمدنی به جا نهاد که تا  همیشه استوار و پابرجاست.
این درخت تنومند آن چنان در دل تاریخ رشد و از بستر فرهنگ‌های مختلف تغذیه کرده که امروز خود، یک تمدن و فرهنگ بالنده جهانی است. اسلام در همان سال‌های ابتدایی ظهورش وقتی به سرزمین‌های غرب و شرق رفت، مانند آبی بر پهنه تفتیده کویر، تشنگان را سیراب کرد و در جان مردمان فرو رفت.
میراثی که پیامبر(ص) برای اعراب آورده بود، از تحملشان بیرون بود. اسلام دینی نبود که با تمام جلوه‌ها و رازهایش بتواند در  چشم مردمان آن زمان، خود را به کمال نشان دهد.
این دین رسالتی جهانی داشت و امانتی بود به دست مردمان آن عصر. دیری نگذشت که نیمی از آنچه امروز خاورمیانه می‌نامیم، به تسخیر پرچم اسلام درآمد و پس از آن، چنان پیش رفت كه تجلی‌هایش به غرب و اروپا هم رسید.
پیامبر (ص) در طول 13 سال در مکه توانست تنها 84 نفر را با خود همراه کند. اما هجرت به مدینه و پس از آن صدور اسلام به سرزمین‌های  اطراف شبه جزیره عرب، سرنوشت دیگری برای اسلام جوان رقم زد. فرهنگی که پیامبر گرامی اسلام(ص) بر جا نهاد آن چنان به جان آدمیان ‌نشست که به زودی ملت‌ها، دل خود را برای قبول آن گشودند.
خلاف اوهام عده‌ای که گمان می‌کنند، اسلام را شمشیر بسط داد، این سیمای نورانی پیامبر(ص) و کلام خداوند بود که پیش از حرکت شمشیرها، سرزمین جان انسان‌ها را فتح می‌کرد.
پیامبر(ص) از همان لحظه آغازین برگزیده شدن، همان زمان که از کوه حرا پایین می‌آمدند و زمین و زمان، ایشان را سجده می‌کردند، به عنوان رهبر این حرکت عظیم، به خوبی می‌دانستند این سیل خروشان روزی جهان را تسخیر می‌کند. بر تن سرد بتان تاریخ می‌تازد و بانگ می‌زدند: «من مناره پرکنم آفاق را... »
تجربه عظیمی که پیامبر(ص) در کوه حرا به آن دست یافتند، بر ما پوشیده است و از دسترس ما دور. با این حال، اسلام این میراث بزرگ رسول خدا(ص) در پیش چشمانمان قرار دارد. این دین که بنا به اراده خداوند، قرار است بر قلوب بشریت چیره شود، امروز نیز مانند روزگاران گذشته دچار آفاتی شده است؛ مردمی نادان که به نام این میراث عظیم جان انسان‌ها را می‌گیرند و کشورها را نابود می‌کنند. تجربه 14 قرن تمدن‌سازی پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌گوید این آفات جز کف‌هایی روی آب نیستند که به زودی محو خواهند شد و آنچه می‌ماند، غلبه نور بر ظلمت است.
امروز این پیامبر(ص) رحمت است که بر تارک عرش عظیم ایستاده و هنوز بانگ توحید و سعادت بر آدمیان می‌زند: «بگویید خداوند یگانه است تا رستگار شوید.»
او به خوبی می‌داند بشر امروز هر چند مانند روزگاران، قدیم یک بت سنگی را نمی‌پرستد اما میلیون‌ها بت از مفاهیم و روش‌ها و ابزار ساخته که در زندانش محصور شده است. روزگار امروز هم مانند دوران پیامبر(ص) نیاز به بت‌شکن دارد؛ بت شکنی که تاریخ تمام قد به انتظارش ایستاده و ظهورش تکمیل نورانیت مبعث است.
از درم‌ها نام شاهان برکنند
نام احمد تا ابد بر می‌زنند
نام احمد نام جمله انبیاست
چوکه صد آمد نود هم پیش ماست



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code