موضوعات
سمنان

كوچ اجباری از خشكسالی

نویسنده:
محمود قاسمي دامدار اهل روستاي رشم در ۱۲۰ كيلومتري جنوب شهر دامغان، كه روزگاري نه چندان دور با داشتن 500 رأس دام زندگي خوبي داشت و شب‌ها موسيقي گوش مي‌داد و خاطره مي‌نوشت و بي‌دغدغه‌ فردا به خواب مي‌رفت، هيچ‌گاه فكر نمي‌كرد خشكسالي‌هاي پي در پي در كمتر از 5 سال آنقدر زندگي را بر وي سخت بگيرد كه خاطره‌نويسي‌هاي خوش شبانه، جايش را به نامه‌نويسي روزانه بدهد.
1393/10/20
به گزارش ايسنا، در همه نامه‌هاي محمود كه به سازمان‌هاي دولتي فرستاده يك جمله غمگين و تكان‌دهنده مشترك هست «در صورت كمك نكردن شما، من تمام هستي و نيستي خود را از دست مي‌دهم» و از دست داد.
امروز از 500 رأس دام محمود چيزي باقي نمانده، باغچه كوچكش حالا ميزبان خس و خاشاك بيابان است و پس‌انداز روزهاي خوشي رو به اتمام. محمود راهي جز كوچ ندارد، راهي كه تنها پسرش از آن مي‌ترسد.
محمود هم مثل بقيه برادرهايش به دنبال آينده‌ نامعلومي در شهر، ناچار به ترك خانه و زادگاهشان شد و رشم را براي هميشه ترك كرد. محمود رفت تا به اميد آيند‌ه‌اي بهتر براي خانواده‌اش، با مسافركشي يا كارگري زندگي فقيرانه‌ای را دور از خانه و زادگاهشان شروع كند.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code