موضوعات
قزوین

فرزند خلف عبید

نویسنده: آرش صالحی قزوین-خبرنگار
یکی از جلوه‌های بارز هنر و ادبیات قزوین، شعر طنز است و معرفی طنزسرایان بزرگی مانند «عبید زاکانی» و «نسیم شمال» از خاک مینودری به تاریخ ادبیات ایران یکی از جلوه‌های بارز این مدعا محسوب می‌شود...
1396/06/22
یکی از جلوه‌های بارز هنر و ادبیات قزوین، شعر طنز است و معرفی طنزسرایان بزرگی مانند «عبید زاکانی» و «نسیم شمال» از خاک مینودری به تاریخ ادبیات ایران یکی از جلوه‌های بارز این مدعا محسوب می‌شود. اما در زمان کنونی هم عرصه ادبیات طنز در قزوین هنرمندان نام‌آوری دارد که روزبه‌روز اخبار مختلفی از درخشش آن‌ها در محافل معتبر طنز کشور به گوش می‌رسد.
یکی از این نام‌آوران «مهران حسینی» شاعر جوان و طنزسرای قزوینی است که پیشینه 15 سال فعالیت در عرصه شعر را دارد و 6 سال است به صورت تخصصی شعر طنز می‌سراید و از سوی «دکتر قاسم انصاری»، ادیب و پژوهشگر برجسته استان، «فرزند خلف عبید» لقب گرفته است؛ همچنین وی از پایه‌گذاران اصلی نشست ادبی طنز استان با عنوان «سنگ پا» است که در هر فصل سال یک بار برپا می‌شود. متن زیر گفت‌وگوی همشهری با این ادیب و طناز هم‌استانی است.

چه شد که به طنزسرایی و طنزپردازی روی آوردید؟
ادبیات شبیه به یک اقیانوس بزرگ است که در آن قسمت‌های مختلفی وجود دارد. قسمت‌هایی از آن عمیق و بخش‌های دیگرش سطحی‌تر هستند. همان طور که عطار نیشابوری بیان می‌کند «خود راه بگویدت که چون باید رفت». بعضی مواقع بازخوردهایی از کار خود می‌بینیم که به ما می‌فهمانند در کدام حیطه استعداد داریم. آغاز کارم در ادبیات و شعر طنز به همین شکل و به صورت کاملاً اتفاقی رقم خورد؛ یعنی در جلسه‌ای به همراه یکی 2 تن از دوستان شروع کردیم درباره موضوعی طنز شعر بگوییم. بعد از نتیجه کار راضی بودم و دیدم که این هنر مرا خوشحال و خوشنود می‌کند.
به تجربه هم فهمیده‌ام کاری که مرا راضی می‌کند با استقبال دیگران هم روبه‌رو می‌شود. از این‌جا بود که حضورم در عرصه طنز را بیشتر کردم و کوشیدم به صورت حرفه‌ای طنازی و طنزگویی را ادامه دهم. از آن‌جایی که شاعر بودم، کارم را با طنزسرایی و شعر طنز شروع کردم. با این حال طنزنویسی هم کرده‌ام و سال 1394، در جشنواره مطبوعات استان، مقام اول را در بخش نثر طنز جراید به دست آوردم.

در عرصه طنزسرایی استاد یا راهنمایی هم داشته‌اید؟
اگر منظور شما پیر و مراد باشد، خیر؛ چنین استادی نداشته‌ام. ولی خوشبختانه همیشه از دوستان مختلف با سطح سواد متفاوت بهره‌مند بوده‌ام که در کنارشان نکات زیادی را یاد گرفته‌ام و توانسته‌ام سطح هنری‌ام را ارتقا دهم. از جمله این دوستان در استان می‌توانم به شاعرانی مانند «سعید عاشقی»، «رحیم سلیمانی» و «رضا ترنیان» اشاره کنم.
در کشور هم از محضر بزرگانی چون «سعید بیابانکی» و «ناصر فیض» بهره گرفته‌ام. اما نحوه ادامه دادن و تلاش‌هایی که برای بهتر شدن در این مسیر انجام داده‌ام، کاملاً خودجوش بوده است. در این راه مطالعه زیادی می‌کنم و اعتقاد دارم هیچ شاعر یا هنرمندی بدون پژوهش و مطالعه به جایی نمی‌رسد و مهم‌ترین استاد هر کس کتاب است.
ضمن این‌که همواره کوشیده‌ام دایره مطالعاتم را به شکلی ترسیم کنم که با زمینه تخصصی و هنری‌ام انطباق داشته باشد.

در حوزه طنز آثار چه شاعران یا نویسندگانی را مطالعه کرده‌اید؟
تقریباً از دهه 70 بود که جریان کنونی طنز مکتوب شروع شد. جریانی که در دهه 80 با اهتمام بیشتر شاعران مواجه شد و در دهه 90 این جریان کاملاً در میان ادبا و شعرای کشور جا افتاده است. قاعدتاً شاعرانی که در این حوزه صاحب نام بودند نخستین کسانی بودند که آثارشان را می‌خواندم. «ابوالفضل زرویی‌نصرآباد» و «کیومرث صابری‌فومنی» (پایه‌گذار هفته‌نامه طنز «گل‌آقا») از جمله طنزسرایانی بودند که اشعار یا نوشته‌هایشان، به مثابه مسیرهای مطالعاتی، کمک زیادی به من کرده‌اند؛ البته به خاطر عشقی که به طنازی و طنزسرایی دارم، بارها به تهران سفر کرده و از نزدیک حضور برخی استادان را درک کرده‌ام. «در حلقه رندان» و «قند و نمک» در زمره نشست‌های مهم شاعران طنز ایران به شمار می‌روند که به دفعات در آن‌ها حاضر بوده و شعرخوانی کرده‌ام. همچنین چند بار هم در برنامه تلویزیونی «قند پهلو» شرکت کردم.

اشعار و سروده‌های خود را در قالب کتاب هم ارائه داده‌اید؟
بله؛ نخستین کتاب یا مجموعه شعرم «در خیابان یک‌طرفه» نام دارد که در آن حدود 40 اثر شعری‌ام که بین سال‌های 1380 تا 1390 سروده شده‌اند، دیده می‌شوند. همچنین تعدادی از سروده‌هایم به همراه آثار شاعران دیگر استان و کشور در قالب 5 کتاب یا دفتر شعر به چاپ رسیده‌اند.
از جمله این کتاب‌ها که در چارچوب فعالیت گروهی شاعرانه به زیور طبع آراسته شده‌اند، می‌توان به مجموعه شعرهای «دردانه» و «ناردانه» اشاره کرد که هر 2 اثر توسط شاعر جوان و خوب استان، «یاسر قنبرلو»، گردآوری شده‌اند. کتاب دیگر «حوالی مرزهای جهان» مجموعه شعر شاعران استان قزوین است که به اهتمام «سعید عاشقی»، شاعر برجسته قزوینی، تالیف شده است. در هر کدام از کتاب‌های مذکور، بین 2 تا 3 شعر از من وجود دارد. ضمن این که 3 کتاب یا مجموعه شعر دیگر را در نوبت چاپ دارم که امیدوارم بتوانم آن‌ها را سال آینده، در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به دوستداران شعر و ادب عرضه کنم.

سطح برنامه‌های طنزی مانند «قند پهلو» را چطور ارزیابی می‌کنید؟
در کل، سطح هنری برنامه‌ها و رقابت‌های ادبی که پخش می‌شوند پایین است. متأسفانه اشعاری هم که در این برنامه خوانده می‌شوند از جهت محتوایی سطح بالایی ندارند. با این همه از نظر فنون و تکنیک‌های طنزسرایی دوره‌های اول این برنامه سطح خیلی خوبی داشت. البته شکل برگزاری این مسابقه هم طوری است که بیشتر توانایی‌های فنی شاعران طنز را محک می‌زند و به این دلیل که وقت کمی در اختیار طنزسرا گذاشته می‌شود تا شعری را راجع به موضوعی خاص بگوید، چندان نباید توقع شنیدن شعرهایی عمیق را در این گونه برنامه‌ها داشته باشیم.

چه نسبتی بین عمیق بودن و خنده‌دار بودن در یک شعر طنز برقرار است؟
درباره مشخصات و ویژگی‌های شعر طنز تعاریف زیادی وجود دارد. شخصاً معتقدم شعر طنز باید بتواند مخاطبش را بخنداند و اصولاً با اتکا به خنداندن و خندیدن است که طنز می‌تواند اثرگذار باشد. وقتی خواننده یا شنونده از جهت حسی تخلیه شد، تازه ذهنش به این سمت می‌رود که درباره موضوع مطرح‌شده در شعر طنز فکر کند. در هر شعر یا نوشتار طنزی باید فراز و فرودی را رعایت کنید. به این معنی که باید در هر چند بیت، یک بیت شاخص داشته باشید که مخاطب را بخنداند تا بتوانید باقی حرف‌ها یا پیام‌های خود را در لابه‌لای این ابیات برجسته به وی منتقل کنید؛ البته شعری که فقط خنده‌دار باشد فکاهه نامیده می‌شود و شعر طنز تلفیقی هنرمندانه از اندیشه و خنده است. خود من در محافل عمومی شعر طنزی را که خنده آور نباشد نمی‌خوانم.

سطح طنزسرایی و طنزنویسی در قزوین را چطور می‌بینید؟
اگرچه به واسطه حضور بزرگانی مانند «عبید زاکانی»، «دهخدا» و «نسیم شمال»، قزوین را پایتخت طنز ایران لقب داده‌اند، در حال حاضر کمبودهای زیادی را در حوزه ادبیات طنز احساس می‌کنیم. یکی از علت‌های این موضوع به خاستگاه اجتماعی و فرهنگی طنز در قزوین برمی‌گردد. بسیاری از مردم قزوین از ادبیات طنز در مراودات روزمره خود استفاده می‌کنند؛ به همین خاطر سطح سلیقه بالایی دارند و خنداندن آن‌ها هم کار بسیار دشواری است. باور دارم سرودن شعری که در عین خنده‌دار بودن واجد اندیشه و مفهوم باشد، شبیه معجزه است. با این حال شاعران و طنزنویسان خوبی در استان داریم که می‌توانند با تولیدات آثار بیشتر بر غنای این حوزه از ادبیات قزوین بیفزایند.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code