موضوعات
پرند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

نویسنده: مهردادموسوی خوانساری خبرنگاراستان‌ها
اکنون که دارم اینها را می‌نویسم سرد است، سرمای شدید با وجود سوختی که عبارت است از قطعات تاپاله گاو که دود می‌کند و بو می‌دهد...
1396/07/23
اکنون که دارم اینها را می‌نویسم سرد است، سرمای شدید با وجود سوختی که عبارت است از قطعات تاپاله گاو که دود می‌کند و بو می‌دهد و در اجاق هیس هیس می‌کند. توده برف در هر کنجی فرو می‌بارد...خدا به دادمان برسد زیرا ما سخت به ستوه آمده‌ایم».  اینها یادداشت‌های سرمازده جیمز فریزر است که در مرزهای شمال‌غربی ایران هنگامی که در اتاقش از سرما به خود می‌لرزیده نوشته. این سرمای اهریمنی اما برای ایرانیان بیگانه نبوده است. آنها قرن‌ها سبک زندگی خود را با عوارض طبیعی و محیط پیرامون خود وفق می‌داده‌اند.

آتش‌های خانگی
از قدیم ایرانیان پیش از فرا رسیدن سرمای ویرانگر پناهگاه‌های مستحکمی ساخته بودند و از شر زمستان بدان پناه برده بودند.  میکائیل ممبره، گردشگر ایتالیایی در دوره شاه اسماعیل، گزارش جالبی در این زمینه دارد: «ماه‌های دسامبر و ژانویه خیلی سرد بوده و همیشه برف می‌آمد. به خاطر سرما در خانه تنوری داشتند که در زمین قرار دارد و سر آن که در مقابل زمین است باز می‌باشد. زیرزمین تونلی ساخته‌‌اند که از آن باد به ته تنور آمده و آن را روشن نگاه می‌دارند. در تنور هیزم با ذغال می‌سوزانند. همه دور تنور می‌نشینند و برخی دست و برخی پای خود را به سوی آن می‌آورند. هر خانه تنوری دارد زیرا که در غیر این صورت نمی‌توان از سرمایی که سه تا چهارماه طول می‌کشد خلاص شد. اغلب نان مسطح درست کرده و در داخل تنور می‌پزند».
 شکل دیگر این آتش خانگی همان کرسی‌های قدیم بود که زمستان‌های دلپذیری برای اعضای خانواده فراهم می‌کرد. شیرین مهدوی شیوه‌های گرمایش خانه‌ها را در عصر قاجار به دو شکل اندرونی و بیرونی تقسیم‌بندی کرده است:« ...اندرونى به وسیله كرسى گرم مى گردید، میز چوبى كوتاهى روى منقلى واقع مى گشت كه داخل آن زغال مى‌سوخت و با لحافى بزرگ روى آن پوشیده مى گردید. تشك‌ها و متكاهایى در هر سوى میز قرار داده مى‌شد و افراد دور آن نشسته، پاهاى خویش را زیر آن مى‌نهادند كه با لحاف پوشیده شده بود. بعضاً آ نها دور كرسى به خواب مى‌رفتند. بیرونى به وسیله منقل‌هاى رو بازى گرم می‌گردید».

بزرگراه‌های سقف‌دار!
کنار آمدن ایرانیان قدیم با شرایط محیطی بیش از همه در شهرسازی آنها جلوه دارد. ساختاری بازارهای ایرانی علاوه بر کاربری بسیار مهم اقتصادی همچون یک گذرگاه یا بزرگراه سقف‌دار، به طول چندین کیلومتر در دل شهر گسترده بوده و رهگذران را از شر سرما و گرما و برف و باران محفوظ می‌داشته است. همین طور ساختاری به نام ساباط. کوچه‌هایی مسقف که عابرین می‌توانستند دمی زیر آن آسوده از آسمان خشمگین به سر برند. حتی به قول شاردن، سبک نشستن ایرانیان هم در ذخیره انرژی موثر بوده است:«...آنان خیلی راحت‌تر از آنچه ما روی صندلی می‌نشینیم روی قالی می‌نشینند... وقتی انسان به رسم ایرانیان روی نهالیچه‌ها می‌نشیند احساس راحت و آرامش می‌كند. ساق‌های پا مثل ران ها آسوده می‌مانند و حال آن كه وقتی روی صندلی می‌نشینیم ساق‌های پا قائم قرار می‌گیرند. همچنین در فصل زمستان اگر انسان به رسم ایرانیان بنشیند زودتر و بهتر گرم می‌شود. اما در اروپا به سبب مرطوب بودن هوا نمی‌توان از این شیوه استفاده كرد زیرا پس از مدتی انسان به درد پا و رماتیسم گرفتار می‌شود.»

زمستان است ...
انگار این‌که می‌گویند هوای کره زمین گرم شده چندان دور از حقیقت نیست. ابن فضلان بیش از هزار سال قبل در منطقه فرارودان(که هنوز هم زمستان‌های سختی دارد) سرمایی را تجربه می‌کند که از حمام درنیامده ریشش یخ می‌زند: «اقامت ما در جرجانیه به طول انجامید... توقف طولانی ما به علت سرمای سخت بود. به‌طوری که خبر یافتم دو مرد دوازده شتر می‌راندند تا از جنگلی بار هیزم بیاورند. آنها فراموش کرده بودند سنگ چخماق... با خود ببرند و بدون آتش خوابیدند. چون صبح شد همه ایشان با شترهایشان از سرما مرده بودند. سرمای هوا به قدری سخت بود که کوچه‌ها و بازارها خلوت بودند و هیچ‌کس در سرتاسر آنها دیده نمی‌شد. من وقتی از حمام بیرون آمدم و به خانه رسیدم ریشم یکپارچه یخ بسته بود به‌طوری که ناچار آن را به آتش نزدیک ساختم. من در اتاقی درون اتاق دیگر که سقف آن از گلیم ترکی پوشیده بود می‌خوابیدم و پوستین را به خود می‌پیچیدم و گونه‌هایم بیشتر اوقات به بالش می‌چسبید. در آنجا جبه‌هایی که روی پوستین را می‌پوشانید دیدم که برای آن‌که شکاف و ترک برندارد آنها را از پوست گوسفند ساخته بودند. با وجود این باز هم مانع نفوذ سرما نمی‌شد. در آن مکان زمین از شدت سرما شکاف‌های بزرگی برداشته و درختان کهن دو نیم شده بودند». چنین سرمایی را اصفهانی‌ها هم در عصر صفوی به استناد گزارش کتاب نقاوه‌الاثار تجربه می‌کنند:«... از بعضی عزیزان صادق‌القول استماع افتاد که در بعضی مرز و بوم جمیع اشجار و کروم حتی درخت سرو و زیتون خشک گردید و تمامی حیوانات برّی هلاک گشته اکثر وحوش به معموره گریخته و اصناف طیور مانند برگ خزان از درختان فرو ریختند. و به این برودت هوا و صعوبت افراط سرما، بارندگی‌های عظیم واقع شده برف‌های گران افتاد. چنانکه راه تردد و طریق آمد و شد بر مردم بسته شد». شاه هم در چنین سرمایی ترجیح می‌دهد در دولتخانه گرم و نرم خود بماند:«...هوای آن منازل را با افروختن منقل‌های زرنگار و سوختن بخاری‌های عنبر بخار به اعتدال آورده...کسی از اهل تواریخ... از این سرما خبر نداده... به این شدت و برودت هوایی اتفاق نیفتاده...»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code