موضوعات
پرند

قیام برای خدا

نویسنده: علی نوری خبرنگار
آقا! من به شما نصیحت می‌کنم، ‌ای آقای شاه! ‌ای جناب شاه! من به تو نصیحت می‌کنم؛ دست بردار از این کارها. آقا! اغفال دارند می‌کنند...
1396/03/10
«آقا! من به شما نصیحت می‌کنم، ‌ای آقای شاه! ‌ای جناب شاه! من به تو نصیحت می‌کنم؛ دست بردار از این کارها. آقا! اغفال دارند می‌کنند تو را. من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند... این‌قدر با ملت بازی نکن! این‌قدر با روحانیت مخالفت نکن... نصحیت مرا بشنو... نشنو حرف این و آن را؛ یک قدری تفکر کن، یک قدری تأمل کن! یک قدری عواقب امور را ملاحظه بکن! یک قدری عبرت ببر! عبرت از پدرت ببر...» این سخنان امام راحل است که هم‌زمان با عاشورای حسینی در سال 42 با حرارت خاصی در مدرسه فیضیه قم بیان شد. سخنانی افشاگرانه که پاشنه آشیل حکومت پهلوی بود. این سخنان به بازداشت امام خمینی(ره) منتهی شد. با دستگیری امام، اعتراض‌ها و قیام مردمی در قم و تهران آغاز شد. پاسخ رژیم پهلوی به معترضان گلوله بود. 15 خرداد 42 نخستین قیامی بود که به رهبری حضرت امام راحل در کشور ما صورت گرفت. این قیام برای ما نمادی شده که از این روز درس شجاعت و ایستادگی بگیریم. حالا به یاد آن‌چه امام(ره) و مردم در سال 42 انجام دادند همه‌ساله یاد قیام 15 خرداد گرامی داشته می‌شود. 15 خرداد نقطه عطفی در تاریخ معاصر است؛ روزی که آن را می‌توان سرآغاز جریان انقلاب اسلامی بر مبنای فقاهت و خط امام دانست.

دستگیری امام(ره)
فردای عاشورای حسینی که سخنرانی حضرت امام(ره) در قالب اطلاعیه‌هایی در قم و تهران در سطح گسترده پخش شد به اطلاع شاه رسید. شاه که به شدت خشمگین شده بود دستور بازداشت ایشان را صادر کرد.
آیت‌الله محمدعلی فیض‌گیلانی، همسایه امام خمینی(ره) در روزهای سخت و خفقان پیش از انقلاب، گفت: شب 15 خرداد که رژیم شاه برای دستگیری حضرت امام(ره) به خانه ایشان در قم حمله کرده بود، حضرت امام(ره) در خانه پسرشان حجت‌الاسلام مصطفی خمینی (مقابل خانه خودشان) بودند. امام وقتی متوجه حضور عمال رژیم شاه شده بودند، لباس خودشان را پوشیدند و از خانه بیرون رفتند و گفتند: خمینی من هستم، به بقیه چه کار دارید؟ وی افزود: نیروهای ساواک از این شجاعت حضرت امام(ره) متحیر شده بودند  . وقتی حضرت امام(ره) سوار ماشین شدند، آن‌ها برای این که دیگران متوجه نشوند، ماشین را روشن نکرده بودند و تا مقداری از مسیر، هل داده بودند.

جرقه قیام
امام خمینی(ره) را 4 صبح روز 15 خرداد 42 در قم دستگیر و به تهران منتقل کردند. بعد از دستگیری ایشان  ، تظاهرات وسیعی در تهران و قم برگزار شد.
هزاران نفر از طلاب و مردم قم و تهران در روز 15 خرداد دست به تظاهرات زدند و نیروهای رژیم شاه تعداد زیادی از آن‌ها را شهید و مجروح کردند. رضا صادقی که در تظاهرات قم حضور داشت، گفت: ما به سمت سه‌راه بازار رفتیم. یکی از دوستان با صدای بلند شعار می‌داد: «از خون خود گذشتم، با خون خود نوشتم، یا مرگ یا خمینی». وی اظهار کرد: پس از قیام 15 خرداد که در قم چندین شهید و تعداد زیادی مجروح داشت، تا حدود یک هفته حکومت نظامی بود و بازارها بسته شده بود. تا این که تعدادی از نیروهای ساواک هشدار داده بودند اگر مغازه‌ها باز نشوند، برای همیشه بسته خواهند ماند.
علیرضا اسلامی، عضو کمیته استقبال از امام خمینی(ره)، نیز گفت: روز 15 خرداد درگیری شدیدی در تهران (اطراف میدان ارک، دانشگاه، بازار تهران و مناطقی دیگر) اتفاق افتاده بود و این درگیری‌ها تا غروب ادامه داشت. فردای آن روز هم درگیری ادامه یافت و رژیم شاه به مدت 50 روز اعلام حکومت نظامی کرد. از این جا می‌توان حجم و شدت مقابله با معترضان را فهمید.

آزادی امام و آغاز دوباره نهضت
در اواخر آذر همان سال حسنعلی منصور به نخست وزیری رسید. او امام خمینی(ره) را از زندان آزاد کرد و دوباره به قم فرستاد.
آیت‌الله فیض‌گیلانی گفت: ما گذر صادق بودیم که شنیدیم امام خمینی(ره) به قم آمدند. به سرعت خودمان را به خانه امام(ره) رساندیم و دیدیم کوچه کنار خانه حضرت امام(ره) مملو از جمعیت است. حضرت امام(ره) در خانه ما حضور داشتند و من وقتی در را زدم، یک جوانی جلوی در آمد و گفت امکان ملاقات نیست. گفتم من صاحب‌خانه هستم. وقتی وارد اتاق شدم دیدم حضرت امام(ره) و تعدادی از یاران ایشان در آن جا نشسته‌اند. من هم کنار ایشان نشستم و مشغول صحبت شدیم. حضرت امام(ره) بعد از رسیدن به قم بار دیگر در یکی از سخنرانی‌های خودشان، شاه و حکومت او را به شدت مورد انتقاد قرار دادند و گفتند: «اگر خمینی را دار بزنند تفاهم نخواهد کرد.» شاه که نمی‌توانست انتقادهای امام(ره) را تحمل کند، به دنبال آخرین سخنرانی ایشان که در مخالفت با کاپیتولاسیون بیان شده بود دستور تبعید ایشان را از ایران صادر کرد.

دستگیری دوباره امام(ره)
آیت‌الله فیض‌گیلانی گفت: روز چهارم آبان حضرت امام(ره) در مخالفت با قانون مصونیت مستشاران آمریکایی سخنرانی تندی داشتند. به گونه‌ای که ما تصور می‌کردیم همان لحظه ممکن است نیروهای ساواک دست به قتل عام مردم بزنند.
سرانجام شبانگاه 13 آبان سال 42 برای دومین بار، امام خمینی(ره) در قم بازداشت و به تهران منتقل شدند و پیش از طلوع آفتاب، ایشان را به فرودگاه مهرآباد بردند و با هواپیمایی که از قبل آماده شده بود به ترکیه فرستادند. گذشت سال‌ها جریان 15 خرداد را خروشان‌تر کرد تا سیلی شد که در سال 57 دودمان پهلوی را در هم پیچید. چه خوب گفت پیر جماران که «15 خرداد روی دولت‌ها را سیاه کرد. ما نمی‌خواستیم این‌قدر روسیاهی بار بیاید. 15 خرداد ننگی بر دامن این مملکت گذاشت که تا آخر محو نخواهد شد. تاریخ ضبط می‌کند این‌ را. خودشان (مقامات حکومتی) هم گفتند که 15 خرداد ننگ بود. من هم می‌گویم ننگ بود. لکن نکته را نگفته‌اند. من نکته را می‌گویم. ننگ بود که مسلسل‌ها را، تانک‌ها را، توپ‌ها را، تفنگ‌ها را از مال این ملت فقیر به دست آوردند و به روی این ملت فقیر بستند.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code