موضوعات
پرند

بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب

نویسنده: مهردادموسوی خوانساری
کودکان امروز نمی توانند حس همسالان دیروز را هنگام دریافت عیدی با آن حس و حال، هیچ‌گاه درک کنند. خیلی چیزها عوض شده. بسیاری از سنت ها فراموش شده و برخی دیگر آنقدر کم‌رنگ، که دیگر دیده نمی شود...
1395/12/10
کودکان امروز نمی توانند حس همسالان دیروز را هنگام دریافت عیدی با آن حس و حال، هیچ‌گاه درک کنند. خیلی چیزها عوض شده. بسیاری از سنت ها فراموش شده و برخی دیگر آنقدر کم‌رنگ، که دیگر دیده نمی شود. عیدی دادن اما هنوز کم و بیش رایج است. هرچند دیگر لذت دریافت اسکناس تا نخورده لای کتاب از دست بزرگترهای فامیل به اندازه قدیم نیست. با این حال اسکناس راه دور و درازی را از میان اوراق تاریخ تا رسیدن به ورق های پر بهای کتاب های مقدس طی کرده است. راهی پر فراز و نشیب که دانستن آن به شیرینی دریافت آن از دست بزرگ خانواده است.

وقتی داریوش پیش قدم می شود
به درستی مشخص نیست که تا پیش از برآمدن هخامنشیان، سامانه اقتصادی و مالی ایرانیان چگونه بوده. سکه به عنوان اصلی ترین واحد مالی و مبادله کالا پیش از هخامنشیان در «لیدی» اختراع شده بوده و استفاده می شد. در ایران اما اولین سکه ها به نام «داریوش هخامنشی» ضرب شده است. اسم این سکه «دریک» بوده و ارزش اقتصادی فراوانی داشته. از مستندات تاریخی این دوره به دست می آید که در دوره هخامنشی چیزی شبیه بانک هم وجود داشته و خدمات ویژه ای ارائه می کرده است. این روال در دوره های اشکانی و ساسانی نیز ادامه می یابد و امروزه موزه های داخل و خارج به سکه هایی با طرح صورت پادشاهان هر سلسله مزین شده است.

پس از ورود  اسلام ‌
بعد از ورود اسلام به ایران سکه هایی با رنگ و بویی‌دیگر ضرب کردند. اگر به سکه های دوره آل بویه دقت کنید، عنوان «لااله الا الله/ محمد رسول الله» را بر آن با خطی خوش می یابید. در سراسر دوره اسلامی نقش چهره شاهان بر سکه معمول نبوده و تنها به نوشتن نام سلطان غالب بسنده می شده. در این زمان همراه با ناآرامی های مکرر سیاسی و عدم ثبات حکومت های محلی ایران، گاهی در طول یک سال به نام چند سلطان سکه می زده اند. همچنین می دانیم که در شهرهای مختلف ایران آن روزگار سکه های محلی و بومی نیز وجود داشته است. «یاقوت حموی» جغرافیدان برجسته قرون اولیه اسلامی می نویسد: «داد و ستد مردم در بخارا به روزگار سامانیان بر درمِ سیم می بود و با دینارِ زر داد و ستد نمی شد. زر مانند دیگر کالاها خرید و فروش می شد. درمی مرکب از آهن، مس، اَنُک(سرب) و مواد دیگر داشتند که در دوران اسلام ضرب شده «غِطریفی» خوانده
می شد. تصویرهایی بر آن نقش بود و جز در بخارا و بخش‌هایش رواج نداشت. درم هایی دیگر نیز می‌داشتند که «مسیّبیّه» و «محمدیه» خوانده می شد و همگی در اسلام ضرب شده است». «اصطخری» مورخ برجسته این دوره هم از واحد پولی سمرقند صحبت می کند: «معاملت سمرقند به زر باشد و به درم اسماعیلی شکسته. و نقدی دیگر هست آن را محمدی گویند وجز در اعمال سمرقند هیچ جای دیگر نرود».

واحدی های پولی خاطره انگیز
ریال از تاریخ 27 اسفند 1308 خورشیدی به عنوان واحد رسمی پول ایران انتخاب شد. تا پیش از این اما پول هایی با نام قِران، عباسی و شاهی رواج داشت. هرچند ریال و قِران هر دو واژه هایی بیگانه هستند.
یکی عربی و آن دیگری اسپانیایی است. واژه ریال بازمانده استعمار پرتغال واسپانیا در خلیج فارس دوره صفوی است. هرریال در آن دوران معادل بیست و پنج شاهی بوده است و در دوره صفوی «عباسی» یکی از پول های اصلی ایران بوده. در دوره قاجار قِران رواج می یابد تا جایی که ناصرالدین شاه خود را سلطان صاحبقران می نامید. تومان هم که واحدی رسمی نیست اما امروزه بیشترین رواج را در میان عامه مردم دارد پیشینه ای بسیار دیرپا دارد. این کلمه مغولی به همراه «یوز» و «مین» در اصل واحد شمارش سپاهیان بوده است. به طوری که «امیرتومان» به فرمانده ده هزار سپاهی گفته می شده است. همین طور «یوزباشی» و «مین باشی» به فرمانده گروهان هزارتایی و صدتایی گفته می شده است. واژه تومان از همین جا کم کم وارد واحد شمارش پول ایران هم شده تا آنجا که دولت هر بار تصمیم به تغییر واحد پول رسمی ایران می گیرد، تومان  به عنوان اولین جایگزین شناخته می شود.

اسکناس های اولیه
خیلی پیش از ایرانیان، چینی ها و سپس مغولان با پول کاغذی یا اسکناس آشنا شده بودند. معامله با کاغذ بهادار هنگامی در ایران اتفاق می افتد که یک ایلخان مغول از افراط در خوشگذرانی خزانه اش خالی‌ و دست به دامان وزیر خود می‌شود. گیخاتوخان ایلخان مغول وقتی در سال 693 ه.ق دست به دامان صدرجهان زنجانی وزیر ایرانی اش می شود که آوازه استفاده از پول کاغذی در خانبالیغ(شهر پکن امروزی)، پایتخت مغولان در چین به گوششان خورده بوده.لابد آنها هم این بخش از سفرنامه مارکوپولو را خوانده بوده اند:«... پول کاغذیِ خانِ بزرگ در سراسر کشورش رواج دارد. ضرابخانه(چاوخانه) خان بزرگ در همین شهر خان بالیغ است...چند تن از پایوران در سر این کار گماشته هستند که گذشته از نوشتن نام های خود در آن ورقها، آنها را مهر می زنند... سپس گماشته مخصوص اعلیحضرت مهر پادشاهی را به رنگ شگرف زده به آن پاره کاغذ مهر زند... با این ضمانت آن ورقه اعتبار گیرد و پول رایج شود». در ایران هم این اسکناس ها را چاو می نامیدند و برای انتشار آن به تعداد زیاد، مجبور به ساخت مرکزی به نام چاوخانه شدند. بدین ترتیب واژه چاو یا چاپ وارد زبان فارسی شد. به دلایل مختلف این اسکناس های اولیه در سامانه اقتصادی ایرانیان جای خود را باز نکرد و تا دوره سلطنت ناصرالدین شاه قاجار دیگر خبری از آنها نبود. تنها در این دوره بود که اسکناس ایرانی در بانک های لندن چاپ می شد و در ایران توزیع. اولین اسکناس داخلی اما در سال 1311 خورشیدی در بانک ملی ایران چاپ شد و از آن پس تا امروز، مسیر متفاوتی را هم از نظر ارزش مالی و هم از نظر شکل و شمایل طی کرده است.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code