موضوعات
مازندران

مسئولان ویلچر ندارند

نویسنده: فاطمه عربی خبرنگار
سوم دسامبر یا 12 آذرماه روز جهانی معلولان را پشت سر گذاشتیم، روزی‌که حداقل در کشور ما مسئولان شعارهایی را برای کاهش مشکلات این قشر از جامعه گفته می‌کنند....
1396/09/14
سوم دسامبر یا 12 آذرماه روز جهانی معلولان را پشت سر گذاشتیم، روزی‌که حداقل در کشور ما مسئولان شعارهایی را برای کاهش مشکلات این قشر از جامعه گفته می‌کنند. صحبت‌های زیبایی که اغلب در راستای کاهش مشکلات و حضور جدی معلولان در جامعه بیان می‌شود. در مراسم روز جهانی معلولان مسئولان زیادی حضور داشتند. در رأس آن‌ها نیز استاندار مازندران بود که به عنوان نماینده عالی دولت در استان از جامعه معلولان مازندران به خاطر چالش‌های موجود در استان عذرخواهی کرد. «محمد اسلامی» در این مراسم که با حضور بیش از 2 هزار معلول و خانواده‌های آن‌ها برگزار شد، گفت: ما وظیفه داریم نسبت به توانمندسازی جامعه هدف بهزیستی اقدام کرده و امید به زندگی را افزایش دهیم. از جامعه معلولان مازندران به دلیل کاستی‌هایی که برای تردد آنها در شهرهای استان وجود دارد عذرخواهی می‌کنم. امیدوارم مسئولان به خانواده معلولان نگاه توانمندسازی و عشق داشته باشند.
 هرچند که استاندار به عنوان شخص اول اجرایی استان از معلولان عذرخواهی کرد، اما معمولا با تمام شدن این روزها، این صحبت‌ها هم به فراموشی سپرده می‌شود تا سالی بعد و مناسبتی دیگر که تریبون را باز مسئولان در اختیار بگیرند.

کندوکاو هر روزه در شهر و مشکلات معلولان
سیستم حمل و نقل همگانی نه تنها در مازندران بلکه در پایتخت و سایر نقاط کشور برای معلولان بهینه‌سازی نشده، تردد در شهر و پیاده‌رو‌هایی که هر روزه توسط شهرداری‌ها یا ادارات در حال حفاری است برای معلولان دشوار است. تصور کنید نابینایی که بخواهد از پیاده‌رو عبور کند، اگر در چاله‌هایی که در فصل بارندگی توسط شهرداری در پیاده‌رو‌ها ایجاد می‌شود گرفتار نشود، قطعاً عصایش در شکاف یکی از سنگ فرش‌های پیاده‌رو گیر می‌کند. وجود سنگفرش‌هایی که اغلب شهرداران در فصل بارندگی به دنبال ترمیم و ساخت آن هستند برای معلولان اهمیت زیادی دارد.
 در راه تحصیل هم مشکلات معلولان بسیار زیاد است. فرد معلول برای تحصیل در مقاطع بالا با مشکلات زیادی مواجه است، چرا که سیستم آموزشی برای معلولان مناسب‌سازی نشد. به یاد دارم در مرکزی که تحصیل می‌کردم، دانشجویی که دچار معلولیت بود، برای حضور در کلاس، ویلچرش را پای پلکان می‌گذاشت و با دست‌هایش 3 طبقه را از پله‌ها بالا می‌رفت. اغلب مراکز آموزشی و دانشگاهی ما دچار این ضعف هستند، پارک، بوستان، سینما، سیستم حمل‌و‌نقل و حتی سرویس‌های بهداشتی همگانی برای استفاده معلولان به درستی ساخته نشده‌اند. فراموش کردیم که همه معلولیت‌ها مادر‌زادی نیست و طبق آمار بیشترین معلولیت‌ها ناشی از تصادف و حوادث کار است. یک ضربه خفیف در اتصال بین گردن و جمجه می‌تواند فرد را به کما ببرد یا برای همیشه دچار عوارض کند یا یک اتفاق می‌تواند فرد سالم را به معلول دارای ضایعه نخاعی تبدیل کند.

افزایش تعداد معلولان
اگر توجهی به آمار 10 سال اخیر بهزیستی مازندران داشته باشیم متوجه می‌شویم که هر سال به تعداد معلولان زیر پوشش این نهاد افزوده می‌شود. به گفته مدیرکل بهزیستی مازندران 50 هزار معلول در استان زیر پوشش این سازمان هستند. این آمار در سال 95 بالغ بر 45 هزار نفر بود و سال قبلش 42 هزار نفر! این تعداد فقط آمار رسمی است که اعلام می‌شود و آماری از تعداد افرادی که به هر علت حاضر نیستند زیر پوشش قرار بگیرند در دسترس نیست. هر سال تعداد زیادی از هموطنان به ویژه جوانان گروه سنی 20 تا 30 سال در سوانح رانندگی جان خود را از دست می‌دهند یا دچار معلولیت می‌شوند. طبق گزارش پزشکی قانونی مازندران فقط طی 6 ماه نخست امسال در تصادفات جاده‌ای استان 335 نفر جان خود را از دست دادند و 8 هزار و 600 نفر مصدوم شدند. طبیعتا تعدادی از این افراد یا دچار ضربه مغزی یا معلولیت دائم از ناحیه دست، پا و کمر شدند.

آرزوهای از دست رفته
«محمد طاها» جوان 22ساله‌ای است که هر روز عصر به بوستانی که در محله آن‌ها قرار دارد می‌رود و به تماشای فوتبال بچه‌ها می‌نشیند. او در اثر یک تصادف قطع نخاع شده است. جوانی که رویاها و آرزوهای خود را بر باد رفته می‌بیند. دوست داشت فوتبالیست شود، از بچگی فوتبال بازی می‌کرد. پدر و مادر که از علاقه تنها پسرشان به فوتبال با خبر بودند او را در مدرسه فوتبال ثبت‌نام کردند، به شرطی که در کنار فوتبال درسش را خوب بخواند. می‌گوید: همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت، در دانشگاه قبول شدم و کنار درس فوتبال هم بازی می‌کردم تا آنکه آن تصادف، زندگی‌ام را تغییر داد. باورم نمی‌شد که دیگر نمی‌توانم روی پاهایم راه بروم؛ من عاشق دویدن بودم. هر روز صبح به خودم می‌گفتم امروز می‌توانم روی پاهایم بایستم، اما الان 4سال از آن اتفاق تلخ می‌گذرد.

تغییر شیوه زندگی
او درباره روز حادثه اظهار می‌کند: در دانشگاه سراسری قبول شدم. برای ثبت‌نام به تهران رفتم و در راه برگشت ماشین ما تصادف کرد. وقتی به بیمارستان رفتم حالم خوب بود. فقط کمی پاهایم بی حس شده بودند و درد را احساس نمی‌کردم، کمی هم سر و صورتم خونی بود. بعدها فهمیدم قطع نخاع شدم، باورش خیلی برایم سخت بود، مگر می‌شود من نتوانم راه بروم! پس دانشگاهم چه می‌شود، آینده و زندگی‌ام؟! این پرسش‌هایی بود که هر روز ازخودم می‌پرسیدم.
محمد طاها ادامه می‌دهد: می‌گویند همین که از آن تصادف جان سالم به در بردم یعنی اینکه معجزه شده اما رفتارم تغییر کرده بود و دیگر آن پسر مهربان و حرف گوش‌کن نبودم.  با خانواده‌ام بد رفتار می‌کردم، اخلاقم بد شده بود. می‌دانستم که خانواده و اطرافیان در این حادثه مقصر نیستند، اما دست خودم نبود. یک ترم مرخصی گرفتم و بالاخره توانستم درسم را تمام کنم. الان مدتی است که شرایط را پذیرفته‌ام. تا پیش از تصادف و از دست دادن پاهایم نمی‌دانستم که معلولان با چه مشکلاتی در جامعه مواجه هستند. اکنون وقتی از در خانه بیرون می‌آیم متوجه این مشکلات می‌شوم. با خودم می‌گویم مگر می‌شود مسئولان این همه مشکلاتی را که سر راه معلولان قرار دارد، نبینند؟!
 او درباره مشکلاتی که در این سال‌ها در جامعه لمس کرده، می‌گوید: در این 4 سال که ویلچرنشین شدم، حداقل 4 بار سنگ‌فرش‌های پیاده‌راه‌ها را خراب کردند و از نو ساختند. حتی عبور از عرض خیابان هم برای تردد معلولان بسیار سخت است. ماشین‌هایی که علاوه بر پارک ممنوع، دوبل پارک می‌کنند هم به مشکلات اضافه کنید. برای رفتن به تنها سینمای شهر با مشکل مواجه هستم، حتی برای رفتن به پارک‌. تا پیش از تصادف اصلا نمی‌دانستم که فضای همگانی شهر باید برای همه شهروندان به ویژه معلولان مناسب‌سازی شود. اغلب بانک‌ها، ادارات و مؤسسات شهر الگوی مناسبی برای تردد معلولان و حتی سالمندان ندارند. پوشش‌های بیمه‌ای و حمایتی هم ضعیف است.

جامعه‌ معلول
این شهروند با بیان اینکه اگر مسئولی صبح‌ها مجبور بود با ویلچر سر کارش برود، شاید مشکلات ما را درک می‌کرد، می‌افزاید: شعارهای قشنگی داده می‌شود؛ مثلا اینکه معلولیت، محدودیت نیست، بله اما وقتی جامعه ما معلول باشد به دنبال آن محدودیت‌هایی را برای شهروندان معلولش به وجود می‌آورد. این مشکلات فقط مختص معلولان ضایعه نخاعی نیست، شاید مشکلاتی که نابینایان و ناشنوایان در جامعه با آن مواجه هستند بیشتر از بیماران جسمی و حرکتی باشد.
محمدطاها در مورد مشکل اشتغال معلولان نیز می‌گوید: برای کار مرتبط به رشته‌ام به چند مرکز رفته‌ام، خانم جوانی که مانند بنده مراجعه کننده بود به من گفت، برای افراد با جسمی سالم هم به سختی کار پیدا می‌شود! ناراحت شدم، اما تصمیم گرفتم که دیگر در زندگی ناامید نشوم و تلاش کنم. باید حرفه و کاری را انتخاب کنم، دلم برای پدر و مادرم می‌سوزد. برای تنها پسرشان چه آرزوهایی که نداشتند، اما الان چه! مدرک مهندسی‌ام به چه کاری می‌آید! مادرم سن زیادی ندارد، اما خیلی بیشتر از سنش به نظر می‌رسد. باید برای آن‌ها هم که شده کار و حرفه‌ای برای خودم دست و پا کنم. باید یاد بگیرم روی پای خودم بایستم، هرچند می‌دانم موانع زیادی جلوی پایم قرار دارد. می‌خواهم به خودم، مادر و پدرم ثابت کنم که من تغییر کرده‌ام.  در طول سال تحصیلی هر وقت که فرصتی دست می‌داد به کلاس نقاشی می‌رفتم و الان هر از گاهی نقاشی می‌کشم، کار انیمیشن هم انجام دادم و شاید به صورت جدی به این حرفه بپردازم. کم نیستند آدم‌های اطراف ما که شرایط «محمد طاها» را دارند و به دلیل مشکلات روحی از جامعه فاصله گرفتند یا به علت مشکلات زیاد نمی‌توانند در شهر به راحتی تردد کنند، باید مشکلات معلولان لمس شود تا برنامه‌ای مدون برای کاهش مشکلات در جامعه ارائه شود. شاید روزی سرنوشت «محمد طاها» برای هر یک از ما در زندگی اتفاق بیفتد، پس بهتر است هر یک از ما با توجه به نقشی که در جامعه داریم یک گام برای از بین رفتن این مشکلات برداریم.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code