موضوعات
مازندران

قوم شناسي

اقوام بختیاری در مازندران

نویسنده: ابراهیم درویشی
قوم بختیاری از بزرگ‌ترین و معتبرترین اقوام سرزمین ایران است. در مورد منشأ نژادی و خاستگاه قومی بختیاری‌ها دانشمندان مختلفی اظهار‌نظر کرده‌اند. از پرفسور گریشمن که آنها را بدون در نظر گرفتن مطالعات ژنتیکی و نژاد‌شناسی به اقوام پارسی قدیم و اقوام آنزانی باستانی نسبت می‌دهد.
1393/01/20
«لرد کرزن» این قوم را از اعقاب لشکریان اسکندر مقدونی و از نژاد یونانی می‌داند. گروهی از نژاد‌شناسان اروپایی اصل بختیاری را از سرزمین «باختر» یا «باکتریا» دانسته و در حقیقت این قوم را از ناحیه بلخ که امروزه مربوط به کشور افغانستان است می‌دانند. گرچه بسیاری از پژوهشگران بختیاری امروزی بسیار کوشیده‌اند اصل بلخی این قوم را منکر شوند، اما حتی اگر در نوشته‌های «سردار اسعد بختیاری» در کتاب تاریخ بختیاری دقت کنیم او نیز واژه بختیاری را تغییر یافته کلمه باختری که مربوط به سرزمین بلخ باستان است می‌داند.
 شواهد و قراین نشان می‌دهد که تا پیش از حمله مغول از این قوم نام و نشانی در مناطق زاگرس و بختیاری امروزی وجود نداشت. اصل بلخی بودن اجداد اولیه بختیاری‌ها پذیرفتنی است، اما به اعتقاد نگارنده متن واژه بختیاری تغییر یافته کلمه باختر یا باختری نیست. معتقدم این کلمه از واژه «بخدی‌آری» به‌وجود آمده است. «بخدی» در متن‌های تاریخ باستان نام قدیم «بلخ» و «آری» مخفف کلمه آریایی به معنی «حشم‌دار» و «مال‌دار» است. «بخدی‌آری» به معنی آریایی‌های سرزمین «بخدی» یا «بلخ» است. «آری» صفت عمومی تمام قبایل کوه‌نشین آریایی هندوکش بوده است. پس از استیلای مغول اجداد اولیه بختیاری‌ها از بلخ کوچ کرده و به سوی نواحی زاگرس آمدند. سپس با بومیان آن ناحیه در آمیخته و قومی به نام بختیاری پدید آوردند و اقوام ترک و مغول در مناطق اولیه آنها در شمال هندوکش و بلخ جایگزین شدند.
نخستین کوچ بخشی از قوم بختیاری به مازندران در زمان صفویه روی داد. گروهی از قوم بختیاری اصفهان که سرداران جنگی صفوی بودند برای سرکوب طوایف ازبک و ترکمن اعزام شدند. حین عبور از مناطق سوادکوه و شیرگاه سرکرده این قشون از جغرافیای این ناحیه خوشش آمد و از شاه صفوی درخواست اقامت در این ناحیه را کرد. شاه صفوی هم موافقت کرد. بدین ترتیب دسته‌ای از قوم بختیاری در حدود «چای‌باغ» و «ملفه» شیرگاه سکونت گزیدند که از نسل آنها خاندان «شریفی»های «چای‌باغ» شکل گرفت که از خاندان‌های محترم و اصیل این منطقه هستند.
دومین کوچ در زمان نادرشاه افشار صورت گرفت. نادر در جنگی که با سران بختیاری ایل «هفت لنگ» داشت پس از پیروزی، حدود 3 هزار خانوار از این ایل را به خراسان تبعید کرد که پس از مرگ نادر اندکی در خراسان باقی ماندند و بیش از 2 هزار خانوار آنها به سمت موطن اصلی‌شان یعنی چهار‌محال‌وبختیاری کوچ کردند. چند صد خانوار باقیمانده هم از سمنان تا دره‌های شهمیرزاد و خطیر پراکنده  و گروهی هم در روستاهای ورامین، تهران، گلپایگان و کاشان مستقر شدند. از آن دسته که به سمت خطیرکوه آمدند گروهی در «دوآب»، «پل‌سفید»، «شورمست» و «طاله» تا حدود «ولوپی» و روستای «تیلم» و اطراف آن پراکنده شدند. از این طوایف بختیاری آن‌هایی که در «طاله» و «شورمست» سکونت گزیدند طایفه بزرگی را تشکیل دادند از شهرت و اعتبار خوبی در سوادکوه برخوردار شدند و تا حدود زیادی اصالت و هویت فرهنگی تاریخی بختیاری خود را حفظ کردند. این طوایف از 2 تیره «علاالدینی» و کالی تیره بختیاروند یا بهداروند تیره «هفت لنگ» بختیاری هستند که به فامیلی‌های علاالدینی، کالیراد و شکوهی سوادکوهی شهرت دارند و بسیاری از آنها از شخصیت‌های برجسته علمی و فرهنگی در منطقه و کشور هستند. 
در کتاب «ریشه‌های قومی قبایل سوادکوه» به معرفی چند طایفه بختیاری منطقه پرداخته‌ام که خوانندگان محترم را برای پژوهش و مطالعات بیشتر به مطالعه این کتاب دعوت می‌کنم.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code