موضوعات
مازندران

نیمای گپ(96)

اشعار تبری نیما یوشیج از مجموعه «روجا»

نویسنده: عادل جهان آرای
1393/10/14
آفتاب وَرْ بدیمُ مرغ بی‌پَرْ/در کنار آفتاب، مرغ بی‌بال و پری را دیدم
بوتُمُ چی خوانی؟ بوتُ کِجه‌وَرْ/گفتم چه می‌خواهی، گفت کجور را می‌خواهم
وَرْ هادامُ شِ نخواسته جاء پَرْ/از کنارش رد شدم، از جایش بلند نشد
پ‌ِای هاکِرْدُ وَنگ هاداُ آ دلبر/برگشت و فریاد زد آی دلبر
خوانش
در شعرهای نیما اگر چه شاعر گاه مستقیماً حضور ندارد، ولی وقتی در برخی شعرها در مقام استعاره شخصی جلوه می‌کند یا موجودی با نماد و نمود جدیدی، شکل می‌گیرد، می‌توان در آن صورت هم ردی از حضور شخصی را دید که شاعر می‌خواهد استثنائاً یا به دلیل ایجاد رنگمایه‌های شاعرانه تازه، به او نقش تازه‌ای بدهد. نیما اگر شاعر بی‌بال و پری نیست، ولی میل و هوای روحی و روانی‌اش مدام به سوی جایی که به آن دلبستگی داشت، سیر می‌‌کند. اما در اشعار تبری نیما باید به شکل نوشتاری واژه‌ها هم دقت کرد. در این شعر واژه «کِجه‌وَرْ»دیده می‌شود که ما در ترجمه آن را کجور نوشتیم. ولی به اعتقاد نیما کجوری که امروز آن را بر اساس املای زبان فارسی می‌نویسیم درست نیست و املای درستش همانی است که نیما نوشته است. یکی از دغدغه‌های نیما هم معمولا توجه به زبان تبری و واژه‌های آن بود. وی این موضوع را هم در یادداشت‌های روزانه‌اش بارها تأکید کرده بود.  



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code