موضوعات
لرستان

جای خالی درمان در دورترین روستای استان

نویسنده: نسرین صفربیرانوند /خرم‌آباد – خبرنگار
سکونت در دورترین آبادی لرستان، آن‌جایی که از ماشین و امکانات و تکنولوژی خبری نیست، آن هم در خانواده‌ای کوچ‌رو و عشایر از جمله مشکلاتی است که بیماری سرطان ریشه در وجودت بیندازد و حتی تصور وجود چنین بیماری‌ای هم نتواند هشداری برای درمان زودهنگام باشد...
1396/07/19
سکونت در دورترین آبادی لرستان، آن‌جایی که از ماشین و امکانات و تکنولوژی خبری نیست، آن هم در خانواده‌ای کوچ‌رو و عشایر از جمله مشکلاتی است که بیماری سرطان ریشه در وجودت بیندازد و حتی تصور وجود چنین بیماری‌ای هم نتواند هشداری برای درمان زودهنگام باشد. «محمد حاجیوندقالبی» نوجوان 11 ساله لرستانی است که در منطقه المون‌گرم در روستای چوب‌کوه زندگی می‌کند و این روزها پنجه در پنجه سرطان انداخته است تا با یاری معلمی دلسوز و فداکار سلامتی‌اش را بازیابد. برای عیادت از محمد به بیمارستان شهید مدنی می‌رویم. دیدن او و مادرش که گویی پا به دنیایی ناشناخته گذاشته‌اند انسان را به فکر وا می‌دارد. آن هم در حالی که فارغ از درد و بیماری، شرایط نامساعد مالی خانواده هم به مشکلات دامن زده است.
وقتی به او می‌گویم از حال و احوالش برایمان بگوید، اولین جمله‌اش قدردانی از معلمی بود که در تمام روزهای بیماری همواره کنارش حضور داشته و برای او زحمات زیادی کشیده است. «منیژه افشاری» مادر محمد هم که در گوشه‌ای نشسته و آرام به صحبت‌های ما گوش می‌دهد با غمی که در چهره‌اش کاملا هویداست می‌گوید: از زمانی که متوجه شدیم محمد به بیماری خاصی مبتلاست شب و روز نداریم و هر لحظه‌مان با ناراحتی سپری می‌شود.
وی ادامه می‌دهد: زندگی‌مان مشکل دارد و بچه‌های دیگر هم هستند. ما عشایر هستیم. از یک طرف نگران محمد و از طرف دیگر کوچ‌نشینی‌ام. اما در حال حاضر برای درمان محمد به پول نیاز داریم که تهیه آن سخت است. در تمامی این روزها معلم محمد برای انجام بسیاری از امور به ما کمک کرده است و باید بگویم اگر فداکاری و حمایت‌های او را نداشتیم، اصلا دستمان به جایی بند نبود.
«مصطفی پاپی» معلم محمد، 18 سال است در مناطق عشایری منطقه ماهرو خدمت می‌کند. وی می‌گوید: سه سال است محمد دانش‌آموز من است و در این مدت متوجه ضعف بدن او بودم. محمد توانایی انجام فعالیت‌‌های ورزشی و جنب و جوشی دیگر هم‌سن و سالانش را نداشت. هر چه به پدرش اصرار کردم محمد را نزد پزشک ببرد جوابش این بود که چیزی نیست. تا این که اواخر اردیبهشت به دلیل بیماری سرماخوردگی زمین‌گیر شد و او را برای درمان به الیگودرز بردیم. پس از انجام آزمایش دکترها محمد را برای انجام آزمایش‌های تکمیلی به اصفهان اعزام کردند و در چکاب کلی متوجه بیماری محمد شدند. در حال حاضر محمد جراحی برداشت تومور را انجام داده و قرار است 14 مرحله شیمی‌درمانی هم بگذراند.
پاپی ادامه می‌دهد: در مدارس عشایری سنجش سلامت وجود ندارد و شاید اگر این مسأله در مورد آن‌ها اجرا می‌شد، خیلی زودتر به بیماری محمد پی می‌بردیم و درمان آسان‌تر می‌شد.

خاطره‌ تلخ
پاپی با اشاره به تلخ‌ترین خاطره‌اش در دوران بیماری محمد، می‌گوید: زمانی که متوجه وجود سرطان در بدن محمد شدیم، یکی از اقوام پدرش تأکید داشت؛ درمان سرطان امکان‌پذیر نیست و نباید هزینه کنند. آن شب پدر محمد تا صبح گریه کرد و من آن لحظه‌ها را هیچ زمانی از یاد نمی‌برم. نبود آگاهی و اطلاعات باعث می‌شود گاهی برخی بیماری‌ها هرچند ساده به معضلی بزرگ برای این خانواده‌ها تبدیل شوند.
این معلم ادامه می‌دهد: اگر بگویم خانواده محمد فقط با یارانه زندگی‌شان را سر می‌کنند، تعارف نکرده‌ام. آن‌ها زندگی بسیار سختی دارند و با دشواری روزگار می‌گذرانند. خانواده محمد عشایرند اما به دلیل مشکلات بیماری فرزندشان مجبور به اقامت در روستا هستند که این مسأله برای آن‌ها که سال‌هاست به زندگی عشایر عادت کرده‌اند سخت است. از طرفی نمی‌توانند محمد را هم رها کنند. در بحث هزینه‌های درمانی دفترچه سلامت دارند و خیلی از داروها تحت پوشش هستند، اما برای پرداخت هزینه باقی‌مانده با مشکل مواجه‌اند. در حال حاضر محمد را در مؤسسه محک ثبت‌نام کرده‌ایم اما مراحل کار فعلا نهایی نشده است. مشکل دیگر این است که خانواده محمد از چگونگی بیماری آگاه نیستند، به طوری که پس از پایان شیمی‌درمانی دوره پنجم او را همراه چند رأس گوسفندی که دارند به بیابان فرستادند.
وی عنوان می‌کند: 18 سال است با عشایر زندگی می‌کنم و مشکلاتی را که شاید در فیلم‌ها و تلویزیون دیده باشید، از نزدیک لمس کرده‌ام. زندگی در یک اتاق سه در چهار کپری همراه با دانش‌آموز و خانواده آن‌ها تجربه سختی است. در تمام این سال‌ها شاهد مظلومیت خانواده‌های عشایر بوده‌ام و به همین دلیل احساس کردم رها کردن محمد در این جامعه ظلم بزرگی است. خودم را جای پدر و مادر او گذاشتم. البته در این میان برخی همکاران و همسرم هم دوشادوش من برای درمان محمد تلاش می‌کنند که جای قدردانی دارد.

ضرورت آگاه‌سازی جامعه از زندگی سخت عشایر
پاپی اظهار می‌کند: برای رفتن به مدرسه عشایری باید 24 ساعت پیاده‌روی کرد. ما در چنین شرایطی آموزش می‌دهیم، اما باور داریم آگاهی واقعا مهم است و برای رسیدن به این هدف باید هزینه کنیم تا جامعه آگاه شود. اما فقط بحث آگاهی دانش‌آموز نیست؛ بلکه خانواده عشایری هم باید آموزش داده شوند. زیرا تا آموزشی در کار نباشد نمی‌توان انتظار توسعه و پیشرفت را چه در جامعه عشایری چه در جوامع شهری داشت‌.
وی می‌افزاید: در مناطق عشایری زیرساخت‌ها فراهم نیست و کلاس درس و تخته وجود ندارد. وقتی به این مناطق می‌آیی باید تنها برای خودت سرپناهی درست کنی. ما در مدارسی شبه کپری زندگی می‌کنیم. راه مال‌رو است و تلفن آنتن نمی‌دهد. با حضور در این مناطق روزهای زیادی هم نمی‌توانیم از خانواده خبر بگیریم.

امکانات اندک برای بیماران سرطانی
پزشک متخصص آنکولوژیست در بیمارستان شهید مدنی و پزشک محمد می‌گوید: در لرستان امکانات برای بیماران سرطانی بسیار کم است؛ حتی نسبت به استان‌های همجوار مانند کرمانشاه در وضعیت نامطلوب‌تری قرار داریم. دانشگاه اقداماتی در خصوص بازسازی بیمارستان مدنی انجام داده است اما کافی نیست؛ یعنی مراکز سرطان استان فاقد استانداردهای لازم هستند، جایی برای ایزوله مریض وجود ندارد به لحاظ آزمایشگاه هم با مشکل مواجه هستیم.
«بابک عبدالکریمی» می‌افزاید: مؤسسه محک در بحث تأمین دارو بیماران سرطانی عملکرد خوبی داشته است، اما خیران باید در بحث راه‌اندازی مراکز مجهز در استان ورود کنند.
وی درباره بیماری این دانش‌آموز عشایری می‌گوید: تومور محمد که از نوع بدخیم است. قفسه سینه و قسمتی از دنده‌ها را گرفته. این تومور می‌تواند استخوان‌ها را هم درگیر کند. تومور خوبی نیست و ما امیدواریم باقی‌مانده آن با وجود جراحی‌ای که انجام شده است و شیمی‌درمانی از بین برود. محمد و امثال محمد زیاد هستند. شاید 95 درصد از کودکانی که در بیمارستان مدنی بخش آنکولوژی بستری هستند از اقشار ضعیف باشند زیرا آن‌هایی که دستشان به دهانشان می‌رسد بیمارشان را به تهران اعزام می‌کنند.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code