موضوعات
کرمانشاه

فراز و فرودهای شعر لکی

نویسنده: فرزانه کرمی کرمانشاه- خبرنگار ‌
«کیومرث امیری کله جویی» مشهور به «لک امیر» سال 1338 در روستای کله جو بخش فیروزآباد به دنیا آمد. پس از اتمام دوران ابتدایی به کرمانشاه رفت و دیپلم ادبیات گرفت...
1396/02/27
«کیومرث امیری کله جویی» مشهور به «لک امیر» سال 1338 در روستای کله جو بخش فیروزآباد به دنیا آمد. پس از اتمام دوران ابتدایی به کرمانشاه رفت و دیپلم ادبیات گرفت. سپس وارد دانشگاه شد ولی به دلایلی آن را نیمه کاره رها کرد. وی سال‌ها در زمینه هایی چون داستان، فیلمنامه نویسی، روزنامه نگاری و... فعالیت داشته، اما شهرت اصلی اش به خاطر اشعار زیبا و کم نظیر او به زبان لکی است. تاکنون آثاری مانند «مرثیه ای برای تو»، «گورستان یخ زده»، «دیوان شعر خریوه» و« افسانه های لکی» از وی منتشر شده است. به تازگی هم دیوان اشعار او منتشر و وارد دنیای شعر و ادبیات شد. گفت‌وگوی همشهری را با این شاعر نام آشنا می خوانید.
  • آنچه به تازگی تحت عنوان دیوان شعر از شما منتشر شده، بازتاب ذهن و قلب شماست یا تنها خلق یک اثر زیبا؟
به نظر من نمی شود شعر را این‌گونه تعریف کرد و این یک بحث پیچیده است. در داستان هم همین‌طور است. گرچه گفته اند که نویسنده در آثارش خودش را در انظار عموم مطرح می کند، اما به نظر من این همه اش نیست، شعر به نظر من زیبایی است. حتی محتوا هم نیست گرچه محتوا بخش بسیار مهمی از آن است. شعر یک سخنوری و هنرمندی فوق العاده می خواهد که کار هرکس نیست. این 2 چیزی که شما می‌گویید، هر دو با هم است و البته قضیه عمیق تر از اینهاست. شعر هم ذهن و قلب و ایده و آرمان های شاعر است و هم چیزی ورای آن یعنی خلق زیبایی.
  • در اثر شما نماد های فرهنگی و بومی چه جایگاهی دارند؟
به نظر من ضعف تاریخی که نه تنها در مدیریت فرهنگی بلکه در شعرا و نویسنده های ما هم هست، این است که به توسعه فرهنگ بومی و منطقه ای خود توجه نداریم. ما داشته ها و ارزش های فرهنگی خود را کنار گذاشته ایم و طبیعی است وقتی که اینها کنار برود، سطحی نگری و ابتذال جایشان را می گیرد. طبیعی است انسان در هر محیط و شرایطی که زندگی می کند، به المان های آن محیط وابسته است. روح شاعر علاوه بر این المان ها، استعدادها، هنرها و عرفان بومی، سیر جهان شمولی هم دارد و نگاه او به جهان نیز هست. اثر من این المان های بومی و فرهنگی را دارد و غیر از این هم نمی تواند باشد چون آمیخته با ذهن و شخصیت من است؛ اما اینکه همه اش باشد، خیر.
شعر برای بعضی ها کوششی است و تلاش می‌کنند آن را خلق کند. برای بعضی هم کششی است و خودش می آید یعنی خودش در روح شاعر به خروش درمی آید. بیشتر و شاید همه اشعار من جوششی است و خودشان به سراغم می آیند و در این حالت طبیعی است که حاصل روح و ذهن و باورهای من باشد.
من در یک منطقه زاده و بزرگ شده ام و با مردمی زندگی می کنم که حرمان ها، رنج ها، آرزوها و شادی هایشان، همه و همه در من جمعند. همه اینها به اضافه شعور و آگاهی شاعر و نگاهی که به جهان پیرامون خود دارد در درون شاعر جوششی می شود که بتواند اثرش را خلق و کلامش را در قالب شعر بیان کند.
  • با توجه به اینکه اشعار دیوان به زبان لکی است، چقدر کوشش کرده اید که اصالت زبان را حفظ کنید؟
زبان لکی زبانی بسیار قدیمی است با واژه های فراوان و بکر و زیبا که بسیاری از آنها‌ فراموش شده است. من سعی کرده ام که بتوانم این واژه ها را حفظ کنم. ظرافت هایی در این زبان هست که فقط به همین زبان می شود بیانش کرد. گاه این ظرافت ها به حدی است که حتی نمی شود آن را ترجمه کرد. در دیوان شعر من ابیاتی هست که به هیچ وجه نمی توان آن را به زبان دیگری ترجمه کرد، به شکلی که تمام ظرایف ان حفظ شود؛ حتی اگر مترجم به همین زبان صحبت کند و در این زادبوم زیسته باشد. البته جاهایی هم واژه هایی از زبان های دیگر وارد شعر من شده است که به همان اتفاق تأثیر زبانی برمی گردد و اجتناب ناپذیر است.
گاه من برای حفظ این اصالت از عروض گذشته و وزن را شکسته ام و خیلی ها هم در این مورد بر من خرده گرفته اند. در جاهای دیگر هم گفته ام‌که‌‌پدیده هنری ابتدا شکل می گیرد سپس قانونمندش می‌کنند. زمانی که نیما آمد و آن شعر نیمایی را خلق کرد، او را متهم به کفر و الحاد و خیانت به فرهنگ و ادبیات کردند. اما بعدها گفته هایش پذیرفته شد و بر آن قانون نوشتند. در بحث قوافی و عروض شاعر اختیاراتی دارد و من در جایی اختیارات بیشتری به خود داده ام. زبان لکی زبان رهایی است و گاه نمی توان آن را طبق تقطیع هجایی و معیارهای عروض در شعر فارسی سنجید. مثلا حرف «آ» در زبان لکی گاه یک هجاست و گاهی تا 4 هجا نیز می رود. ما بزرگ‌ترین استادان عروض و قافیه را داشته ایم که شعرهای زیادی گفته اند ولی پایدار نمانده اند. چرا؟ مگر اینها استاد عروض و قافیه نبوده اند؟ چرا آنها که حتی از یک هجا هم نگذشته اند، شعرشان ماندگار نشده است؟ چون شعر، زیبایی و هنر سخنوری است. تنها پایبندی به عروض و قافیه شرط سرودن شعر نیست. شرط همان اصل زیبایی و سخنوری و هنر شعر گفتن است که متعلق به هرکسی نیست.
  • اوضاع امروز شعر لکی را چگونه ارزیابی می کنید؟
قدمای ما هم شعر لکی زیاد گفته اند. خیلی‌ها براساس فرهنگ شفاهی، سینه به سینه و خیلی‌ ها هم چاپ شده است که بسیاری از آن را می توان در کتاب «گلزار ادب لرستان» یافت. اما در 2 دهه اخیر جنبشی در شعر لکی پدید آمده که می خواهد مسیرش را بیابد و به آن جایی که باید، برسد. این از لحاظ کمی شروع خوبی است و امیدوارم از نظر کیفی هم شروع خوبی باشد و به قله ای برسیم که سزاوار این زبان، فرهنگ و مردم باشد.
  • چگونه می شود به این جنبش کمک کرد؟
متاسفانه نه از سوی متولیان فرهنگ حمایتی داریم نه از سوی مخاطب. کمک به این جریان باید از همه جوانب یعنی از طرف متولیان، مخاطبان و شاعران صورت گیرد. ولی‌‌ نه تنها کمکی نمی شود بلکه مانع تراشی هم صورت
می‌گیرد. البته بنده بر این باورم که با توجه به مسائل گوناگونی که در جامعه ما در جریان است، خلق یک اثر ماندگار در شعر یا در هرکدام از هنرهای هفت گانه، به تنهایی بیشتر جواب می دهد تا به صورت گروهی.
اگر بخواهید دوره ای را به عنوان دوران طلایی شعر لکی عنوان کنید، کدام دوره را نام می برید؟
من شخصا در رابطه با هنر و ادبیات، نمی توانم  ازدورانی به نام دوران طلایی نام ببرم. هنر و ادبیات آنقدر وسعت دارد که نمی توان دورانی به نام دوران طلایی برای آن فرض کرد. مثلا در شعر قدمای ما کسانی چون سید یعقوب ماهیدشتی، ترکه میر و... توانسته اند به آن زیبایی و خلاقیت در شعر برسند؛ با اینکه در آنها خلأ محتوا حس می شود و اینکه شاعر نگاهش به توده های اجتماع و رنج و حرمان ها نبوده و بیشتر این اشعار را برای خوشایند فلان ارباب و خواندن در محافل خصوصی سروده است. اما آن چارچوب های محکم و استوار را دارد. به نظر من شعر لکی امروز دارد وارد عرصه محتوا می شود. البته باید تمرین بیشتری برای زیبایی بکنیم تا به آن زیبایی لازم هم برسیم.
  • چشم انداز شما برای آینده شعر لکی چیست؟
من زیاد خوشبین نیستم. سازمان یونسکو اعلام کرده که در سال های آینده تعدادی از زبان ها محو و نابود می شوند و با از بین رفتن هرکدامشان بخش بزرگی از فرهنگ و هنر و تاریخ و ادبیات بشر از بین می رود. ما الان شاهد یک سری مشکلات هستیم. می بینیم که در کنار مشکلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... تلاشی برای حذف زبان لکی وجود دارد. کسانی که دلسوز زبان و فرهنگ و هویت خود هستند اگر بتوانند آن را نگه دارند، کمک بزرگی نه تنها به منطقه بلکه به بشریت کرده اند.
  •  وحرف آخر؟
آرزو می کنم بشریت به جایی برسد که این همه درد و رنج و حرمان نداشته باشد.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code