موضوعات
کرمانشاه

بحران زنان مطلقه‌ در جامعه

نویسنده: شهره امیری کرمانشاه - خبرنگار
خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است و هر واحد اجتماعی که دچار افول و تنزل شود سایر واحدهای اجتماعی‌دیگر نیز این معضل را حس خواهند کرد. وقتی یک فرد به هر دلیلی دچار مشکلی در زندگی شوند، بدون تردید اعضای خانواده فرد نیز درگیر همان مشکل می شوند. در بروز هر مساله ای در زندگی فرد ، خواه ناخواه جامعه تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. به طور معمول مسائل منفی و مشکلات بیشترین نمود را از خود در جامعه بر جای می گذارند. طلاق به عنوان معضلی اجتماعی این روزها، روند روبه افزایشی را در جامعه و استان ما در پیش گرفته است. ...
1396/05/22
خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است و هر واحد اجتماعی که دچار افول و تنزل شود سایر واحدهای اجتماعی‌دیگر نیز این معضل را حس خواهند کرد. وقتی یک فرد به هر دلیلی دچار مشکلی در زندگی شوند، بدون تردید اعضای  خانواده فرد نیز درگیر همان مشکل می شوند. در بروز هر مساله ای در زندگی  فرد ، خواه ناخواه جامعه تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. به طور معمول  مسائل منفی و مشکلات  بیشترین نمود را از خود در جامعه بر جای می گذارند. طلاق به عنوان معضلی اجتماعی این روزها،  روند روبه افزایشی را در جامعه و استان ما در پیش گرفته است.  
گرچه کارشناسان علت های مختلفی را برای وقوع این اتفاق ناگوار تحلیل می کنند، اما شاید کمتر به آینده بانوان بعد طلاق پرداخته شده است. در واقع  یک سر دیگر معادله طلاق  بانوان هستند که  قشر‌ ضعیف و بی پشتوانه جامعه هم محسوب می شوند .
در اینجا روی سخن ما مربوطه‌مسائل زمان طلاق و پس از طلاق بانوانی است  که  به عنوان یک انسان حق ادامه زندگی دارند.
فرو پاشی سالانه حدود 4 هزارو 700 خانواده در استان و ثبت طلاق در همین حدود و سرگردانی این تعداد از زنان در استان فقط یک آمار نیست، یک معضل است که نیاز به راه حل هایی اورژانسی همچون حمایت روحی، مشاوره ای و اقتصادی برای این قشر دارد.

آینده فرزندان و آبرو برایم مهم بود
بانو « ن. محمدی» مادر47 ساله، داستان طلاق خود را اینگونه بیان می کند: سرم به زندگی خودم گرم بود و در زندگی هیچ کوتاهی نداشتم، تا اینکه رفتارهای شوهرم تغییر کرد. تازه 3 ماه است که فهمیده ام یک سال و چند ماه‌ است همسرم زنی را به صیغه موقت گرفته و از طرفی آتش به زندگی ما انداخته است.
وی ادامه می دهد: ازآنجا که هیچ امیدی به بیرون از خانواده ام نداشتم، همه سعی خودم را کردم تا خانواد‌ه‌ام، فرزندانم و از همه مهم تر آبرویم را حفظ کنم، اما رفتار‌های شوهرم نگذاشت و آنقدر عاجزم کرد که به طلاق راضی شدم.
او سرگردانی را مهم‌ترین درد خود و زنان امثال خود می داند و ادامه می دهد: 10 سال با بد رفتاری ها و ظلم هایش ساختم. شکنجه روحی می شدم و چون امیدی به آینده جدایی نداشتم، صبر می کردم ، اما  دیگر نتوانستم. از طرفی جایگاهی را در جامعه نمی بینم و امید‌ به جایی ندارم. با کدام درآمد زندگیم را بچرخانم و نگاه های همسایه ها فامیل آشناها را چگونه تحمل کنم؟

نبود چترحمایتی در جامعه
خانم«الف. سلیمی »جوان 25 ساله نیز مشکلی مشابه دارد و  می گوید: با همسر معتادم 3 سال زندگی  کردم، اما دیگر سوختن و ساختن خود را نتوانستم تحمل کنم و راضی نبودم کودکی در آینده بیایدکه این آتش هم خود و هم سر نوشتش را بسوزاند جدایی را تنها راه حل دیدم اما هراسان و سرگردان در جامعه تنها مانده ام. وی می افزاید: جای خالی یک حامی و یک پشتوانه را به خوبی حس می کنم.‌من هنوز جوان هستم و نیاز به درآمد و حقوق دارم.

جای خالی نهادهای حمایتی کاربردی
یک حقوقدان، با اشاره به  بسیاری از مشکلات زنانی که  به هر علتی طلاق می گیرند، می گوید: جای خالی نهادهای حمایتی که کاربردی هستند، در جامعه خالی است.
ایجاد نهادهای اجتماعی برای ارائه خدمات و حمایت های روحی و مالی به زنان طلاق گرفته سبب می شود تا  آن ها‌ از آسیب های اجتماعی مصون باشند. نهادهایی متشکل از بانوان که امنیت خاطر بیشتری را برای این گروه زندگی باخته ایجاد می کند و احتمال آسیب های آینده برای این جمع را کاهش دهد.
« عبدالحسن باقری نسب »  نبود روابط عاطفی را بزرگ‌ترین صدمه و مشکلی برای این دسته از زنان می داند و می گوید:  زن بعد جدایی از همسر شرایط سختی را پیش رو دارد. روح این افراد چنان زخم خورده است که برای مقابله با خطرهای در راه  نیازبه بازسازی روانی به منظور بازگشت اعتماد به نفس دارند.

حس پوچی سبب ایجاد مرحله بحران روحی می شود
باقری نسب، نقش نهادهای حمایتی را نیز یک اصل ضروری می داند و ادامه می دهد: این نهادها باید مشاوره‌های لازم را به بانوان بدهند وذهن آنها را برای رویارویی با مشکلات پیش ‌رو در جامعه مهیا سازند.
 از طرفی اعتماد به نفس آنها را نیز بالا ببرند، چرا که از دست دادن اعتماد به نفس و حس پوچی در این مرحله زن را به بحرانی ترین موقعیت روحی و عاطفی می کشاند.  وی ادامه می دهد:  نیاز به استقلال‌ یکی از مولف های ادامه زندگی در اجتماع برای این قشر است. بعد از بازسازی روحی، خدمات استقلال در زندگی برای این گروه باید ارائه شود، تا این انسان‌ها با تکیه بر وجود خویش زندگی خود را اداره کنند و در دام هایی که بخاطر نیاز اقتصادی و عاطفی در جامعه وجود دارد، نیفتند.

زنان حقوق خود را بشناسند
این استاد دانشگاه می گوید: آگاهی از حق و حقوق عامل آرامش خاطر زنان  در زندگی است. گرفتن مهریه عندالمطالبه و به نرخ روز، نحله، نفقه حقوق تعریف شده در قانون است. حقوق‌ دیگری نیز وجود دارد که زنان آگاهی کامل از آن را ندارند. باقری نسب معتقد است: دانستن تمام حق و حقوق برای هر فردی ضروری است، به ویژه ، افرادی که دچار مشکلاتی از جانب جامعه و اطرافیان می شوند‌.‌
این حقوقدان درباره حقوق زن در زندگی این گونه توضیح می دهد:  از جمله وظایف مرد درطول زندگی این است که به اندازه شأن زن و میزان درآمد خودش هزینه های مربوط به اداره زندگی را تأمین کند که شامل خوراک، درمان، آموزش، و...حتی گرفتن مستخدم است، البته اگر مرد توان آن را داشته باشد. همچنین زن در ازای کاری که در خانه شوهر انجام داده است چون از نظر اسلام وظیفه اش نیست،مستحق گرفتن اجرت کار در خانه است. مانند: بچه داری، پخت و پز و نظافت.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code