موضوعات
اسلامشهر

خانواده‌ام‌ هم نمی‌دانستند سرود «خمینی ای امام» را می‌سازم

نویسنده: سحر طاعتی خبرنگار استان‌ها
38سال است وقتی به دهه فجر نزدیک می‌شویم با شنیدن اولین سرودهای انقلابی ناخود آگاه ریتم می‌گیریم...
1395/11/20

38سال است وقتی به دهه فجر نزدیک می‌شویم با شنیدن اولین سرودهای انقلابی ناخود آگاه ریتم می‌گیریم و با غرور شروع به خواندن سرودهایی می‌کنیم که روزی عده‌ای از هنرمندان برای نشان دادن حرکت‌های انقلابی خود در بین مردم، در تاریکی شب و دور از چشم ماموران حکومت نظامی در زیرزمین خانه‌هایشان دست به خلق آنها زده‌اند. هنرمندانی که روزهای پرتلاطم بهمن 57 را به روزهای ماندگار موسیقی ایران بدل کردند. آن روزها چه کسی فکر می‌کرد سرود معروف «خمینی ای امام» در اتاقک پشت بام خانه «حمید شاهنگیان» شکل بگیرد و این چنین ماندگار شود. روزهای خوب موسیقی ایران در انقلاب 57 - که شاید هیچ وقت نمی‌توان آثار ماندگارش را از تاریخ موسیقی فراموش کرد - از زبان خالقان آن بسیار شنیدنی‌ تر و مستندتر است؛ به همین دلیل با حمید (حسن) شاهنگیان خالق موسیقی‌های انقلابی و مدیر مرکز موسیقی صدا و سیما در سال‌های ابتدای انقلاب به گفت‌وگو نشستیم.
  •  آثار شما به نوعی با انقلاب گره خورده و به قدری در ذهن‌ها ماندگار شده‌اند که علاوه بر بعد نوستالژیکشان، هرگاه حتی در زمان‌هایی خارج از دهه فجر پخش شود برای مخاطب گوشنواز است. چه شد که آن آثار با این رمز ماندگاری در دوران سخت پیروزی انقلاب که شاید بدترین شرایط برای ساخت آثار موسیقایی بود، شکل گرفت؟
شاید مهم‌ترین دلیلی که باعث شده آن آثار در خاطرات بماند و نسل‌های بعدی هم حاضر به گوش کردنشان باشند، این است که از دل برآمده بود و کاملا مردمی و برخاسته از جان‌های شیفتگان انقلاب بود، به همین دلیل بر دل کسانی که این رابطه درونی را با انقلاب و تاریخ میهن‌شان حفظ کردند، می‌نشیند. البته دلیل دیگر نیز شرایط تاریخی کشور بود چراکه اگر این کارها در شرایطی غیر از آن شرایط تولید می‌شد شاید مثل بقیه آثار آنچنان هم مورد توجه واقع نمی‌شد. حال تشخیص این‌که چه عاملی باعث شد در آن فضای تاریخی و در آن جغرافیای انقلاب که سراسر ایران را فرا گرفته بود، کسی به فکر این بیفتد که با استفاده از هنر آن هم از نوع موسیقی همراه مردم و انقلاب شود، کار مشکلی است. واقعیت این است که من موزیسین نیستم و اصلا تحصیلات موسیقی ندارم و آن روزی که شروع به ساختن آن موسیقی‌ها و سرودهای انقلابی کردم هیچ تجربه‌ای در ساختن هیچ سرود، ترانه و آهنگی نداشتم. بر این اساس وقتی من در این زمینه پرورش نیافته‌ام و هیچ تجربه‌ای ندارم ‌و یکدفعه چیزی از من سر می‌زند که اسمش را موسیقی، ملودی و سرود می‌گذارند، باورش یک مقدار مشکل است. ولی معتقدم تمام این ها یک قرار الهی بوده که باید یک کسی این کار را انجام می‌داده است. البته این خود جای سوال دارد که کسی که موزیسین نیست چطور این کارها را ساخته است؟ البته برایش جوابی ندارم غیر از این‌که بگویم مسئولیتی بوده که خداوند مقدر کرده است. من نیز در جهت مسیر انقلاب و اوج گرفتن شور حرکت‌های انقلابی در میان جمعیت و به عنوان قطره‌ای از دریای خروشان، در حرکت بودم. یادم می‌آید روزی در میان جمعیت در میدان آزادی بودم و آن روز برای اولین بار شعار «تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد» در میان مردم مطرح شد. همان روز از قسمت‌های پشت جمعیت شعار دیگری ساخته شد با عنوان «ازهاری بیچاره بازم میگی نواره» این شعار تا زمانی که مردم دور میدان آزادی چرخیدند کامل و تبدیل به شعری چند بیتی شد.
  • شما گروه سرودی داشتید که آثارتان را در بهشت زهرا(س) و فرودگاه در لحظه ورود امام(ره) اجرا کردند. آن گروه از کجا شکل گرفته بود؟
یک روز آقای صبحدل در مسجد «قبا» با اجازه مرحوم دکتر مفتح که امام جماعت آنجا بودند، اعلام کردند ما قصد داریم گروه سرود تشکیل دهیم و هر کسی علاقه‌مند است برای حضور در این گروه اعلام آمادگی کند. با اعلام آمادگی افراد، انتخاب کردن میان‌آن تعداد به لحاظ روحی کار مشکلی بود زیرا همه آنها با اشتیاق کامل علاقه‌مند به حضور در گروه بودند و چنین امکانی وجود نداشت که همه را انتخاب کنیم اما به هر صورت تعداد 120 تا130 نفر را برای اجرا انتخاب کردیم و جلسات تمرین را گذاشتیم تا این‌که بحث آمدن امام (ره) جدی شد. در آن زمان در کمیته استقبال، اجرای دو سرود «خمینی ای امام» و «برخیزید ای شهیدان راه خدا» در فرودگاه و بهشت زهرا مورد تصویب قرار گرفت. ما مجموعه خوانندگان را به دو گروه تقسیم کردیم، بخشی را برای اجرای سرود اول به فرودگاه بردیم و گروهی را به بهشت زهرا(س) برای اجرای سرود «برخیزید» اعزام کردیم و هرکدام به موقع خود به اجرا پرداختند.
  • بعد از انقلاب گروه سرود چه شد؟
این گروه بعد از انقلاب تقریبا یک هفته در میان در نماز جمعه می‌خواندند، ولی از آنجا که تعدادشان خیلی زیاد بود بعدها پراکنده شدند. البته اکثر افراد گروهی که در فرودگاه خواندند همچنان با هم ارتباط دارند و سالی چند بار دور هم جمع می‌شوند، ولی هیچ کدامشان در زمینه موسیقی فعال نشدند.
  • چند روایت از سرود «خمینی ای امام» وجود دارد. حتی چندی پیش عنوان شده بود که شما خالق آن نیستید؟
متاسفانه دشمنان بیشتر هستند تا دوستان، ولی دوستان هم با بی‌توجهی تحریف تاریخی می‌کنند. این کار هیچ ربطی به هیچ کس دیگری جز من و آقای سبزواری در هیچ لحظه‌ای از تاریخ نداشته است. در آن زمان آقای سبزواری دو تا شعر درباره حضرت امام(ره)‌ به من دادند. من این دو شعر را تلفیق کردم که خروجی این شعر «خمینی ای امام» شد و در نهایت آن را قالب‌بندی کردم و تا زمان اجرایش هم کسی حتی خانواده‌ام هم نمی‌دانست من مشغول این کار هستم، چراکه شب‌ها که همه می‌خوابیدند به زیر زمین یا محفظه خرپشته می‌رفتم و با یک ضبط صوت کوچک کار می‌کردم.
  • شما در این باره تاکنون هیچ واکنشی نشان نداده‌اید؟
دلیلی برای نشان دادن واکنش وجود نداشت، چراکه «خمینی ای امام» شناسنامه‌اش روشن است و با وجود این‌که هنوز همه عوامل این کار زنده هستند، متاسفانه در آن تحریف می‌شود و به نام کس دیگری در رسانه‌ها منتشر  می‌شود.
  • آن زمان صدا و سیما در پخش سرودها خیلی تاثیرگذار بود. شاید یکی از دلایل ماندگاری‌ سرودها نیز پخش از رسانه بود. وضع کنونی توجه به موسیقی را چطور می‌بینید؟
اگر اسمش را بی‌توجهی بگذاریم، باید گفت با بی‌توجهی خاصی که نسبت به موسیقی وجود دارد، هم‌اکنون اکثرا ما ترانه‌های بسیار سخیف می‌شنویم و شاید 80 درصد کارهایی که پخش می‌شود، این ها هستند. به نظرم این رویه با سیاست صدا و سیما و ارشاد و هر سازمان یا کسی که مسئولیت فرهنگی دارد تطابق ندارد و به نظر می‌رسد افسارگسیختگی در شکل‌گیری شعرها، ملودی‌ها و فعالیت خواننده‌ها وجود دارد.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code