موضوعات
اصفهان

از دبیرستان‌های صفوی تا مکتبخانه‌های قجری

نویسنده: محمدرضا موسوی خوانساری/ اصفهان - خبرنگار
ایران کشوری است که در طول تاریخ به دلیل موقعیت استراتژیک خود هدف تاخت و تاز طوایف مختلف بوده است. به تبع آن، شهر اصفهان که 2 دوره پایتخت ایران نیز بوده، فراز و فرودهای زیادی را در تاریخ خود تجربه کرده است و هر زمان خواسته به ثبات اجتماعی و اقتصادی و پیشرفت نزدیک شود، تندبادی از گوشه‌ای از جهان وزیدن گرفته و همه چیز را به عقب برده است...
1396/07/19
   ایران کشوری است که در طول تاریخ به دلیل موقعیت استراتژیک خود هدف تاخت و تاز طوایف مختلف بوده است. به تبع آن، شهر اصفهان که 2 دوره پایتخت ایران نیز بوده، فراز و فرودهای زیادی را در تاریخ خود تجربه کرده است و هر زمان خواسته به ثبات اجتماعی و اقتصادی و پیشرفت نزدیک شود، تندبادی از گوشه‌ای از جهان وزیدن گرفته و همه چیز را به عقب برده است. در این میان، از آنجا که آموزش و پرورش رکن اصلی پیشرفت در هر کشوری به شمار می‌رود، وضعیت تعلیم و تربیت و آموزش در این کشور و به خصوص شهر اصفهان در دوره‌های مختلف نیازمند بررسی است و با اندکی کاوش در تاریخ می‌توان دریافت که چگونه بوده است.

مکتبخانه قجری و روز معلم
اگر در زمان به عقب برگردید و به یک مکتبخانه در دوران قاجار سری بزنید، معلمی را می‌بینید که وسط یک حجره‌ و شاگردان کوچک و بزرگ دور تا دور او به صورت دوزانو نشسته‌اند. آنها هرچه را معلم می‌گوید با صدای بلند تکرار می‌کنند و بدن خود را به جلو و عقب تکان می‌دهند.
در مکتبخانه چون از میز و صندلی خبری نبوده، شاگردان باید از یکی از زانوهای خود برای نوشتن کمک می‌گرفته‌اند. یعنی مثلا زانوی راست را بلند می‌کرده و کاغذ را روی آن می‌گذاشتند و با قلم‌هایی که از نی تراشیده شده بود، شروع به نوشتن می‌کردند. در آن زمان از مداد و خودکار هم خبری نبود و آنها باید قلم خود را در مرکب می‌زدند. این مرکب مایعی بود که از صمغ و دوده و چیزهای دیگر ساخته می‌شد.
در روز معلم که روز شروع درس جدید به حساب می‌آمد، مرسوم بود هر دانش‌آموز هدیه‌ای را برای معلم به عنوان پیشکش به مکتب ببرد. اگر دانش‌آموز هدیه‌ای نداشت که بدهد و از نظر علمی هم نمی‌توانست معلم را راضی کند، معلم به همکلاسی‌هایش اجازه مسخره کردن و ناراحت کردن او را می‌داد تا او آن رسم را به جا بیاورد زمانی هم که معلم هدیه را می‌گرفت، کلاس را تعطیل می‌کرد. بنابراین می‌توان متوجه شد که چه فشاری روی دانش‌آموز از طرف همکلاسی‌هایش بود به خصوص اگر خانواده متمولی هم نداشت تا پیشکش خوبی برای معلم تهیه کنند. البته مجازات تنبلی‌های مکرر و بداخلاقی و شیطنت دانش‌آموزان در نهایت سپردن آنها به دستگاه چوب و فلک بود.

مجازات مسخره‌بازی در کلاس!
اگر امروزه معلمی در کلاس بر اثر عصبانیت ناشی از آزار و اذیت دانش‌آموزان ناخواسته دانش‌آموزی را تنبیه بدنی کوچکی هم بکند، با هزاران مشکل مواجه می‌شود. در گذشته نه‌تنها این‌طور نبود بلکه سیستم تنبیه برای دانش‌آموزان متخلف به صورت کاملا پذیرفته شده به‌راه بود.
وسط حیاط مکتبخانه ترکه‌هایی از چوب انار که آنها را خیسانده بودند، در کناری قرار داده شده و در وسط نیز تکه چوبی بود که 2 حلقه طناب از وسط آن آویزان شده بود. برای بالا نگه داشتن پای دانش‌آموز نگون‌بخت و اجرای چوب و فلک به کار می‌رفت. ترکه خیس و انعطاف‌پذیر و نرم، پس از برخورد محکم به پا،  درد غیرقابل تحملی ایجاد و دانش‌آموز روی زمین از شدت درد پیچ و تاب می‌خورد و درخواست بخشش می‌کرد. اما برای درک اینکه آیا فراگیری و آموزش در این مکتبخانه‌ها ارزش این تنبیه‌ها را داشت یا نه، می‌توان به محتوای درسی مکتبخانه‌ها پرداخت.

تولید میرزابنویس!
«مطالبی که یک جوان می‌آموزد، بسیار ناچیز است. بدین ترتیب آموزش و پرورش در ایران خیلی عقب‌مانده است و کسی که خواندن و نوشتن بداند عنوان میرزا را به رسم علامت در جلو اسم او می‌گذارند.» این سخن متعلق به واتسن، سیاح خارجی، درباره سوادآموزی در مکتبخانه‌های ایران (در سفر به این کشور در سال 1880 میلادی) است. نظر وی این است که قسمت اعظم ایرانیان از نوعی تربیت برخوردار می‌شوند اما در باسواد شدن پیشرفتی نمی‌کنند. در آن زمان در مکتبخانه‌ها، به جای فراگیری سواد از راه الفبای فارسی، تنها به روخوانی قرآن بدون توجه به معنی آن اکتفا می‌شد و حتی گاهی خود معلم هم از عهده ترجمه آنچه خوانده می‌شد، برنمی‌آمد.

تعلیم و تربیت در محاصره‌ای خوفناک
می‌توان در گفتار و نوشتار سیاحانی که از ایران و اصفهان در دوران صفویه از یک سو و دوران قاجاریه از سوی دیگر دیدن و نظر خود را بر اساس مشاهداتشان از تعلیم و تربیت در ایران ابراز کرده‌اند، تفاوت‌هایی را یافت. در واقع آغاز این تغییرات محاصره اصفهان در زمان حمله افغان‌ها و برچیده شدن دودمان صفویه است و پس از آن با سقوط صفویه شاهد سقوط هنر و معماری و تعلیم و تربیت نیز هستیم، چه اینکه در آن محاصره خوفناک بسیاری از هنرمندان و معلمان و اساتید دروس و هنرهای گوناگون یا کشته شدند یا فرار کردند.
برای مثال، در حیطه هنر و معماری ایران پس از صفویه تا قرن‌های متمادی شاهد هنرمندان و آثار برجسته گذشته نشد. در دوره‌های بعدی، یعنی افشاریه و زندیه، نیز سراسر ایران دچار اغتشاش بود و تا پس از قاجار پیشرفتی در آموزش و پرورش مشاهده نشد. اما دوران صفویه از دید برخی از این سیاحان چندان دوران بدی در حیطه تعلیم و تربیت نبوده است.

صفویه و بالا رفتن سواد مردم
از نظر شاردن و پدر رافائل دومان، 2 سیاح خارجی، تدریس در اصفهان به عنوان پایتخت ایران در بالاترین مرتبه افتخار بوده و اشتیاق به فراگیری علم و دانش بین مردم هر طبقه با هر وضع و موقعیتی مشاهده می‌شده است.
شاردن می‌نویسد: «صاحبان مشاغل و روستاییان بسیاری به نگارش و خواندن کتاب‌های خوب مشغولند...» و این نشانه بالا رفتن سواد در آن دوره است.
وی همچنین از تعداد دبیرستان‌ها در شهر اصفهان سخن می‌گوید که تعداد آنها کم هم نیست: «... دبیرستان متعدد است. در اصفهان 57 دبیرستان وجود دارد...» ضمن اینکه منظور شاردن از دبیرستان مسلما مکتبخانه نبوده و مقصود او تحصیلات بیشتر از تحصیلات ابتدایی است.
وی حتی پا را فراتر می‌گذارد و می‌نویسد: «نمی پندارم که در تمام کشورهای اروپایی، علوم این‌قدر ارج و طالب داشته باشد...»

معلمان آلمانی در حسرت حقوق معلمان ایرانی
«... در سایر مدارس این حقوق کمتر و غالبا در حدود 50 تومان است ولی باید دانست که این حقوق درست در روز مقرر و بدون کم و کاست تأدیه می‌شود. کاش در آلمان نیز به استادان، این فروزندگان چراغ دانش، چنین موهبتی ارزانی می‌شد.» این وصف ایران از زبان سیاح معروف آلمانی، کمپفر، است که در دوران صفویه و سلطنت شاه سلیمان به ایران و اصفهان سفر کرده است و این‌چنین حسرت حقوق معلمان ایرانی را می‌خورد!

گذشته‌های خیلی دور...  
«گفته‌‌اند که تمام عمرش دانشمندی بینوا بود و چون در شدیدترین مغضوبیت‌ها خصائل اخلاقی خویش را حفظ کرد، به وی لقب الفقیر داده‌اند.» طبق نوشته‌های شاردن، سیاح مشهور فرانسوی و ساکن در اصفهان، شخص با لقب الفقیر کسی نیست جز ابن‌سینا.
دانش ابن‌سینا متنوع و در زمینه‌های گوناگون ولی اکثر تحقیقات او در پزشکی و فلسفه بود. او نویسنده کتاب‌های بسیاری است که از قرن دهم هجری به یادگار مانده‌اند. مَدرَس او اینک در اصفهان در خیابان ابن‌سینا قرار دارد که یکی از بناهای گردشگری اصفهان است. وجود شخصی همچون ابن‌سینا که تا سال‌ها کتب او در دانشگاه‌های خارجی تدریس می‌شد و نام‌های بزرگ دیگر در گذشته ایران کم نبوده و می‌تواند تا حدودی شاهدی از سیستم آموزشی آن زمان کشور ما باشد.





ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code