موضوعات
همدان

درگفت‌وگوي همشهري با يك شهروند 74 ساله مرور شد

روايت‌هايي از تاريخ محله‌های قديمي همدان در قرن معاصر

نویسنده: حميد نصرتي‌قانعي‌
شهر همدان به سبب تاريخچه كهني كه دارد از قلب تاريخ با خود داشته‌هاي مفاخر و بزرگان را به همراه آورده، كافي است تا هر از گاهي به گوشه و كنار آن سري بزنيد و با قديمي‌هاي اين شهر كه اين دوران را پشت سر‌گذاشته‌اند همكلام شويد كه دانسته‌هاي خود از اين ديار تاريخي را براي شما بيان كنند تا از شنيدن آن لذت ببريد و ياد نياكان خود را كه براي‌آبادي اين سرزمين تلاش كرده‌اند زنده‌ و بزرگ داريد. در اين گزارش هم با يكي از قديمي‌هاي همدان هم‌سخن شديم و از نام ‌و نشان‌هاي گوشه و كنار اين شهر پرسيديم، كه در ادامه مي‌خوانيد.
1392/11/15
چشم‌اندازي از باغ‌هاي همدان
اين شهروند همداني كه 74 سال پيش در كوچه «نظربيك» به دنيا آمده و بعد از سال‌ها آموزش درس تاريخ و جغرافيا به فرزندان اين مرز و بوم در مدارس، در حال حاضر بازنشسته شده است، گفت: اگر از بالاي شهر نظري به اين ديار كهن داشته باشيم در قديم باغي مصفا در بالاي خيابان جهان‌نماي فعلي
 به چشم می‌خورد كه به نام «باغ مَجديه» معروف بود و به جاده قديم روستاي دَرِه مُردابِيك راه داشت. (البته در قديم در همدان دَرِه ديوين، دَرِه ‌روباه و دَرِه گُرِگ هم وجود داشت). 
«هوشنگ جمشيد‌آبادي» افزود: تابستان‌ها اين باغ مفرح با اصيلي(استخر) كه آب آن از رودخانه دره مردابيك تأمين مي‌شد و با درختان بيد بلند كهنسال سربه فلك كشيده‌اش مكاني براي تفريح و آرامش مردم شهر بود و «اصغر عبدل» قهوه‌چي هم با چاي دِيش‌لَمِه (قند‌پهلو) از مشترياني كه روي نيمكت‌هاي چوبي مفرش نشسته بودند پذيرايي مي‌كرد. البته آن زمان مانند الان نبود كه اطراف باغ، پر از خانه‌هاي آپارتماني باشد بلكه پر از باغ و زمين زراعي، با صفا و در اين مسير هم  تعدادي آسياب آبي بود كه آخرين آن حدود 200‌متر بالاتر از اين باغ قرار داشت. تابستان‌ها مردم در زير سايه درختان، چاي گوارا مي‌نوشيدند و زمستان‌ها نيز گاهي در درون قهوه‌خانه عبدل پذيرايي مي‌شدند. 
وي ادامه داد: از اين سمت شهر كه آرام‌آرام به سوي ميدان بعثت حركت مي‌كرديد در اطراف باغ مجديه، املاك بزرگان شهر مانند حاج هادي شيري (پدر دكتر شيري متخصص گوش و حلق وبيني شهر در حال حاضر)، حاج كريم‌خان از تجار و ملكان متنفذ شهر و املاك رئيس السلام و عنايت‌الملك با فورا‌ه‌هاي آب و حو‌ض‌هاي بزرگ قرار داشت كه در اين املاك گاهي نيز  به روي مردم باز بود و اهالي شهر مي‌توانستند از صفاي باغ‌ها بهره‌مند شده و دمي در خنكاي درختان قد افراشته آن دور از تابش سوزناك خورشيد در گرماي تابستان دمی بياسايند و با خانواده لحظاتي خوش را سر كنند كه ديگر اثري از اين باغ‌ها نيست. 
مناطقي قديمي در همدان
جشميد‌آبادي گفت: پایين اين باغ زندان شهر و باغچه نوبري‌هاي قرار داشت كه آنها هم در باغچه پوشيده از درخت خود، اصيل آبي داشتند كه از رودخانه عباس‌آباد كه از سمت فلاحت يا باغ فلاحت در بالاي هنرستان مي‌آمد سيراب مي‌شد. 
وي افزود: در پايين خيابان فعلي ميرزاده عشقي، مسيري از «كولانج» به اين خيابان مي‌آمد كه از بين 2 رود عبور مي‌كرد و به آن «دُرودآباد» مي‌گفتند و بعد بالاتر از آن 2 قبرستان وجود داشت كه مردم شهر اين منطقه و گُذر را با نام «دُو‌گُوران» مي‌شناختند. جاي فعلي استاديوم ورزشي شهداي قدس هم قلعه كهنه همدان ناميده مي‌شد كه تا قبل از ساخت استاديوم ورزشي هنوز هم آثار ديوار‌هاي قلعه كهنه ديده‌ مي‌شد. 
اين فرهنگي بازنشسته ادامه داد: بعد از قلعه كهنه دبيرستان پهلوي سابق و امام(ره) فعلي بود و بعد هم به سمت شكريه به زمين‌هاي زراعي عباس‌آباد مي‌رسيديم كه به آخر آسفالتي (چهار باغ ارم فعلي ازسمت ميدان ورزش يا قائم(عج) به ابتداي جاده ديوين) و زمين‌هاي دانشگاه بوعلي سينا راه داشت كه بعد بخشي از باغ‌هاي اين اطراف تبديل به بوستان مردم شد. 
جمشيد‌آبادي با بيان اين‌كه همدان در قديم سرسبز و مصفا بود و شهرسازي، متأسفانه ديگر اثري از خانه‌ها، باغ‌هاي قديمي با فواره، حوض بزرگ و درختان تنومند و كهنسال بر جاي نگذاشته است، گفت: اين منطقه بسيار بكر بود و گذري به اين منطقه نبود كه از اينجا هم به دامنه تپه عباس‌آباد و هم دره روباه و دره گرگ راه نداشته باشد. 
قبر اسكندر 
اين شهروند قديمي همدان افزود: از سمت عباس‌آباد به طرفه حيدره پشت شهر و نزديك روستاي مريانج قديم منطقه‌اي بود به نام سياه گونك كه حالا به بخشي از بيمارستان ارتش و كوي الوند تبديل شده است كه در آن باغ‌هاي انگور بسيار اعلاء از همه نوع انگور قرار داشت. 
وي ادامه داد: اگر بخواهيم نگاهي به مسير عبور شهر در گذشته هم داشته باشيم بايد بگويم از سمت جهان‌نما به ميدان دانشگاه و بعد پذيرايي (خيابان طالقاني فعلي) و ميدان فردوسي، خيابان آسفالت شده بود و بعد از فردوسي به پشت انبار نفت خاكي بود تا مي‌آمديم به خيابان شورين (شهداي فعلي) و بعد هم ميدان اصلي شهر به سمت عباس‌آباد يا شريعتي حالا. 
جمشيد‌آبادي گفت: در نزديكي منطقه نظربيك پيري زندگي مي‌كرد به نام اسكندر (پير اسكندر) كه بعد‌ها به اشتباه بعد از فوتش مزار وي را قبر اسكندر ناميدند كه صحت ندارد چون اسكندر مقدوني، ايراني نبوده است. نمونه آن مسجد پير‌وادي در نزديكي ميدان هگمتانه است كه در وسط يك چهار باغ باقي مانده. 
وي افزود: در خيابان بوعلي و در جوار آرامگاه و در كوچه آسوري‌ها (مسيحي‌ها) هتل الوند همدان روبه‌روي كليساي فعلي قرار داشت كه البته بايد گفت در گذشته آسوري‌هاي همدان در دو سمت خيابان شورين و محله مهر‌علي دوگله زندگي‌ مي‌كردند كه محله مهرعلي دوگله در حقيقت جايي نزديك سرگذر است و ارمني‌ها بخشي در پايين تپه هگمتانه (ليجه ارمني‌ها) و برخي هم در خيابان باباطاهر در انتهاي راسته بازار حسين‌خاني و كوچه جُود‌ها يا جَراح‌ها اقامت داشتند و البته يك عمارت به نام «جناني» هم در خيابان شورين مخصوص اقامت ارمني‌ها وجود داشت كه در حال حاضر فقط بخشي از آن باقي است.  وي با بيان اين‌كه شورين در حقيقت شروين بود كه يك نام ايراني باستاني است ادامه داد: در گذشته تا جايي كه يادم هست در اطراف منطقه شورين نه خيابان شورين كوره آجر‌پزي هم وجود داشت. 
هيأت عزاداري باشكوه
جمشيد‌آبادي از خيابان اكباتان همدان در نزديك مكان فعلي سايت تاريخي گردشگري هگمتانه هم اين نقل را آورد كه قبل از ساخته شدن اين خيابان وسط خيابان برجي وجود داشت به نام شاه‌نشين كه متعلق به خان‌ها و اربابان قديمي بود و من هم تا قبل از خراب شدن بنا نقاشي آن را رسم كردم. 
وي در پايان با گريزي به نحوه خارج شدن هيأت‌هاي عزداراي منطقه جُولان كه از هيأت‌هاي نامدار و شناخته‌ شده‌اي بهره‌مند بود، گفت: شكل عزاداري هيأت‌هاي اين محل بسيار خاص بود و وقتي دسته عزداراي محل در شب تاسوعا از ساعت 11 شب حركت مي‌كرد، علامت‌ها يا همان علم‌هاي بزرگ (طُوق) چلچراخ‌هاي بزرگ با سرپرستي حاج ناصر و يا حاج تقي شريفي بزرگ محله جولان همه شهر را مي‌رفتند و اين خود يك نمايش بزرگ مذهبي وپهلوانانه در شهر بود كه از محله آغاز مي‌شد و با گذر ازمحله‌هاي جُولان، حاجي، امامزاده يحيي، كلپا، بين‌النهرين (دورودآباد)، حاج احمد، قصابان، بنه بازار و ته گازارن، تا صبح ادامه مي‌يافت. البته در زمان حركت دسته و هيأت از محله‌هاي مختلف درگيري‌هايي هم رخ مي‌داد كه با پايان يافتن اين حركت مذهبي در فرداي روز عاشورا، شب‌هاي بعد دسته محله‌هاي ديگر براي پاسخگويي و سر‌زدن به دسته و هيأت محله جولان راهي اين محل مي‌شدند. 



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code