موضوعات
همدان

خاندان احیاگر موسیقی ایرانی؛ فراهانی یا همدانی؟

نویسنده: بابک رضاپورجمور همدان- خبرنگار
ایران‌زمین یکی از خاستگاه‌های هنر موسیقی در جهان بوده است. اسناد و مدارک بیشماری مانند لوح حکمران و نوازندگان مکشوفه در خوزستان و ظروف زرین و سیمین ساسانی متضمن نقش نوازندگان ایرانی بوده است....
1396/07/18
ایران‌زمین یکی از خاستگاه‌های هنر موسیقی در جهان بوده است. اسناد و مدارک بیشماری مانند لوح حکمران و نوازندگان مکشوفه در خوزستان و ظروف زرین و سیمین ساسانی متضمن نقش نوازندگان ایرانی بوده است. همچنین گزارش فیثاغورس از سفرش به همدان در دوره ماد و ده‌ها نشانه دیگر مانند رسالات موسیقایی فارابی و ابن سینا مبین پیشتازی ایرانیان در این هنر جهانی است.
ادوار موسیقی در ایران هماره مشحون به رونق و شکوفایی نبوده و به ویژه از دوره صفویه تا اواسط قاجاریه را باید یکی از دوره‌های زوال و انحطاط موسیقی در ایران دانست.
در این دوره به واسطه رواج پاره‌ای عقاید سیاسی و مذهبی، ناامنی اجتماعی و سقوط پیاپی سلسله‌های صفوی، افشاریه و زندیه که مقرون به صدمات جدی به سامان اجتماع ایرانی و بروز جنگ و جدال دائمی و انحطاط زندگی شهری و رواج مجدد زندگی ایلی و عشایری بود، موسیقی ایرانی خصوصا در حوزه هنر شهری که بن‌مایه رواج تمام هنرهاست، آسیب جدی و جبران‌ناپذیری دید و تا سرحد نابودی و فنا پیش رفت.
اما به مانند همیشه دست کمک و عنایت غیبی از آستین به درآمد و در میانه سلسله قاجار و با برآمدن خاندانی موسوم به فراهانی تتمه موسیقی ایرانی نظم و انضباط یافت و از خطر نابودی نجات پیدا کرد.

میرزا علی‌اکبر خان
جناب میرزا علی‌اکبر خان که در یکی از سال‌های 1236 یا 1242 قمری به دنیا آمد و در سال 1274 قمری چشم از جهان فروبست، سرسلسله خاندان فراهانی مشهور به خاندان هنر است. او پس از دهه‌ها توانست با احیای مبانی نظری موسیقی ایرانی و ابداع شیوه‌های نوین نوازندگی تار، موسیقی ایرانی را که می‌رفت فنا شود احیا و به وارثان صالح و هنرمندش منتقل کند. از زادگاه، خاندان و نحوه فراگیری موسیقی ایرانی علی‌اکبر خان خبر دقیقی در دست نیست با این حال وی را اهل فراهان دانسته‌اند که امروزه بخشی از استان اراک به شمار می‌آید. ناحیتی که قائم‌مقام و امیرکبیر هم به بدان‌جا منسوبند. فقدان اطلاع از زادگاه، خاندان و اساتید علی‌اکبر خان موجب شد تا اهل موسیقی نتوانند تصویر و تصور درستی از مسیر زندگی هنری او ارائه دهند.

رجال بامداد
اما در کتاب معتبر و 6 جلدی شرح حال رجال ایران نگاشته شادروان مهدی بامداد مشهور به رجال بامداد به اصالت همدانی میرزا علی‌اکبر خان اشارتی دقیق شده است که به گمان نگارنده می‌تواند نوری بر پیشینه وی بیفکند و ضمن رد تعلق وی به ناحیت فراهان اراک، سابقه و ذائقه هنری وی را معین و مشخص سازد.
مهدی بامداد فرزند رفیع‌الممالک خراسانی و برادر ادیب مشهور محمدعلی بامداد به واسطه مطالعات عمیق تاریخی و ارتباط شخصی با خاندان‌های معروف ایرانی سعی داشت فرهنگ رجال ایران را در قرون 12تا 14 قمری در 10 جلد تألیف کند، اما به دلیل بیماری و فوت نابهنگامش در سال 1352 خورشیدی فقط موفق به چاپ 6 جلد از آن شد. وی پدر رجال‌نویسی نوین در ایران و صاحب اطلاعات ذی‌قیمت از رجال ایران و ارتباطاتشان بود. وی در کتابش و ذیل عنوان جناب میرزا علی‌اکبر خان تارزن به استناد منبعی که ذکر نکرده است، ولی می‌بایست مستند به نقل‌قول شفاهی یا مکتوب از دیگر رجال ایرانی باشد، علی‌اکبر خان را همدانی دانسته که گویا مدت کوتاهی هم در فراهان زیسته و به غلط فراهانی قلمداد شده است.  شاید شادروان مهدی بامداد در ذکر منبع و مآخذ همدانی بودن میرزا علی‌اکبر خان تارزن با اعتماد به گمان و آگاهی همگانی از اصل و نسب همدانی‌اش از درج منبع خودداری کرده و نیازی به ذکر آن ندیده است. با این همه باید در نظر داشت که بامداد محققی برجسته و نویسنده‌ای دقیق و حساس بوده و کتاب رجال‌شناسی او را همگان به درستی و اتقان می‌شناسند و تمامی شناسه‌های کتابش مورد تأیید و تحسین و استناد فراوان قرار گرفته و احتمال بسیار کمی وجود دارد که آن مرحوم حسب حدس و گمان شخصی یا استناد به گفته یا نوشته‌ای ضعیف و ناموثق، شخصیت برجسته و مشهوری مانند میرزا علی‌اکبر خان تارزن را که نوازنده شخصی ناصرالدین شاه قاجار بوده و نویسندگان ایرانی و فرنگی بسیاری در مکتوباتشان او را به اسم و رسم شناسانده و در تعریف و تجلیلش مبالغه کرده‌اند، از روی بی‌دقتی همدانی‌الاصل قلمداد کند. بی‌دقتی و نقصانی که نمونه دیگری از آن در سرتاسر کتاب قطور 6 جلدی او سراغ نداریم. پس بجاست به جای احتمال بی‌دقتی در همدانی دانستن میرزا علی‌اکبر خان تارزن، واقع‌بینانه اصل را بر درستی این گزینه قرار دهیم و بکوشیم همدانی بودن این فخر عالم هنر و سرسلسله جنبان خاندان احیاگر موسیقی ایرانی، پدر جنابان میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله و پدربزرگ آقایان علی‌اکبر شهنازی و احمد عبادی را که همگان از ستارگان درخشان آسمان هنر ایران و احیاگران موسیقی ایرانی بوده‌اند اثبات کنیم.

علی‌اکبر خان همدانی است
به نظر نگارنده و به دلایل ذیل جناب میرزا علی‌اکبر خان تارزن همدانی است:
یکم: تأکید شادروان مهدی بامداد بر همدانی بودن وی.
دوم: همدان از قدیم محل رواج و ترویج موسیقی بوده و حتی در دوره صفویه که چراغ موسیقی در سراسر ایران رو به خاموشی بود، به شهادت جهانگرد ایتالیایی پیترودلاوآله در منزل داروغه همدان ساعت‌ها شاهد هنرنمایی نوازندگانی بوده که موسیقی ایرانی نواخته‌اند.
سوم: به دلیل اجتناب و دوری مسلمین از موسیقی، به شهادت منابع تاریخی جماعت کلیمی/ یهودی همدان که تعدادشان تا 30 هزار نفر هم یاد شده، حافظان و نوازندگان و خنیاگران موسیقی ایرانی بوده و به واسطه حضور مؤثرشان بقایای موسیقی ایرانی محفوظ مانده است و شاید میرزا علی‌اکبر خان از آنان هم بهره برده باشد.
چهارم: ناحیت فراهان اراک نه در قدیم و نه امروزه شهرتی در موسیقی نداشته و سخت است بپذیریم در جایی که از این هنر بی‌بهره بوده، شخصیتی ممتاز چون میرزا علی‌اکبر خان به ظهور رسیده باشد، چراکه در فراگیری موسیقی نقش استاد بس مهم و اساسی است. اساتیدی که در همدان فراوان بوده‌اند. پنجم: به احتمال قوی سفر و اقامت میرزا علی‌اکبر به شیراز یا مستقلا یا در رکاب یکی از امرا یا نظامیان خاندان قراگوزلوی همدانی بوده که در آن دوران موسیقیدان و نوازنده محبوبشان را با خود به سفر می‌بردند. محتمل است در این سفر میرزا علی‌اکبر خان سواد موسیقایی و فنون نوازندگی خود را نزد اساتید یهودی شیراز که مشهور و پرتعداد بوده‌اند، تکمیل کرده و به سرحد مهارت و کمال و شهرت رسیده است.
ششم: پس از سفر و اقامت در شیراز است که ناصرالدین شاه میرزا علی‌اکبر خان را به تهران فراخوانده و با مشاهده هنر عجیب و توانایی غریب و پنجه لطیف و الحان شورانگیزش وی را مقیم دربار و اندرونی خاصه کرده به نحوی که جناب میرزا هماره در دربار حاضر بوده و به محض درخواست، اختصاصا برای شاه قاجار تار می‌نواخته است. هفتم: همدان جایگاه باستانی پیروان اهل حق و جماعت یارسان بوده و هست که موسیقی بخشی از سنن فرهنگی و عبادی‌شان است. بی‌تردید میرزا علی‌اکبر خان بخشی از سواد موسیقایی خود را از آنان آموخته وگمانم بر این است که خود و ایل و تبارش هم از یارسانان همدانی بوده‌اند. وی طبع شعر هم داشته و به شیوه باباطاهری دوبیتی هم سروده و این دوبیتی شورانگیز باباطاهری که جوهری عرفانی و مزدایی دارد از وی به یادگار مانده است: اگر از تو جدا باشم نباشم/ به غیری آشنا باشم نباشم/ من بی‌دست و پا در زیر تیغت/ به فکر دست و پا باشم نباشم... کما اینکه دقت در تنها نگاره برجای مانده از علی‌اکبر خان و عکس‌های میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله مؤید هیأت و هیبت یارسانی ایشان هم هست.
اینک سزاست از این پس جناب میرزا علی‌اکبر خان تارزن را همدانی بدانیم و بیش از پیش در احترامش بکوشیم که از فرهنگ همدان و هنرمندان بزرگ این دیار کهن بوده است.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code