موضوعات
همدان

جنید نهاوندی؛ عارفی برای همه دوران‌ها

نویسنده: بابک رضاپور/جمور پژوهشگر
ایران‌زمین هیچگاه از عرفان و افکار عالی معنوی خالی نبوده است چندان‌که اهل تحقیق مغان ایران باستان را بنیانگذار اولین طریقت عرفانی دانسته‌اند و برآمدن سایر افکار عارفانه را متأثر از آموزه‌های مغان ماد قلمداد کرده‌اند...
1396/09/14
ایران‌زمین هیچگاه از عرفان و افکار عالی معنوی خالی نبوده است چندان‌که اهل تحقیق مغان ایران باستان را بنیانگذار اولین طریقت عرفانی دانسته‌اند و برآمدن سایر افکار عارفانه را متأثر از آموزه‌های مغان ماد قلمداد کرده‌اند. تلاش برای این هم‌پیوندی تا آنجا پیش رفته است که برخی از عرفان‌شناسان شرقی و غربی خاستگاه عرفان زردشتی، یهودی، مسیحی، اسلامی و در مجموع همه افکار و اندیشه‌های ریز و درشت عارفانه مانند عرفان سختگیرانه مانوی را هم تحت عنوان کلی گنوسیسم آسیایی ـ شرقی برآمده از ایران دانسته‌اند. بنابراین عجیب نیست که خطه همدان زادگاه عارفان بزرگی همچون باباطاهر، عین‌القضات و جنید نهاوندی باشد، چراکه مقر و مأوا و تختگاه مغان عرفان‌ساز و زمزمه‌گر ایرانی شهر همدان بوده و در سفرنامه فیثاغورث از آن با عنوان هگمتانه مغان یاد شده است.

عارف پرآوازه
ابوالقاسم جنید بن محمد بن جنید خزاز زجاج قواریری نهاوندی معروف به جنید بغدادی و جنید نهاوندی از پرآوازه‌ترین عارفان جهان اسلام در سده ۳ قمری (۹ میلادی) است که نام و آوازه‌اش بر دوره‌های مختلف تاریخ تصوف اسلامی ـ ایرانی سایه افکنده است و تعالیم گسترده و آموزه‌های عرفانی دقیق او بر بسیاری از عارفان نامدار و برخی از سلسله‌های عرفانی از جمله کبرویه تأثیری شگرف نهاده است. از وی با القاب متعددی همچون «طاووس‌العلما»، «سلطان‌المحققین» و «سید طایفه» یاد کرده‌اند. اصل او از نهاوند و محل رشد وی بغداد بوده است. تاریخ تولد وی معلوم نیست، اما بنا بر قرائنی احتمالا قبل از سال ۲۱۵ قمری به دنیا آمده است.  از کودکی، خانواده و نسب وی اطلاع چندانی در دست نیست، اما به نظر می‌رسد از نسل نهاوندیانی باشد که اسلام پذیرفته‌اند و در دوره‌ای نامشخص به عراق عرب کوچیده‌اند. لویی ماسینیون و هانری کربن فرانسوی زادگاه وی را نهاوند دانسته‌اند. او در اوایل جوانی و در بغداد نزد فقیه مشهور ابوثور ابراهیم بن خالد کلبی فقه آموخت و از این رو پیش از آنکه صوفی باشد، فقیه به شمار می‌رود. عمده منابع او را شافعی‌مذهب دانسته‌اند، اما ابن ابی یعلی او را حنبلی پنداشته و رادمهر از امکان شیعه بودن وی سخن گفته است.  بسیاری از بزرگان صوفیه با جنید معاصر بودند. سری سقطی عارف و صوفی مشهور دایی جنید بود و هم او جنید را به عرفان رهنمون شد. سقطی نیز شاگرد معروف کرخی، عارف مشهور بود و به‌ این‌ ترتیب‌ جنید نیز واسطه‌ انتقال ‌افکار و تعالیم ‌کرخی ‌و سَری‌ به ‌نسل‌ بعد صوفیه ‌شد. چون‌ دایی او ‌کتابی ‌ننوشت، ‌بیشترِ اقوالی‌ که‌ از او در دست‌ است‌ از طریق‌ جنید به‌ ما رسیده‌ و ممکن ‌است ‌برخی ‌از آنها در حقیقت ‌اقوال‌ خود جنید باشد که‌ وی آنها را از زبان‌ سری‌ بیان ‌کرده‌ است‌. با توجه ‌به‌ این ‌نکته ‌و نیز سبک‌ سؤال‌ و جوابی گفت‌وگوهای‌ جنید و سری‌ می‌توان ‌نسبت ‌این‌ دو را چون‌ نسبت ‌سقراط‌ و افلاطون ‌دانست.  بسیاری‌ از مشایخ‌ صوفیه‌ را در شمار شاگردان ‌و مریدان‌ جنید نهاوندی نام‌ برده‌اند از جمله ابومحمد جُریری‌ که‌ جنید به ‌او اجازه‌ ارشاد داد و طبق ‌وصیت‌ جنید، ابومحمد جانشین‌ او شد. حلّاج‌ که ‌جنید او را از عواقب ‌دعوی‌اش‌ بیم ‌داده ‌و برخی ‌اقوال ‌و اعتقاداتش‌ را مردود خوانده‌ بود. شِبلی‌ که‌ گفته ‌شده‌ جنید برای‌ زدودن‌ غرور از طبعش او را به ‌گدایی ‌در بازار وادار کرد و از لحاظ ‌عقاید رویکردی‌ مشابه‌ با جنید داشت، ‌اما ‌در طرز گفتار و رفتار با او سخت‌ مغایر و متفاوت‌ بود. همچنین‌ جعفر خلدی‌، ابوعلی‌ رودباری‌ ، ابوبکر کتّانی‌، ابوالحسن‌ مزین (متوفی ۳۲۸)، ابومحمد مرتعش‌ (متوفی ۳۲۸) و ابو یعقوب ‌نَهْرِ جوری‌ از شاگردان‌ جنید بودند.

‌مشرب ‌عرفانی
جنید همچنان ‌که ‌مشرب ‌عرفانی متعادل ‌او ایجاب‌ می‌کرد، زندگی ‌نسبتا ‌آرامی ‌را گذراند و در دوره‌ پرآشوب ‌خلافت ‌متوکل عباسی‌ (حک: ۲۳۲ـ۲۴۷) به‌ مصائبی ‌به ‌شدتِ آنچه ‌بر برخی ‌اقرانِ او چون‌ حلاّج ‌و شبلی‌ رفت‌ دچار نشد. او در اظهار آرای‌ خود بسیار محتاط ‌بود و اغلب ‌با اشارات ‌و عباراتی ‌مبهم ‌و تأویل‌پذیر و معمولا برای‌ جمعی‌ کم‌شمار سخن‌ می‌گفت‌ و همواره‌ از سوءتعبیر سخنان‌ خود بیمناک ‌بود. این‌ نگرانی او به ‌ویژه‌ در نامه‌هایی‌جلوه‌گر می‌شود که‌ او به ‌شبلی ‌و کتانی ‌و بعضی‌ عرفای‌ دیگر نگاشته‌ و آنان ‌را از پرده‌دری ‌و افشای ‌بحث‌های‌ باطنی خواص ‌نزد عوام‌ برحذر داشته ‌است‌. با اینکه ‌خانه‌ جنید در بغداد محل‌ تردد صوفیه‌ بود از غوغا و تظاهر به ‌شدت‌ پرهیز می‌کرد و به‌ همین ‌سبب‌ نه ‌مجلس‌ عام‌ داشت‌ و نه ‌با شیعیان ‌و قرمطیان‌ ارتباط‌ می‌یافت‌. در هنگام‌ فتنه‌ عبداللّه ‌بن ‌احمد بن ‌محمد باهلی‌ معروف‌ به غلام‌خلیل (متوفی ‌۲۷۵) بر ضد صوفیان ‌بغداد، جنید خود را صرفا یک ‌فقیه ‌خواند و از محاکمه‌ رهید.

جمع علم و تجربه
یکی‌ از مهم‌ترین ‌امتیازات ‌جنید بر مشایخ ‌وقت‌ آن ‌بود که‌ علم ‌را با حال ‌و تجربه‌های ‌عرفانی ‌جمع‌ می‌کرد و بر مراقبه ‌باطن ‌و محاسبه ‌اعمال‌ تأکید بسیار داشت‌. از این‌ رو، هجویری‌ مراقبه‌ باطن ‌را طریق‌ جنیدیان‌ می‌نامد. اغلب‌ اوقات‌ جنید به‌ عبادت‌ و ریاضت‌ می‌گذشت‌، با این ‌حال ‌روزها به ‌بازار می‌رفت ‌و به‌ تجارت خز و ابریشم‌ می‌پرداخت‌. به ‌گفته ‌عطار وی‌ برخلاف‌ صوفیان‌، رقعه‌ و مرقّعه ‌بر تن‌ نمی‌کرد و به‌ رسم ‌علما لباس‌ می‌پوشید. جنید در طول ‌سال‌هایی‌ که‌ سری ‌سقطی‌ تدریس ‌می‌کرد، برای‌ رعایت‌ حرمتِ استاد حتی ‌با وجود اصرارِ او از وعظ ‌و خطابه ‌امتناع ‌می‌کرد تا آنکه‌ پیامبر اکرم‌ (ص) را در خواب‌ دید و به‌ دعوت‌ ایشان درس‌ و وعظ‌ را آغاز کرد.

معرفت توحیدی
نظریه‌ فنا در نظام‌ عرفانی‌ جنید هر دو معطوف‌ به ‌موضوعِ اصلی‌ تصوف‌ وی یعنی ‌توحید بوده‌اند و فقط در چارچوب‌ اندیشه‌های‌ توحیدشناسانه ‌او به ‌درستی‌ فهمیده ‌می‌شوند. جنید معرفت‌ خدا را که ‌ابتدای ‌عبادت ‌اوست‌، مبتنی ‌بر اصل‌ توحید و نظام‌ توحید را عبارت ‌از نفی‌ صفات‌ کیف‌ و حیث ‌و أین‌ از خداوند می‌داند. در واقع‌، جنید در مقایسه ‌با صوفیان‌ معاصر خود به ‌نحو روشن‌تری‌ به ‌تبیین ‌توحید پرداخته‌ است‌. او توحید مردمان ‌را به‌ چهار وجه‌ از سطح‌ عوام ‌به ‌خواص‌ اهل‌ معرفت، تقسیم‌ و درجه‌بندی ‌می‌کند و برای ‌هر مرتبه‌ ویژگی‌هایی ‌را برمی‌شمرد به‌ طوری‌ که ‌از نظر او در پایانِ سلوکِ توحیدی‌، موحّد شَبَحی ‌است‌ ایستاده‌ پیش‌ روی ‌حق‌ و میان‌آن ‌دو سومی ‌نیست ‌و بنده ‌در آن ‌مرحله‌ به ‌همان‌ وضعی ‌بازگشته‌ است‌ که‌ پیش ‌از هست‌شدن‌ خود داشت‌، یعنی‌ درست ‌مثل‌ زمانی ‌که ‌به ‌پرسش‌ «الست‌« پاسخ‌ «بلی‌« می‌گفت‌. به ‌این‌ ترتیب‌، توحید صوفیانه ‌جنید فقط اثبات ‌وحدت‌ خداوند نیست‌، بلکه‌ رسیدن‌ عبد به ‌وضعی‌ آرمانی‌ است ‌که ‌در آن ‌از وجود خود منعزل‌ می‌شود و خداوند تدابیر خود را در مجاری ‌احکام‌ قدرت‌ خویش ‌بر عبد جاری‌ می‌کند و این‌ حد غایی فنای‌ عبد و وفای ‌او به ‌عهد الست ‌و توحیدگری اوست‌.

آثار
از جنید تعدادی ‌نامه ‌و رساله ‌کوتاه ‌به‌ عربی ‌باقی‌ مانده ‌است ‌که ‌مجموعه‌ای‌ از آنها را علی‌حسن ‌عبدالقادر ذیل‌ مجموعه ‌اوقاف‌ گیب ‌در ۱۹۷۶ میلادی‌ در لندن ‌به ‌چاپ ‌رسانده ‌است‌. علاوه بر آن، چند رساله‌ کوتاه ‌در توحید نیز از او به جا مانده است که ‌نسخه‌های ‌دستنویس ‌آنها در مجموعه‌ خطی‌ کتابخانه ‌شهیدعلی‌ در استانبول (ش ۱۳۷۴) نگهداری‌ می‌شود. تاریخ ‌درگذشت ‌او را اغلب نوروز ۲۹۷ یا ۲۹۸ قمری ذکر کرده‌اند. قبر او در شونیزیه ‌در مغرب ‌بغداد و در کنار قبر دایی‌اش ‌سری‌ سقطی‌ و صوفیان ‌دیگری‌ چون ‌جعفر خُلدی‌، رویم‌ و سَمْنون‌ مُحب واقع ‌است‌. در این ‌محل‌ خانقاه ‌و مسجدی‌ به ‌نام‌ جنید بغدادی بنا شده‌ است‌.  اینک سزاست نهاوندیان به پاس عظمت عرفانی و اشتهار روحانی جنید بغدادی کمر همت ببندند و نام وی را بر یکی از معابر و میادین اصلی این شهر نهاده در معرفی‌اش بکوشند و به یادش همایشی برگزار کنند و نسل جوان ایرانی را با مواریث عظیم مذهبی و عرفانی‌اش آشنا سازند.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code