موضوعات
گلستان

در «پَست‌دره» نه آب هست نه گاز

نویسنده: بنیامین شریعتی‌اشرفی خبرنگار -گرگان
نه از آب خبری هست، نه از گاز. هیچ یک از معابر هم (اگر بشود آن‌ها را معبر نامید) آسفالت ندارد. همه چیز خشک و کم‌جان است. خیابان‌ها خلوت‌اند....
1396/08/27
نه از آب خبری هست، نه از گاز. هیچ یک از معابر هم (اگر بشود آن‌ها را معبر نامید) آسفالت ندارد. همه چیز خشک و کم‌جان است. خیابان‌ها خلوت‌اند. صدایی به گوش نمی‌رسد. حس غریبی دارد. انگار وارد روستایی خالی از سکنه شده‌ایم. تلفن همراهم را از جیب بیرون می‌آورم تا با دهیار تماس بگیرم که ناگهان کسی می‌گوید: «آنتن نمی‌ده! هوا که ابری شه، موبایل و تلویزیون آنتن نداره.» سرم را بلند می‌کنم. پیرمرد خوشرویی را می‌بینم. با تعجب از او دور می‌شوم و به سؤالی که ذهنم را از ابتدای راه با خود درگیر کرده است، فکر می‌کنم. چرا «گلستان»؟ مگر نه این که نام یک مکان، بر اساس جغرافیا، پیشینه یا طبیعت آن انتخاب می‌شود؟ چطور می‌توان نام یک منطقه را گلستان نهاد در حالی که بخش جالب توجهی از آن با چالش شدید آب و خشکسالی دست و پنجه نرم می‌کند؟  «پست‌دره پایین» روستایی ترکمن‌نشین از توابع بخش مرکزی پالیزان واقع در 38 کیلومتری شمال مراوه‌تپه است که جمعیتی در حدود 300 نفر در قالب 70 خانوار را در خود جای داده است. این روستا به دلیل موقعیت سوق‌الجیشی شرایط خاصی دارد و به جرأت می‌توان آن را از محروم‌ترین مناطق کشور دانست. روستایی که فقط40 کیلومتر با مرز ترکمنستان فاصله دارد و از نبود امکانات نخستین رنج می‌برد.

آب لوله‌کشی نداریم
«ابا حسین‌زاده» متولد 1362 دهیار جوانی است که 4 سال است در این سمت مشغول به فعالیت است. او زادگاهش را اینچنین توصیف می‌کند: شغل اصلی اهالی پست‌دره پایین، کشاورزی و دامپروری ا‌ست. بیشتر زمین‌ها زیر کشت گندم و جو هستند که محصولات اصلی این روستا به حساب می‌آیند. دامپروری هم که کاملاً به شیوه‌ سنتی دایر است.
از او سؤال می‌کنم وضعیت آب در این‌جا چطور است؟ دهیار جوان اخم‌هایش در هم می‌رود و می‌گوید: آب لوله‌کشی نداریم. آب ماهی 2 یا نهایتاً 4 بار با یک تانکر از شهرستان مراوه‌تپه به این‌جا آورده می‌شود که مسلماً کفاف نمی‌دهد و از آن فقط به عنوان آب آشامیدنی استفاده می‌شود و برای رفع نیازهای دیگر از رودخانه که در مجاورت روستای ما قرار دارد استفاده می‌کنیم؛ البته این که می‌گویم رودخانه درست نیست، چراکه این راه‌آبه مسیلی است که سیل ایجاد کرده است. ما گاز هم نداریم. یا از کپسول استفاده می‌کنیم یا هیزم.

سیل‌ها دیگر مهار نمی‌شوند
این دهیار ادامه می‌دهد: متأسفانه هرچند وقت یک بار شاهد وقوع سیل هم هستیم که تا امروز هیچ اقدامی برای مهار آن انجام نگرفته است. این در حالی است که دامداران و کشاورزان به دلیل بی‌آبی با چالش جدی‌ای مواجه‌اند. همان‌طور که گفتیم کشاورزی هم در این‌جا به شیوه‌ سنتی است به همین علت از گندم و جو که بین محصولات به کمترین میزان آب احتیاج دارند، استفاده‌ می‌شود؛ ولی در چند سال اخیر مرز این بی‌آبی تا جایی پیش رفته که آن‌ها متضرر شده‌اند. این موضوع فشار زیادی بر اهالی وارد کرده است زیرا این زمین‌ها تنها راه امرار معاششان است و چیز دیگری ندارند.

راهی جز مهاجرت نمانده است
حسین‌زاده در پاسخ به این سؤال که با توجه به ترکمن‌نشین بودن پست‌دره پایین اوضاع صنایع دستی در این‌جا چطور است، می‌گوید: صنایع دستی اصلی روستای ما قالی‌بافی است که متأسفانه آن هم دیگر رونق ندارد و امروز عده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ معدودی از دختران ما فقط برای جهیزیه‌ خودشان پای دار قالی می‌نشینند.  وی ادامه می‌دهد: البته ناگفته نماند که بسیاری از این سختی‌ها به دلیل موقعیت جغرافیایی ماست. پست‌دره پایین از 3 جهت بین کوه‌های خراسان شمالی محاصره شده و تنها راه اصلی به روستا هم آسفالت نشده است. تمام این مسائل باعث شده نسل جوان راهی جز مهاجرت پیش روی خود نبیند. خودتان قضاوت کنید؛ اگر شما هم در محل زندگی‌تان هیچ راهی برای کسب درآمد نداشته باشید، شرایط رفت‌وآمد در آن مشکل باشد، از امکانات اولیه‌ای مانند آب، گاز یا خطوط مخابرات نیز بی‌بهره باشید و حتی فضا و اجازه برای ساخت یک منزل هر چند کوچک هم نداشته باشید، آیا در آن محل می‌مانید؟ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

ادامه تحصیل برای دختران ممکن نیست
حسین‌زاده درباره امکانات روستا می‌گوید: اداره بهداشت، سالن ورزشی و امکاناتی مانند آن نداریم. یک مسجد و یک مدرسه در مقطع ابتدایی داریم؛ اما برای مقطع راهنمایی فرزندان ما به روستای مجاور یعنی «گوک‌دره» که در فاصله 3 کیلومتری روستای ما قرار گرفته، می‌روند. برای تحصیل در دبیرستان باید در مراوه‌تپه بمانند که این شرایط برای دختران ما امکان‌پذیر نیست و پسران ما هم با توجه به مسیر غیرایمن و هزینه‌ی اقامت اغلب ترک تحصیل می‌کنند.
وی ادامه می‌دهد: در خصوص دیگر امکانات مانند دکل‌های مخابرات و اینترنت هم همان‌طور که ملاحظه می‌کنید تا کنون هیچ اقدامی انجام نگرفته است.

بیکاری مشکلی روی مشکل‌ها
می‌پرسم اگر بخواهد یک مشکل را به عنوان بزرگ‌ترین مشکل روستای پست‌دره پایین عنوان کند، چه می‌گوید؟ پس از مکثی طولانی لبخندی تلخ می‌زند و سپس حرف‌هایش را این‌طور به پایان می‌رساند: اگرچه مشکلاتی که گفتم هیچ کدام کم‌اهمیت و قابل اغماض نیستند، به گمان من عمده‌ترین و بزرگ‌ترین معضلی که در روستای ما وجود دارد، مشکل نبود شغل است. این موضوع شاید در وهله اول به‌اندازه نداشتن امکانات به چشم نیاید، اما اگر نگاهی عمیق‌تر به آن بیندازیم متوجه می‌شویم این معضل چقدر در پیشرفت نکردن و توسعه‌ نیافتن یک جامعه تأثیر دارد.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code