موضوعات
بوشهر

امام جعفر صادق (ع)؛ میراث دار فقه قرآنی

نویسنده: نیما بهدادی مهر دبیر روزنامه استانی
در روزگاری که جنگ نرم، ماهیت و اهداف آن به موضوعی ویژه درگفتمان حاکم برمعادلات سیاسی و دیپلماتیک تبدیل شده ومدیران ایران اسلامی به دنبال رسیدن به یک قالب اجرایی برای تقابل با هجوم وشبیخون فرهنگی غرب هستند، نظر شما را به یک فرم بدیع ومغفول ازتاریخ اسلام جلب می‌کنم...
1394/10/07
در روزگاری که جنگ نرم، ماهیت و اهداف آن به موضوعی ویژه درگفتمان حاکم برمعادلات سیاسی و دیپلماتیک تبدیل شده ومدیران ایران اسلامی به دنبال رسیدن به یک قالب اجرایی برای تقابل با هجوم وشبیخون فرهنگی غرب هستند، نظر شما را به یک فرم بدیع ومغفول ازتاریخ اسلام جلب می‌کنم؛ فرم و ساختاری که می‌توان از آن تحت عنوان فرآیند دفاع نرم در سیره خاندان عصمت و طهارت (ع) یاد کرد و نیاز امروز جمهوری اسلامی ایران رادر تدوین راهبردی فرهنگی برای دفاع از حریم دین و ارزش‌های انسانی و الهی رفع می‌کند.  تاریخ اسلام از بدو ظهور تاکنون عرصه تقابل خیر و شر در معنای واقعی آن بوده است؛ خوبانی که با نگرش بر افق توحید و پرستش پروردگار به افعال خود هویت می‌بخشند و اشراری که در دام وسوسه‌های شیطانی فرورفته اند و همین تغافل و ناهشیاری، آنها را از سرچشمه معنویت دور ساخته و به بندگی ابلیس رسانده است. در این منظر امویان و عباسیان در تدارک فضا برای مانور قدرت خود همواره با چالش بزرگ حضور ائمه شیعه روبه رو بودند و در یک روند تدریجی و درحوزه‌های جهاد نظامی، جهاد فرهنگی، رویارویی سیاسی، وجهه سازی اجتماعی، تلقین وجهه و تنازع عقیدتی به مواجهه با امامان شیعه اقدام کردند.  برای تفهیم بهتر بحث باید به این موضوع توجه داشت که پس از فاجعه هتک حرمت خاندان اهل بیت(ع) درکربلا، مدیریت تفکر شیعی در مدل اجرایی ائمه ازجهاد نظامی به جهاد عقیدتی و فرهنگی تغییر یافت. دراین منظرتحلیلی پس ازبنیان وشالوده محکمی که از مجاهدت‌ها و تلاش‌های امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) در عرصه مدل دفاع نرم استوار شد و شکاف زمانی که در فاصله انتقال قدرت از امویان به عباسیان به وجود آمد، امام صادق (ع) با درایت کامل به برگزاری کلاس‌های درس و تبیین مرزهای ناگفته قرآن به جامعه اقدام کرد. جامعه عصر امام صادق (ع) به عنوان یک ملت رشد یافته در مدل حکومت امپراطوری و با توجه به وسعت و پهناوری سرزمینی و آشنایی با فرهنگ وعلوم ملل دیگر با مرزها و دریچه‌های جدیدی از علم آشنا شده بود و مطالبه یادگیری مسائلی را داشت که درنظر اول پاسخگویی به آنها بسیارمشکل ودرقاب ذهنی آن زمان غیرقابل امکان بود؛ درواقع مردم آن زمان درپرتو فراگیری علوم به مسائلی توجه می‌کردند که با جهان هفت اقلیم مرتبط بود وامام صادق (ع) در این زمان کرسی‌های درس خود را برای تبیین معارف بی پایان الهی برقرار کرد.  اما سوال مهمی به ذهن می‌رسد و آن این‌که چرا امام صادق (ع) در عرصه عمل سیاسی ورود نکرد و تنها به مدیریت علمی و هدایت فکری جامعه به سمت فراگیری علوم بسنده کرد.  در این باب توجه به 2 رویکرد ما را در رسیدن به پاسخ مناسب یاری می‌دهد، یکی این‌که امام صادق (ع) از فرصت طلایی به وجود آمده در عصر زد و خورد امویان و عباسیان بهترین بهره را برد و درخانه اش را به روی جویندگان دانش باز کرد و برای ترویج وگسترش معارف شیعی به ظاهر با خلفای زمان خود سازش و از ورود به عرصه سیاست یا تایید حرکت‌های انقلابی خودداری کرد.
در دیدگاه دوم با رویکردی مواجه می‌شویم که به ظاهر امام را نسبت به شرایط حاد جامعه بی اعتنا نشان می‌دهد و ایشان را تنها یک رهبرعلمی ارزیابی می‌کند که مهم‌ترین کارخود را درس و بحث و پایه گذاری یک دانشگاه برای تربیت دانشجو قرار داد.  حال با توجه به این 2 رویکرد و برای آشنایی بیشتر با حماسه علمی و فکری امام صادق (ع) نظری به شرایط اجتماعی و سیاسی آن دوران می‌اندازیم.
در آن دوران درکنار حوادث مبهم سیاسی، زنجیره ای از حوادث اجتماعی و ابهامات اعتقادی پدیدآمد. تضارب افکار آن هم در ابعاد مختلف و از جانب مکاتب صاحب اندیشه، تحولات خاصی را به وجود آورد و در کنار جبهه سیاسی مبارزه با دستگاه منحط و ناکارآمد خلا فت، جبهه‌های پیش روی جامعه در ابعاد فرهنگی، عقیدتی و علمی متجلی شد.  در محوری از این جبهه زنادقه و دهریان مانند ابن ابی العوجا، ابوشاکردیعانی و ابن مقفع با اندیشه‌های بنیان کن ضد دینی قرار داشتند؛ درمحوری دیگر بزرگان معتزله چون عمروبن عبید و واصل بن عطا به چشم می‌خوردند و صاحب فریقین که پرسش‌های درون فرقه‌ای را طرح و در پی راه حلی مناسب بودند در نقطه محوری دیگر این زنجیره قرار داشتند. به این گروه‌ها باید متصوفه را اضافه کرد که برداشت انحرافی خاصی را از ارزش‌های دینی به تجربه نشسته بودند؛ افزون براین نیاز حیاتی جامعه شیعه به ایدئولوژی استوار و پویا و تفسیر روشن از سرچشمه حاکمیت خداوند فراروی امام(ع) قرارداشت. با توجه به این مسائل، امام صادق(ع) به عنوان مظهرایده آل‌های امامت و سرچشمه 2 جریان حیات بخش تفکر درست اسلامی و نظام عادلا نه توحیدی با چالش‌های بسیاری در اجرای این 2 مدل فکری روبه‌رو بود؛ زیرا نه تنها خلفا امام(ع) را ازجنبه فعالیت‌های سیاسی زیر نظر داشتند بلکه هرگونه مبارزه ایشان با تحریف‌ها و بدعت‌ها که در واقع ابزاری فکری برای مهارجامعه توسط دستگاه خلافت بود با واکنش تند فرمانروایان روبه‌رو می‌شد.  براین اساس برای تاثیرگذاری برتفکر اجتماعی، دانشگاه فقه جعفری ایجاد شد. این دانشگاه درکنار مشخص ساختن موارد تحریف دین در فقه رسمی که ناشی از مصلحت‌اندیشی‌های عالمان درباری وابسته بود، ناتوانی دستگاه حاکم دراداره امور فکری مردم را به خوبی اثبات می‌کرد. امام(ع) با گستردن بساط علمی و بیان معارف اسلامی به ویژه تفسیر قرآن به شیوه ای متفاوت از روش عالمان درباری، به معارضه با دستگاه حاکم برخاسته بود و با این اقدام تمام پوشش تشکیلات مذهبی و فقاهت درباری را که ضلع مهم حکومت خلفا به شمار می‌آمد زیر سوال برد و پوشش مذهبی دستگاه حکومت را تضعیف کرد.  دوران امام صادق(ع) به دلیل مواجهه با افکار و آرای متعارض قابی برجسته درمدل دفاع نرم است زیرا ایشان در این برهه زمانی با درایت و تسلطی که برعلوم قرآنی داشت، ازقاب علم لدنی و فقه قرآنی، جوابیه‌های مستحکم و مستدلی را به جویندگان دانش عرضه کرد و میراث معنوی تشیع را ازگزند و یغمای غارتگران علم و فرهنگ دور داشت و به پاسداری از فرهنگ پایدار تشیع پرداخت؛ از این روست که می‌توان گفت دانش از جوهره وجود امام صادق(ع) هویت و معناگرفت و ایشان میراث دار فقه قرآنی به شمار می‌روند.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code