موضوعات
آذربايجان شرقی

یک روز با دلفین‌ها

نویسنده: جعفرپوررضوی/ تبریز-خبرنگار همشهری
روزنامه همشهری آذربایجان شرقی از چند ماه گذشته در قالب طرحی ابتکاری و با توجه به همکاری‌های حرفه ای با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و حوزه هنری استان، ستونی را برای خلاقیت‌های کودکانه اختصاص داده است..
1396/06/13
روزنامه همشهری آذربایجان شرقی از چند ماه گذشته در قالب طرحی ابتکاری و با توجه به همکاری‌های حرفه ای با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و حوزه هنری استان، ستونی را برای خلاقیت‌های کودکانه اختصاص داده است. در این ستون از کودکان خواسته می‌شود که برای روزنامه نقاشی بکشند و برای نقاشی‌هایشان داستان بنویسند و آن را برای روزنامه ارسال کنند. موضوعات مختلف از جمله موضوعات شهروندی، زندگی شهر‌نشینی، ارتباطات اجتماعی و انسانی از جمله محورهایی هستند که کودکان می‌توانند در آن زمینه‌ها خلاقانه داستان سرایی و نقاشی کنند. کودکان و نوجوانان استان می‌توانند از طریق فضای مجازی و استفاده از کانال همشهری استان و نیز از طریق روابط عمومی‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و حوزه هنری استان، آثار خود را به تحریریه روزنامه همشهری ارسال کنند.این طرح در ماه‌های گذشته و با اطلاع رسانی‌های صورت گرفته مورد استقبال خانواده‌ها و کودکان استان قرار گرفته و آثار متنوعی به دفتر همشهری استان ارسال می‌شود.
«فاطمه بیگ زاده» 11 ساله است و در حال حاضر در مرکز فرهنگی و هنری شهید یاغچیان ناحیه 4 آموزش و پرورش تبریز دوره‌‌های آموزشی داستان نویسی را طی می‌کند. فاطمه بیگ زاده برای همشهری داستانی براساس یک خاطره نوشته و برای آن نقاشی زیبایی کشیده است. نقاشی فاطمه پس زمینه ای سفید دارد و در تصویری که برایمان فرستاده است رنگ آبی بیشتر از سایر رنگ هاست. پایین تصویر با رنگ آبی پر شده است و بالای آن سهم رنگ‌های گرمی چون قرمز و زرد بیشتر است. فاطمه برایمان تصویر یک استخر را کشیده است که دلفینی در آن در حال اجرای نمایش است. چند ردیف صندلی هم با رنگ‌های مختلف در کنار استخر به چشم می‌خورد که جذابیتی خاص به نقاشی فاطمه داده است. استخر دلفین یکی از جاذبه‌های گردشگری شهر تبریز محسوب می‌شود.  فاطمه بیگ زاده توانسته است از یک خاطره کوتاه، داستانی جذاب بنویسد. او داستان خود را با زبان کودکانه و با زاویه دید اول شخص روایت کرده است. داستان فاطمه داستان دخترکی است که بعد از شنیدن خاطره دوستش از استخر دلفین‌ها تصمیم می‌گیرد به همراه پدر و مادرش برای دیدن دلفین‌ها به آنجا برود. چیزی که در این داستان جالب به نظر می‌رسد، به غیر از حس ترحم نسبت به حیوانات، این است که فاطمه خواسته و ناخواسته در میان داستان خود خرده روایت ناقصی را نیز آورده است. جدا کردن متن روایت از دیالوگ‌ها نیز نشان دهنده آن است که فاطمه با اصول اولیه نوشتن آشناست. امیدواریم با تربیت و پرورش درست در آینده شاهد داستان‌های بهتری از فاطمه بیگ زاده باشیم.

 رفتار باحیوانات
امروز دوستم در مدرسه گفت: «ما دیروز به نمایش دلفین‌ها رفته بودیم.»
با خودم گفتم: «کاش ما هم برویم. »
بعد از مدرسه با شور و شوق به خانه رفتم. به مادرم سلام دادم و لباس مدرسه ام را سرجایش قرار دادم.
مودبانه به مادرم گفتم: «ما هم می‌توانیم به نمایش دلفین‌ها برویم‌؟»
مادرم گفت: «وقتی پدرت آمد با او حرف بزن.»
بعد از چند دقیقه پدر به خانه رسید. ناهار خوردیم و سفره را جمع کردیم.
با پدرم در مورد نمایش دلفین‌ها حرف زدم. قرار را برای فردا گذاشتیم. خیلی خوشحال شدم. برای دیدن دلفین‌ها لحظه شماری می‌کردم. بالاخره زمان رفتن رسید. پدر اطلاع داد که در راه است. مدتی گذشت ولی پدر نرسید. بعد از ساعتی صدای زنگ تلفن بلند شد. پدر خبر داد که تصادف کرده. اصلا باورم نمی‌شد که به نمایش دلفین‌ها نخواهیم رفت. خیلی ناراحت بودم که پدر به قولش عمل نکرده. اول دلخور شدم بعد که خوب فکر کردم متوجه شدم که مشکل پدر به همه مربوط می‌شود.دیگر برایم مهم نیست که به نمایش دلفین‌ها رفته‌ام یا نه، فقط سلامتی پدرم برایم مهم است. خدا را شکر می‌کنم که پدر و مادر سالمی دارم.باید قدر پدرم و مادرم را بدانم.
بعد از چند روز ماشین تعمیر شد. مادر گفت: «یک خبر خوب برایت دارم. برو و برای رفتن به نمایش دلفین‌ها حاضر شو.» آنجا پرازصندلی‌های رنگارنگ بود که یک استخر در وسط آن قرار داشت و دلفین‌ها در آن شنا می‌کردند. نمایش خیلی هیجان انگیزی بود. دلفین‌ها عجب حیوانات بامزه و باهوشی هستند. خیلی جالب بود آنها حتی نقاشی هم می‌کشیدند. خیلی به من خوش گذشت. بعد از نمایش از پدر و مادرم تشکر کردم وگفتم: «برای من شما مهم تر از هر چیز در دنیا هستید خیلی ببخشید که شما را به زحمت انداختم.» ولی ناراحت بودم و در حال فکر کردن. مادر متوجه شد که من ناراحت هستم دلیل ناراحت بودنم را پرسید.
گفتم:«خیلی دلم برای دلفین‌ها سوخت. جای دلفین‌ها دراستخر نیست.جای دلفین‌ها دراقیانوس و دریا است.مردم با نمایش دادن دلفین‌ها پول در می‌آورند و آنها را از محل زندگی‌شان دور نگه می‌دارند.من می‌خواهم وقتی که بزرگ شدم اجازه ندهم که کسی دلفین‌ها را از محل زندگی‌شان دور کند.»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code