موضوعات
آذربايجان شرقی

گردشگران هلندی متعجب از وضعیت تبریز در آستانه رویداد 2018

نویسنده:
گردشگران هلندی که به تبریز آمده‌اند، اصلی‌ترین دلیل سفرشان به این شهر را بازار سرپوشیده و تاریخی آن عنوان می‌کنند...
1396/06/19
گردشگران هلندی که به تبریز آمده‌اند، اصلی‌ترین دلیل سفرشان به این شهر را بازار سرپوشیده و تاریخی آن عنوان می‌کنند. آنها با یک ماشین عجیب و غریب از هلند آمده‌اند؛ ماشینی که شاید خیلی مجهزتر و زیباتر از خانه خیلی از ماهاست با سرویس بهداشتی، آشپزخانه، تلویزیون، مبل، رختخواب و...؛ این ماشین در کنار تجهیزات عجیب و غریبی که به همراه دارد، به صراحت می‌گوید با عده‌ای جهانگرد باتجربه مواجه هستیم.
به گزارش مهر، ۶ نفر از گردشگران هلندی را همین ماشین عجیب و غریب به ایران آورده است تا در ۲۹ روز، شهرهای مهم ایران را بگردند. حالا بعد از چند شهر و قبل از چند شهر دیگر، به ایستگاه تبریز رسیده‌اند؛ایستگاهی که می‌گویند برای دومین‌بار است در دوسال اخیر راهشان به آن افتاده است.
ماشین‌شان را در پارک مسافر تبریز پارک کرده و شب را آنجا مانده‌اند تا بعد از یک استراحت درست و حسابی، صبح بتوانند تبریزگردی‌شان را آغاز کنند. صبح که می‌شود با چهره‌هایی بشاش از خواب بیدار می‌شوند و بعد از سلام و صبح‌بخیرهای کوتاه، حسابی آماده گشت و گذار می‌شوند.

عمارت شهرداری؛ مقصد نخست گردشگران
اولین مقصدشان عمارت تاریخی شهرداری تبریز است. مهمانان هلندی با همان لبخند و انرژی‌ای که صبح زود موقع ترک ماشین‌شان داشتند طبقه‌های مختلف عمارت را طی می‌کنند. از دیدن برخی اشیا تعجب و از دیدن برخی دیگر لبخند می‌زنند و به همدیگر چیزهایی می‌گویند.
همین که وارد موزه فرش در آخرین طبقه عمارت می‌شوند، از خیلی دور هم می‌توان لذتی را که برچشمان‌شان حاکم شده دید. دست می‌کشند روی فرش‌ها و به همدیگر چیزهایی می‌گویند شاید درست، شاید غلط. راهنمای موزه هم که پشت میز نشسته با دیدن توریست‌های هلندی نزدیک‌تر می‌آید اما طوری که انگار وسط راه بداند به انگلیسی تسلط ندارد زیاد نزدیک نمی‌شود و از فاصله‌ای مناسب حیرت آن‌ها را از دیدن فرش تبریز به نظاره می‌نشیند.
هلندی‌ها زبان اصلی‌شان انگلیسی نیست اما انگلیسی هم بلدند به همین خاطر مترجمی که کنارشان است به انگلیسی تسلط دارد. بعد از دیدن عمارت ساعت، زمان را هدر نمی‌دهند و به سمت خانه استاد شهریار می‌روند؛ خانه‌ای که برعکس عمارت ساعت که شاید معماری‌ای شبیه به معماری آن‌ها دارد، متفاوت است.

فقط و فقط به‌خاطر بازار تبریز
حیاطی کوچک، نمایی آجری و پنجره‌هایی که شهریار انتظار را با آن‌ها کشیده است، توجه گردشگران ما را جلب می‌کند. شهریار و شعرهایش را نمی‌شناسند و حتی به گوش‌شان هم نخورده است اما خوشبختانه بیوگرافی‌ای که به زبان انگلیسی در ورودی خانه قرار دارد، اندکی ذهنشان را برای دیدن کلبه‌ای درویشی آماده می‌کند.
درحالی که کوچک و ساده بودن خانه، توجه‌شان را جلب کرده است، مترجم از زندگی پر پیچ و خم شهریار برایشان می‌گوید و آن‌ها هم به دقت گوش می‌دهند. «هینو برور» بعد از این‌که تاحدودی با شهریار و اهمیت شعرهای او برای ایرانیان آشنا می‌شود می‌گوید: عجیب است که شاعری را که شعرهایش به ده‌ها زبان ترجمه شده ما نمی‌شناسیم!
«هانس» که لیدر تور است می‌گوید که این دومین‌بار است به تبریز می‌آید و با خودش تور گردشگری می‌آورد. او تبریز را شهر زیبایی می‌داند مثل دیگر شهرهای ایران، اما دلیلی که باعث شده او به همراه دیگر جهانگردان دوباره تبریز را انتخاب کند، جالب است. او می‌گوید: فقط و فقط به‌خاطر بازار تبریز است که به تبریز می‌آید!
هانس می‌گوید: همه‌چیز بازار تبریز برایم جالب است، این‌که چگونه ساخته‌اند، این‌که چه‌چیزهایی می‌فروشند یا این‌که معماری عجیبی دارد. واقعا زیباترین بازاری است که تابه‌حال دیده‌ام. این را به خاطر این نمی‌گویم که شما تبریزی هستید. او ادامه می‌دهد:رانندگی تبریزی‌ها تهرانی‌ها و هندوستانی‌ها، مثل اروپایی‌ها نیست. ما آنجا آرام‌تر و بااحتیاط‌تر می‌رانیم و به همدیگر راه می‌دهیم اما اینجا خبری از این‌چیزها نیست.

«تبریز ۲۰۱۸» را فقط شنیده‌ایم
شنیدن این حرف هم خوشحال‌کننده است و هم ناراحت‌کننده. بازاری که می‌تواند از آن سوی دنیا گردشگر به سوی خود بکشاند هیچ تفاوتی با دوسال قبل نکرده است؛ دوسال قبل که هنوز تبریز به عنوان پایتخت گردشگری جهان اسلام مطرح نبود. هانس، اسم تبریز ۲۰۱۸ را شنیده است ولی بیشتر همراهانش نه. او می‌گوید فقط این عنوان را شنیده است ولی حتی نمی‌داند چه فلسفه‌ای پشت آن است.
موزه مشاغل، ایستگاه بعدی است. در ورودی موزه، عکس‌ چهره‌هایی را می‌بینند که ما به عنوان مفاخر و مشاهیرمان از آن‌ها یاد می‌کنیم اما آن‌ها دوست دارند درباره تک تک‌ چهره‌ها سوال بپرسند و مترجم نیز با حوصله فراوان برایشان تعریف می‌کند.
به بخش اصلی می‌رسند یا همان بخش مشاغل. در یک سالن نه‌چندان بزرگ چند مغازه کوچک به صورت شبیه‌سازی‌شده کنار هم چیده شده‌اند. یکی عطاری است، یک خیاطی، یکی دادگاه قدیمی، یکی داروخانه و.... «هین ریچ» که مسن‌تر از بقیه است می‌گوید: این‌که ما بسیاری از این مشاغل را در کشور و شهر خود نداریم، جذاب‌شان می‌کند. حداقل آن‌هایی هم که داریم به شکل و گونه دیگری است. او می‌گوید: تبریز ۲۰۱۸ را هیچ‌کس در کشورشان نشنیده است و علت آن را عملکرد ضعیف رسانه‌ها در اطلاع‌رسانی چنین رویداد بزرگ گردشگری می‌داند.
با دیدن آرم تبریز ۲۰۱۸ بر روی یک بروشور می‌پرسد: قرار است در تبریز ۲۰۱۸ چه اتفاقی بیفتد؟ مترجم سیر تا پیاز ماجرا را برایش تعریف می‌کند. می‌گوید: اگر چنین اتفاق بزرگی رخ می‌دهد چرا شهری که الان می‌بینیم با دوسال پیش خود هیچ تفاوتی نکرده است!؟



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code