موضوعات
آذربایجان غربی

طلاق؛ زلزله خاموش خانواده‌ها

نویسنده: ملیحه قربانی ارومیه-خبرنگار
مساله طلاق و جدایی یکی از مهم‌ترین بحران‌های خانواده‌های امروزی است که جامعه را نیز به شدت تحت تأثیر خود قرار می‌دهد.
1396/06/22
به گزارش همشهری، خانواده به لحاظ قدمت، ابتدایی‌ترین و باشمول‌ترین نهاد اجتماعی دنیاست. خانواده مجموعه‌ای از افرادی است که در کنار هم زندگی می‌کنند و به عنوان نهاد دیرپای اجتماع بشری در شکل‌گیری ساختار کلان جامعه و افزایش بهره‌وری آن نقش پرتأثیری دارند. معیار همزیستی و همبستگی اعضای خانواده، 2 عامل قرابت و زوجیت مورد قبول عرف جامعه است.
هر گونه انحراف و کژتابی در بنیان خانواده در جامعه منعکس می‌شود و در مقابل خانواده نیز در برابر تغییرات جامعه دچار دگرگونی‌هایی می‌شود؛ به عبارتی میان خانواده و جامعه یک رابطه دوسویه برقرار است. هر اندازه روابط درون خانواده مناسب‌تر باشد خانواده و به تبع آن جامعه نیز از ثبات و استحکام بیشتری برخوردار است.
طلاق در لغت به معنی رهاکردن و در زندگی زناشویی یعنی از هم پاشیده شدن زندگی و از بین رفتن تعادل بنیان خانواده است. تبعات منفی آن منحصر به خانواده نیست و باعث متزلزل شدن جامعه نیز می‌شود. اگر چه طلاق به خودی خود آسیب‌زا نیست و به عنوان یک راه‌ حل جهت اتمام تنش‌های موجود قابل تحلیل است ولی بدون شک اثرات منفی زیادی روی فرزندان و حتی زوجین به دنبال دارد. گسستگی خانواده تاثیری مسلم و قطعی در بروز رفتارهای ضد اجتماعی در کودکان دارد. از طرفی جدایی کودک از والدین موجب ناتوانی در برقراری رابطه عاطفی سالم و صحیح به هنگام بلوغ می‌شود. نظم و تعادل در خانواده رابطه معكوسی با روند بزهكاری دارد؛ آنگاه كه طلاق زیاد می‌شود، كشمكش های درونی خانواده اوج می‌گیرد و فرزندان در سنین نوجوانی به دور از نظر والدین در ورطه آلامی چون اعتیاد و بزهكاری گرفتار می‌شوند. متاسفانه جامعه امروزی شاهد روند رو به رشد این معضل اجتماعی و پیامدهای ناگوار آن است.

آمار و ارقام
بر اساس آمار ارائه شده از سوی اداره ثبت احوال در سال 1395، 135هزار و 667 طلاق به ثبت رسیده است.
به این معنا که از ابتدا تا پایان سال این تعداد به جمعیت زنان مطلقه کشور اضافه شده است، یعنی در هر ساعت 20 زن در کشور به دلایل مختلف وارد گروه مطلقین می‌شوند. بیش‌ترین طلاق در سال 95 مربوط به دختران بین 25 تا 29 سال و پسران بین 30 تا 34 سال بود. با وجود وعده‌های مسئولان مبنی بر حل مشکل طلاق از طریق رونق اقتصادی و ریشه‌کن کردن بیکاری، متاسفانه همچنان میزان ازدواج در کشور کاهش و نرخ طلاق افزایش می‌یابد. بررسی آمارها در آذربایجان‌غربی نیز روند رو به رشد طلاق را در این استان نشان می‌دهد به گونه‌ای که در مقابل هر 6 ازدواج یک مورد طلاق ثبت می‌شود. بیش‌ترین فراونی ثبت شده در استان در مردان بین 25 تا 29 سال و در زنان 20 تا 24 سال بوده است. اشنویه بالاترین درصد ازدواج و بوکان نیز بالاترین نرخ طلاق را داراست.

تأثیرات دگرگونی‌های جامعه
همان‌گونه که بشر بنا به نیاز طبیعی خود پیوند ازدواج می‌بندد تا در کانون خانواده و در کنار همسر خود به آرامش برسد، همان‌گونه نیز ممکن است به دلایلی از ادامه زندگی خودداری کند. عمده‌ترین دلایل طلاق در ایران اعتیاد به مواد مخدر، دخالت‌های اطرافیان، هم‌کف نبودن زوجین، ازدواج در سنین پایین، کوتاه بودن مدت آشنایی، هم‌سطح نبودن تحصیلات زوجین، بیکاری، مشکلات جنسی و عدم پایبندی به تعهدات از سوی زوجین است. آسیب‌های دنیای مدرن نیز یکی از عوامل اصلی رشد روزافزون طلاق در جامعه است؛ زنان در جامعه سنتی بیش از تاکید بر نقش زنانگی، به وظیفه همسری خود تأکید داشتند ولی با ورود اندیشه مدرن خود را زنی دارای حق و حقوق می‌بینند. پر رنگ کردن نقش فردیت در جامعه مدرن باعث می‌شود که زن، علاوه بر نقش خود در نهاد خانواده، به حقوق فردی خود و چگونگی رسیدن به آن توجه کند. این امر در جامعه مردسالاری که تلقی متفاوتی از زن داشته است، برای مردان چندان خوشایند نیست. مردان جوامع سنتی باید بپذیرند که زن علاوه بر نقش همسری و مادری، دارای هویتی فردی است که شناخت صحیح و احترام به آن امری اجتناب ناپذیر است.
در جامعه امروزی انتخاب همسر و ازدواج دیگر به صورت سنتی صورت نمی‌گیرد و همچنین طلاق نیز که قبلا دعوا و تهدیدهای خانوادگی را در پی داشت اکنون به اتفاقی آرام تبدیل شده است. در زندگی مشترک امروزی دیگر یک زن تابع مطلق چهارچوب تمایلات مرد نیست و البته مرد نیز در مفهوم قبلی خود در ساختار خانواده تنها قدرت بلامنازع نیست.
در گذشته حساسیت‌هایی روی طلاق وجود داشت ولی اکنون در عرض 15دقیقه این حکم صادر می‌شود و این نشانی از  افزایش نرخ طلاق در جامعه کنونی است. امروزه در نخستین روزهای زندگی و با نخستین اختلافات، زوجین اقدام به طلاق می‌کنند و این یکی از بزرگترین خطراتی است که جامعه و زندگی خانواده‌ها را تهدید می‌کند.

دادگاه خانواده
در حین عبور از خیابان‌های شهر، شلوغی و همهمه دادگاه‌های خانواده امری عادی و روزمره است.
 راهروهای مجتمع خانواده پر است از مردان و زنانی که با توافق خواستار نقش بستن مهر «باطل شد» روی عقد‌نامه‌هایشان هستند. بعضی در نوبت تمبر، بعضی در نوبت پذیرش و این صف به معنای وجود تقاضای بیش از اندازه طلاق در جامعه است.
ناصر و هانیه یکی از زوج‌هایی هستند که برای طلاق به دادگاه خانواده آمده‌اند؛ هانیه 23 ساله و ناصر 27 ساله، 4 سال است که ازدواج کرده‌اند آنها دلیل تصمیم خودشان را عدم تفاهم می‌دانند. هیچ میل و رغبتی به حرف زدن ندارند گویی تنها راهی که برایشان مانده جاری شدن هر چه زودتر صیغه طلاق است.کمی آن طرف‌ تر زنی به همراه مادرش و شوهری که با فاصله چند صندلی نشسته است دیده می‌شود. طاهره 30 ساله، 3 سال پیش ازدواج کرده و یک پسر یک ساله دارد. علت طلاق آنها بیکاری شوهر و مشکلات مالی است. طاهره در سال‌های اخیر حاضر به زندگی در اتاق اجاره‌ای نیز شده است ولی وضعیت زندگی آنها هر روز بدتر از دیروز شده است. اشک‌های طاهره و البته سکوت شوهر گویای تمام سختی‌های آنان است. در میان شلوغی دادگاه خانواده درگیری لفظی امری عادی به نظر می‌رسد؛ صدای زن و مرد جوانی از همه بلندتر است.

پیشنهادها و راهکارها
برای مقابله و پیشگیری با معضل اجتماعی طلاق راهکارهای بسیاری از سوی کارشناسان ارائه شده است. آنها توصیه می‌کنند تا زمانی که افراد به بلوغ کامل جنسی، جسمی، عاطفی، روانی و اجتماعی نرسیده‌اند اقدام به ازدواج نکنند.
درباره همسر آینده خود شناخت کامل داشته باشند، انتخاب‌هایشان را با نظام رفتاری خود منطبق کنند و معیارهای خود را با خانواده و مشاور در میان بگذارند. مشاوره قبل از ازدواج نیز نه تنها در تسهیل امر ازدواج بلکه در کاهش جدایی نیز نقش پر رنگی دارد. کارشناسان معتقدند بسیاری از طلاق‌ها ریشه در اختلالات شخصیتی دارد و به آسانی قابل درمان است. مهارت‌های زندگی باید قبل از ازدواج به زوجین آموخته شود تا آنان چگونگی حل مسائل و مشکلات زندگی را یاد بگیرند. البته نقش آموزش ‌و پروش، رسانه‌ ملی و کمپین‌های اجتماعی را نیز نباید نادیده گرفته شود.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code