موضوعات
البرز

اصالت فرهنگ در جامعه

نویسنده: جمشید ندافی شیرذیلی رئیس اداره فعالیت‌های دینی، ادبی و هنری جهاد دانشگاهی استان
اقتصاد در هر جامعه‌ ریشه در فرهنگ آن دارد. اگر اقتصاد را گیاهی فرض کنیم، فرهنگ، خاک و عامل رشددهنده آن است. اقتصاد هر جامعه با برآیند تولید ناخالص ملی سنجیده می‌شود...
1396/07/24
اقتصاد در هر جامعه‌ ریشه در فرهنگ آن دارد. اگر اقتصاد را گیاهی فرض کنیم، فرهنگ، خاک و عامل رشددهنده آن است. اقتصاد هر جامعه با برآیند تولید ناخالص ملی سنجیده می‌شود و این سنجه، نخست ریشه در فرهنگ آن جامعه دارد. سپس موقعیت جغرافیایی، حاصلخیزی خاک، وجود آب و داشتن آفتاب بر پرباری این درخت اثر می‌گذارد. معیار علم تغییر کرده است و فقط علمی‌که به درد حرفه‌ای اقتصادی بخورد، اعتبار دارد و امور اقتصادی بخش اعظمی‌از وقت شهروندان را مشغول می‌کند.
با توجه به رشد کمی‌دانشگاه‌ها و افزایش رسانه‌های اجتماعی، فضای اندیشمندی اقتصادی نه فقط میان صاحب‌نظران اقتصادی که در میان دانشجویان بیش از پیش ارتقا و عمومیت یافته است. لذا نگرش‌های اقتصادی مردم می‌تواند هم به عنوان موتور محرکه رشد و توسعه اقتصادی عمل کند و هم از دیگر سو مانع تحقق این امر شود.
 نگرش‌های اقتصادی مردم با فرهنگ پیوندی تنگاتنگ دارد. ارتقای آگاهی دانشجویان در زمینه موضوعات اقتصادی، تلاش برای تبیین رابطه میان اقتصاد و فرهنگ برای دانشجویان، فراهم کردن فضای گفت‌وگو برای نقد و بررسی امور اقتصادی، جمعیتی و فرهنگی، بررسی وضع تولید در اقتصاد ایران و ارتباط آن با فرهنگ جامعه از اهدافی است که باید پیگیری و بررسی شود. شاید بتوان بخش اعظم مشکلات اقتصاد را با توجه به زیرساخت های فرهنگی توضیح داد. مثلا اینکه در جامعه ما کار، فرهنگ غالبی نیست و در مقابل راحت طلبی فرهنگی غالب است. در جامعه ما مصرف به عنوان یک ارزش مطرح است و میزان مصرف جایگاه افراد را مشخص می‌کند.
 برای درک رابطه اقتصاد و فرهنگ باید به خاستگاه این 2 نظر افكند. خاستگاه اقتصاد و فرهنگ را به تعبیری می توان، جامعه دانست. جامعه را یک شبکه می‌دانند که معلول روابط اجتماعی است. روابط اجتماعی برخلاف روابط طبیعی، اموری قطعی و تكوینی نیستند. در شبکه‌های انسانی بر روابط انسانی به علت وجود اختیار و آگاهی، قطعیت حاكم نیست و انسان در شرایط معین می تواند به یك عامل مشخص، پاسخ های متفاوتی بدهد که چیزی جز وجود كثرت و گزینه‌های متفاوت نیست. با تعدد و وجود گزینه های متفاوت، پدیده‌ای به نام (انتخاب) معنا می‌یابد و از درون روابط ممكن میان پدیده‌ها، ناگزیر باید یكی را برگزید. انتخاب های گوناگون بر مبنای ارزش های ذهنی مختلف صورت می‌گیرند و فرهنگ شكل دهنده ارزش های گوناگون برای جوامع مختلف است. بنابراین میان اقتصاد و فرهنگ رابطه تنگاتنگی وجود دارد. می‌توان رابطه فرهنگ و اقتصاد را به شكل دیگری هم بیان كرد: اولاً رفتارهای پایدار انسانی متأثر از فرهنگ است. ثانیا فعالیت های اقتصادی از رفتارهای اقتصادی انسان است و در نتیجه جزئی از مجموعه رفتارهای انسانی به شمار می آید و ثالثا رفتارهای اقتصادی (غیر از رفتارهای ناپایدار و استدلالی) مبتنی بر فرهنگ است. رفتارهای پایدار خاص، نتیجه فرهنگ خاص است. بنابراین رفتارهای پایدار خاص اقتصادی نتیجه فرهنگ خاصی است و توسعه اقتصادی نتیجه رفتارهای خاصی است که از فرهنگی خاص برمی‌خیزد و به این دلیل توسعه اقتصادی نیز وضع فرهنگی خاصی را می‌طلبد.
با این تعاریف این فرضیه اثبات می‌شود که اقتصاد و فرهنگ رابطۀ تنگاتنگی با یکدیگر دارند و برای بهبود شرایط اقتصادی به فرهنگ نیاز داریم. از سوی دیگر برای تقویت فرهنگ باید در نقطه مطلوبی از شرایط اقتصادی قرار بگیریم.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code