موضوعات
البرز

از صحنه تئاتر تا کلاس‌های شاهنامه خوانی

نویسنده: الهام یوسفی البرز-خبرنگار
«پرستو زواری» دختر جوان هنرمند البرزی است كه از ١٣ سالگی با هنر نمایش آشنا شده است. اولین تجربه بازیگری روی صحنه تئاتر را در ١٦ سالگی در یك نمایش تك نفره تجربه كرد...
1396/05/22
«پرستو زواری» دختر جوان هنرمند البرزی است كه از ١٣ سالگی با هنر نمایش آشنا شده است. اولین تجربه بازیگری روی صحنه تئاتر را در ١٦ سالگی در یك نمایش تك نفره تجربه كرد و آرام آرام با هنرمندان و گروه‌های تئاتر شهر كرج آشنا شد. این هنرمند البرزی حالا بزرگ شده و در نمایش‌های «از پشت شیشه‌ها»، «كرگردن»، «تعطیلات» و «گندم» ایفای نقش كرده است. بازی در سریال13 قسمتی «بهانه ای برای عاشقی»، «ساختمان پزشكان»، سریال «تقدیر» از شبكه ٣ سیما، فیلم سینمایی«تازه وارد» به كارگردانی «آرش رحمانی» و سریال «تاكسی» پخش شده از شبكه البرز در كارنامه هنری او وجود دارد.
«پرستو زواری» ٢ سال می شود كه از فضای تئاتر شهر كرج فاصله گرفته است و همه تمركز و تلاش خود را در مدارس و مهدهای كودك بر آموزش نمایش خلاق، شاهنامه‌خوانی، شعر خوانی و نقالی كودكان گذاشته است. این دختر جوان و هنرمند حالا مربی ٥٠٠تا٦٠٠ كودك البرزی شده است تا از همین ابتدای كودكی بتوانند فرهنگ و هنر سرزمین خود را حفظ كنند و سینه به سینه به نسل های دیگر منتقل كنند. حفظ قصه به عنوان میراث فرهنگی بهانه ای برای تغییر الگوهای كودكان است. همشهری البرز به همین بهانه گفت‌وگویی را با این هنرمند عرصه تئاتر ترتیب داده است كه در ادامه می خوانید.

در مسیر هنر، خانواده چقدر به شما كمك كردند؟
اگر حمایت خانواده و تشویق های عاشقانه مادرم نبود، تاكنون در عرصه هنر و تئاتر هیچ پیشرفتی نمی كردم. زمانی كه ١٦ ساله بودم و درعرصه تئاتر قرار گرفتم، هنرمندانی مانند «چیترا نادری»، «علی كوچكی» و «محمد عسگری» پدر و مادر معنوی من در این راه شدند و قدم برداشتن را در این حرفه به من آموزش دادند. مادرم هم تنها كسی بوده و است كه پا به پای من می‌آید. اگر خانواده به فرزندش اطمینان نداشته باشد، كودك دچار لغزش می شود اما اگر به او اطمینان بدهد هیچ زمان كودك از اعتماد پدر و مادرش سو استفاده نمی كند.

اگر یک روز صاحب فرزند شوید در زمینه تئاتر حمایتش می كنید؟
خیر. این فضا مدعی زیاد دارد. این چند سال با ٥٠٠ تا٦٠٠ كودك نمایش خلاق كار كردم.در این مدت سعی داشتم با صحبت كردن و مشاوره آنها را با مسیر درست آشنا كنم. قرار نیست در حین این آموزش‌هایی كه انجام می دهم بازیگر تحویل جامعه بدهم و تنها می‌خواهم آنها انسانی باشند تا در جامعه بتوانند با اعتماد به نفس حرف زدن را یاد بگیرند.

برای آموزش نمایش به كودكان خودتان را به روز كردید؟
اوایل تجربه های شخصی ام را با بچه‌ها تقسیم می كردم اما آرام آرام به خواندن كتاب‌های مرتبط از جمله روانشناسی روی آوردم.

چطور شد به سمت آموزش شاهنامه خوانی و نقالی به كودكان رفتید؟
آن اوایل كه به بچه‌ها نمایش خلاق درس می‌دادم، چیزی از شاهنامه به جز رستم و سهراب نمی دانستم. یك روز در نشست های نقالی «سارا عباس پور» یكی از بهترین های هنر نقالی، از هنرمندان سرشناس البرز شركت كردم. وقتی داستان سودابه را تعریف می‌كردم خودم را به خاطر اینكه تا آن زمان چیزی از شاهنامه نمی‌دانستم، سرزنش كردم. همین شد تا خواندن داستان‌های شاهنامه را شروع كردم زیرا از همان ابتدا خواندن شاهنامه برایم سخت بود. همانطور كه با قصه های شاهنامه آشنا می شدم، حس كردم چه كمبود بزرگی است  كه هیچكس در کودکی شاهنامه یادم نداده بنابراین پیش خودم گفتم چرا این بچه هایی كه سر كلاسم هستند، بلد نباشند. این شد كه كم كم نمایش خلاق جای خود را به شاهنامه خوانی داد و آنها علاوه بر قصه های شاهنامه با اشعار فردوسی، مولانا، حافظ و سعدی هم آشنا شدند و ‌توانستند جنس شعر‌هایی را كه می‌خوانند، بفهمند. می‌خواهم بگویم حالا الگو و اسطوره این كودكان بتمن نیست بلكه رستم و شخصیت های داستان های شاهنامه است. سپس با علاقه و استعدادی كه بچه‌ها از خود نشان دادند، توانستم از دل قصه های شاهنامه ٥ نمایشنامه در حد فهم آنها بنویسم تا نمایش‌هایی را در مراسم هایی مثل شب یلدا، عید نوروز و جشن پایان سال برای اجرا داشته باشیم. اگر امروز كسی باشد درباره رودابه برایمان بگوید قطعا عاشق سیندرلا ، بتمن و اسپایدرمن نمی شویم.

تأثیر و نقش خانواده در تربیت فرهنگی چقدر است؟
این بچه‌ها دردورهمی های خانوادگی اعضا را جمع و كاری را می كنند كه پدر و مادربزرگ‌های قدیمی انجام می دادند. این كودكان فرهنگ سرزمین خود را حفظ می‌كنند و این اتفاق واقعا لذت بخش و تأثیر گذار است.

از تجربه اجرای نمایش با كودكان بی سرپرست و بد سرپرست برایمان بگویید.
یك روز با مركز خیریه ای آشنا شدم كه ١٨‌دختر بدسرپرست و بی سرپرست را تحت پوشش داشت. مدیران این مرکز از من خواستند به دختران مركزنمایش یاد بدهم. این بچه‌ها تا آن زمان یك بار هم نمایش ندیده بودند. پدرومادربزرگ یا كتاب شاهنامه نداشتند تا یاد بگیرند. من در زمان های تمرین و آموزش فهمیدم كه پراستعدادترین بچه هایی هستند كه تا به حال دیده ام. همین شد كه توانستیم یك نمایش با تلفیق حركات فرم از شعر «گوهر و اشك» پروین اعتصامی را با هم اجرا كنیم.

درباره حس و حال كار با این كودكان توضیح دهید.
وقتی در كنار این بچه‌ها هستم، فارغ از مشكلات و روزمره گی‌ها می شوم. شاید روی صحنه تئاترهایی كه بودم تنها دیالوگم را می‌گفتم اما نمی توانستم دل مشغولی های ذهنم را رها كنم اما حالا كنار این بچه‌ها حالم خوب است و دیگر نمی‌توانم به چیزی دیگر فكر كنم.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code