موضوعات
چهارمحال بختياری

دریچه/كارشناس امور تربيتي:

نگذاريم زندگي يكنواخت شود

نویسنده:
زوج‌هاي جوان بسياري، هر ماه و سال با يكديگر زير سقفي مشترك مي‌روند تا زندگي تازه‌اي را آغاز كنند. روزها و ماه‌هاي نخست، زندگي سرشار از شادابي است
1393/05/15
    ولي پس از گذشت چند سال، زن و شوهرها متوجه يكنواختي زندگي مي‌شوند، به گونه‌اي كه طراوت روزهاي نخست زندگي برايشان به خاطره‌اي دور تبديل مي‌شود.
 براي آنكه زندگي‌هاي مشترك گرفتار يكنواختي نشود، زن و شوهر هر دو بايد بكوشند و براي حل بحران روزمرگي گام‌هاي عملي بردارند. در گفت‌و‌گو با سينا محمدي، كارشناس امور تربيتي، درباره پديده يكنواختي در زندگي‌هاي مشترك و راهكارهاي دوري از آن گفت‌و‌گو كرده‌ايم.
  •     متأسفانه يكي از مشكلات ناگوار در ميان بيشتر زوج‌ها مشكل يكنواختي است. زندگي‌شان بعد از مدتي به نظرشان تكراري مي‌رسد. به چه دليل اين اتفاق مي‌افتد؟ 
خيلي از زوج‌ها به اين مورد اشاره دارند و از آن  مي‌نالند. اين وضعيت به اين دليل اتفاق مي‌افتد كه زن و شوهرها روند تكراري روزها را پيش مي‌گيرند. مرد صبح سر كار مي‌رود؛ شايد ظهر بعد از اداره برگردد يا اين‌كه از اداره به سمت شغل دوم برود و تا شب سرِ شغل دوم باشد. زن خانه در اين فاصله هر روز همان كارهاي ديروز را انجام مي‌دهد. اگر برنامه‌اي براي زندگي نداشته باشد كه زودتر بي‌حوصله مي‌شود. هر دوي اينها بعد از اين‌كه انرژي‌شان ته مي‌كشد، تازه زيرِ سقف خانه به هم مي‌رسند. آن وقت ديگر حرف زيادي براي گفتن ندارند، چون خسته‌اند. يكي از بس كار كرده و  يكي از بس كه در خانه مانده و وقتش را به هر شكلي شده پر كرده. اين وضعيت براي بيشتر خانم و آقايان اتفاق مي‌افتد.
  •     چه برنامه‌هايي را شما پيشنهاد مي‌دهيد؟ 
هر زن و شوهري علاقه‌مندي‌هايي دارد. بايد هر يك علاقه‌مندي‌هاي طرف مقابل را در ماه‌هاي اول ازدواج بشناسد. اين واقعيتي است كه بيشتر زوج‌ها پس از مدتي زندگي‌شان يكنواخت مي‌شود. اين واقعيت را بايد شناخت. مثلاً شب‌ها به پارك‌هاي متنوع بروند. يك پارك، نه. به‌پارك‌هاي جديد بروند. بازي‌هاي فكري با هم داشته باشند. فيلم‌هاي دلخواه سينمايي را رصد كنند و براي ديدن فيلم به سينما بروند. اگر يكي از زوج‌ها كتاب دوست دارد، ديگري او را به سمت كتابفروشي‌ها ببرد. اگر آن يكي پياده‌روي در نيمه‌شب را دوست دارد، وقت بگذارد و در حد 10 دقيقه پياده‌روي كنند و بعد بخوابند. در اين صورت براي فردا انرژي بهتري دارند. راه‌هاي زيادي براي برطرف كردن رنج يكنواختي وجود دارد كه به شناخت كامل طرفين از هم بستگي دارد. 
  •    گفت‌وگو بين همسرها خيلي كمرنگ شده است. معمولاً زوج‌ها خودشان را ازآن  بي‌نياز مي‌بينند و اگر هم گفت‌و‌گويي بين آنها شكل بگيرد، به دعوا ختم مي‌شود. 
متأسفانه زن و شوهرها بعد از مدتي دچار كمبود گفت‌و‌گو مي‌شوند. خوب نيست زن و شوهرها با هم تيتروار حرف بزنند. بايد يك فنجان چاي براي هم بريزند و روبه‌روي هم بنشينند و باب گفت‌و‌گو را باز كنند. بهتر است هر هفته يا هر ماه، بر اساس برنامه‌اي كه براي هم مي‌ريزند، هر دو پاي حرف هم بنشينند و يك نفر صحبت كند و طرف مقابل فقط بشنود و هيچ حرفي نزند. حرف زدن و از طرف مقابل شنيده شدن به كاهش دل‌نگراني‌ها و افزايش همدلي‌ها و شكل‌گيري مهرباني‌ها كمك مي‌كند و سبب رشد همفكري مي‌شود. 
  •     گاهي وقت‌ها همسران از هم انتظارات بیش از حد  دارند، در حالي كه از وضعيت فكري و روحي و مالي همديگر باخبرند. انتظارات بیش از حد خواسته‌هاي نامعقول سبب دوري همسرها از هم و بعد از مدتي زمينه‌ساز يكنواختي در زندگي‌شان نمي‌شود؟ 
خواسته نامعقول باب گفت‌و‌گو را مي‌بندد. روزهاي اول براي شنيدن هم وقت مي‌گذارند، ولي وقتي يكي از طرف‌ها خواسته‌اي مطرح مي‌كند كه طرف مقابل نمي‌تواند انجام بدهد، طرف مقابل حاضر به گفت‌و‌گو بر سر آن موضوع نمي‌شود.
 اين روند سبب دور شدن از ميز گفت‌و‌گو و رفته‌رفته شكل گرفتن سكوت‌هاي طولاني و به مرور زمان يكنواختي مي‌شود. وقتي زن و شوهر نتوانند با هم گفت‌و‌گو كنند، زندگي كسالت‌بار مي‌شود. به جاي آنها تلويزيون حرف مي‌زند و اينها ساعت‌ها در كنار هم مي‌نشينند و به تلويزيون گوش مي‌دهند. همين‌طور شب‌ها پشت سر هم مي‌آيد و مي‌گذرد و ريشه‌هاي زندگي يكي پس از ديگری كم جان مي‌شود و رنگ و روي زندگي هم تغيير مي‌كند و شادي و شادابي از  آن رخت بر مي‌بندد. همه اين اتفاق‌ها آنقدر به آهستگي اتفاق مي‌افتد كه هيچ‌كدام از همسرها فكرش را هم نمي‌كنند كه بعد از گذشت چند سال ابتدايي زندگي، به مرحله يكنواختي برسند. 
  •     برخي زوج‌ها، به‌ويژه زوج‌هاي جوان، سرِ كوچك‌ترين اشتباه‌ها به يك‌ديگر سخت مي‌گيرند و حاضر نيستند از اشتباه‌هاي هم بگذرند. اين ويژگي را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ 
اين خصلت بد سبب دور شدن همسرها از هم مي‌شود. بعد از مدتي يكي از همسرها كار اشتباهي مي‌كند و طرف مقابل با پوزش‌خواهي هم رفتار اشتباه وي را نمي‌پذيرد. اين نپذيرفتن پوزش حس صميمیت بين همسران را كم مي‌كند. بالاخره هر كسي ممكن است در زندگي اشتباه كند.
 اگر اين فرد زن يا شوهر است، طرف مقابل براي تحكيم خانه و خانواده‌اش بايد مدارا كند. اگر مدارا نداشته باشد و هر بار اين اشتباه را به ياد طرف بياورد و او را كوچك كند، طرف مقابل از او دور مي‌شود. اين دوري يعني پايان صميمت. وقتي هم كه صميمت بين دو نفر كمرنگ شود، آنها براي طراوات زندگي‌شان‌كاري نمي‌توانند بكنند، چون ديگر به فكر كانون خانواده‌شان نيستند. در اين صورت، زندگي‌شان به سمت يكنواختي پيش مي‌رود و جاذبه‌هاي زندگي رنگ مي‌بازد و زن و شوهر مثل دو جزيره جدا از هم در يك خانه به زندگي‌شان ادامه مي‌دهند كه اين زندگي به ظاهر مشترك است، ولي در باطن انفرادي است. 
 



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code