موضوعات
آژیر

مجرم اصلی: پلیس!

نویسنده:
تیراندازی‌های مرگبار نیروهای پلیس آمریكا به سیاهپوستان غیرمسلح این روزها بحث داغ خبرگزاری‌های مختلف دنیاست...
1394/04/15
تیراندازی‌های مرگبار نیروهای پلیس آمریكا به سیاهپوستان غیرمسلح این روزها بحث داغ خبرگزاری‌های مختلف دنیاست. اتفاقی كه حتی باعث اعتراضات زیادی در نقاط مختلف این كشور شده و مردم را در واكنش به رفتار نژادپرستانه پلیس با سیاهپوستان به خیابان‌ها كشانده است. این نخستین‌بار نیست كه پلیس در این كشور متهم به ارتكاب جنایت شده است. در تاریخ جنایی آمریكا نام ماموران پلیس زیادی به چشم می‌خورد كه نه‌تنها به قتل و جنایت متهم شده‌اند كه حتی از سوی دادگاه نیز مجازاتی برای‌شان در نظر گرفته شده است. برای آشنایی با معروف‌ترین پلیس‌های تبهكار آمریكا با ما همراه شوید.
 
همسر حسود
hamsar-hasud-(2).jpg
در دسامبر1985 «جان روتن» به رابطه خود با نامزدش استفانی لازاروس که پلیس بود، خاتمه داد. او با پرستاری به نام شری رازموسن ازدواج کرد. در 24فوریه1986 جسد رازموسن در حالی پیدا شد که زن بیچاره به شدت کتک خورده و با اسلحه به قتل رسیده بود. به دلیل اینکه خودروی «بی‌ام‌و» رازموسن مفقود شده بود پرونده قتل وی با این نتیجه که پرستار بیچاره در سرقت خودرویش جان باخته بسته شد.
استفانی لازاروس در آن زمان پلیس بخش لس‌آنجلس بود. 24سال از این ماجرا گذشت و سال2009 لازاروس ارتقای درجه گرفت و کارآگاه شد. این دقیقا مصادف با زمانی بود که پرونده‌های قدیمی قتل دوباره بازگشایی شد و این بار خانم کارگاه در پرونده قتل رازموسن مظنون شناخته شد. کارآگاه مخفی که بررسی دوباره پرونده را برعهده داشت، لازاروس را مخفیانه تحت نظر گرفت ونمونه‌هایی از «دی‌ان‌ای» او جمع‌آوری کرد. روی بدن لازاروس جای گاز گرفتگی دیده می‌شد و وقتی نمونه‌های دی‌ان‌ای خانم کارآگاه با آنچه در صحنه جرم از قاتل پیدا شده بود مقایسه شد نتیجه یکسان بود. به این ترتیب لازاروس در ماه می‌2012 به اتهام  قتل درجه یک مجرم شناخته و به 27سال زندان محکوم شد.

دختر قاتل
dokhtar-ghatel.jpg
«آنتوانت فرانک» یکی از ماموران پلیس نیواورلئان بود. او در زمان  خدمت خود با پسر 18ساله‌ای به نام «راجر لاکاز» آشنا شد. لاکاز یک فروشنده مواد مخدر و سابقه‌دار هم بود. فرانک همیشه  و در همه جا لاکاز را با خود می‌برد و به همه گفته بود که او کارآموز جدیدش است.  در چهارم مارس1995 فرانک و لاکاز با یکدیگر نقشه دزدی از رستورانی به مدیریت «کیم آن» را کشیدند. در این سرقت فرانک مجبور شد به رونالد ویلیامز یکی از همکاران پلیس خود که تازه یک هفته از پدر شدنش می‌گذشت شلیک کند. فرانک و ویلیامز شیفتی ماموریت حفاظت از رستوران را داشتند. فرانک نه تنها همکار خود را به قتل رساند بلکه دو نفر از اعضای خانواده صاحب رستوران را نیز کشت. هر چند مامور پلیس و لاکاز از صحنه جرم فرار کردند اما چند ساعت بعد از ماجرا فرانک به عنوان مامور پلیس دوباره به صحنه جرم بازگشت. فرانک نمی‌دانست که در زمان حادثه چند نفر او را دیده‌اند و این نقشه سرقت شاهدی هم دارد. شاهدان ماجرا به محض دیدن فرانک او را شناسایی کردند و به این ترتیب پلیس خاطی و لاكاز دستگیر شدند و به جرم قتل درجه یک مجرم شناخته شدند. قاضی دادگاه هر دوی آنها را به مرگ محکوم کرد و این نخستین‌باری بود که یک مامور پلیس توسط مامور دیگری به قتل می‌رسید. یک ماه از محکومیت فرانک می‌گذشت که در حیاط خانه‌اش جسدی کشف شد. در جمجمه جسد یک گلوله وجود داشت. این جسد کسی جز پدر فرانک نبود  که یک سال پیش گزارش ناپدید شدن آن در اداره پلیس ثبت شده بود.

قتل به بهانه شخصی
ghatl-be-bahane-shakhsi-(1).jpg
ویلیام لژر به مدت 17 سال پلیس راهنمایی و رانندگی لس آنجلس بود اما با این وجود میلیون‌ها دلار در حساب بانکی اش سپرده داشت. با تحقیقاتی که صورت گرفت، معلوم شد که او وارد کارهای خلاف شده است. او زنجیره‌ای از خلافکارها را دور خود جمع کرده بود. آنها خودروهای گران‌قیمت را می‌دزدیدند و قطعات آن را به فروش می‌رساندند و حتی برای این کار مرتکب قتل هم می‌شدند. سه قتل توسط لژر سازماندهی شده بود که در دو فقره از آنها خود لژر نیز همکاری داشت. در اولین قتل، او و هم‌دستانش گیلبرتو سروانتس 76ساله را هنگامی که از کلیسا به خانه برمی‌گشت به گلوله بستند و مقتول دوم «آن اسمیت» بود. اسمیت همسر یکی از دوستان لژر بود و چون از شوهرش جدا شده بود، توسط پلیس خلافکار به قتل رسید. لژر قربانی‌های خود را به بهانه‌های شخصی به قتل می‌رساند و بالاخره در 26می‌1986 زمانی‌که سوار بر یک قایق تفریحی سرقتی در اوکلند بود، دستگیر شد. پنج سال بعد از دستگیری او به اتهام دو فقره قتل درجه دو مجرم شناخته و به 15بار حبس ابد محکوم شد.

کلانتر عصبانی
kalantar-asabani-(3).jpg
سیدنی دورسی از سال1996تا2000 کلانتر بخش دکلاب کانتی جورجیا بود. در دوران خدمت دورسی بارها او مورد اتهام فساد اخلاقی و مالی قرار داشت و برای همین در انتخابات سال2000 دوباره به عنوان کلانتر انتخاب نشد و داروین براون برنده انتخابات شد. سه روز پیش از اینکه براون به طور رسمی کار خود را آغاز کند، توسط پاتریک کوفی که در نیروی امنیتی دورسی کار می‌کرد، مورد حمله قرار گرفت. کوفی جلو در خانه براون  12بار به او شلیک کرده بود. در طول تحقیقات دورسی خیلی زود دستگیر شد و اعتراف کرد که خودش دستور شلیک به براون را صادر کرده است. وی انگیزه چنین عملی را عصبانی بودن از نتیجه انتخابات اعلام کرد. همچنین پلیس در بررسی‌های خود متوجه شد که براون متوجه فساد اخلاقی و مالی سیدنی شده بود و قصد داشت او را از اعمال غیرقانونی‌اش بازدارد. در 10جولای2002 دورسی به 23سال زندان به جرم فساد مالی و اخلاقی و به حبس ابد برای قتل براون محکوم شد.

گروه نیمه شب
goruh-nimeshab-(1).jpg
جان برگ یک کارآگاه بود که بعدها به مقام کارآگاه ارشد رسید. او از سال 1972 تا سال 1991 که از کار معلق شد در جنوب شیکاگو  خدمت می‌کرد. برگ و کارآگاهانی که در خدمت او بودند همگی تحت نام «گروه نیمه شب» نزدیک به بیش از 200 مظنون را مورد شکنجه‌های شدید قرار دادند.
آنها روی سر مظنونین خود کیسه‌های پلاستیکی می‌کشیدند و خفه شان می‌کردند و همچنین شوک الکتریکی به آنها می‌دادند. برگ حتی مظنون به برپایی بازی رولت روسی با تفنگ کالیبر 44 برای مظنونین بود.
یکی از وحشیانه ترین موارد برگ مربوط به سال 1982 می‌شود. در آن زمان دو مامور پلیس در شیکاگو به قتل رسیدند. برای پیدا کردن قاتل یا قاتلان این دو پلیس برگ افراد بی گناه زیادی را به بدترین شکل‌های ممکن شکنجه داد و کشت اما در آن زمان هیچ کس به نحوه اعتراف گرفتن برگ و گروهش اعتراض نکرد تا اینکه در سال 2002 تحقیقات روی برگ و گروه نیمه شب آغاز شد. سال 2006 نتیجه پرونده این طور اعلام شد که مقامات نمی‌توانند برگ را به اتهام جنایت‌های وحشیانه اش مجرم بشناسند اما او به دلیل نادیده گرفتن قانون و سوگندشکنی در کار خود و دروغ گفتن درباره چگونگی شکنجه‌ها به بالارتبه‌هایش مجرم شناخته شد. برگ سال 2010 گناهکار شناخته شد و در 21 ژانویه 2011 به چهار سال و نیم حبس در زندان فدرال محکوم شد.

پلیس دروغگو
polic-dorughgu-(2).jpg
در نهم آگوست1997 «جاستین والپ» و چند مامور پلیس دیگر به رستورانی در شرق بروکلین نیویورک اعزام شدند تا به درگیری که در آنجا رخ داده بود، خاتمه دهند. در این ماموریت «والپ» یک مهاجر‌ هاییتی 30ساله به نام آبنر لوییما را دستگیر کرد. لوییما مشت محکمی به شکم والپ زده بود و همین باعث شد تا او را دستگیر کنند. همچنین در راه بازگشت به اداره پلیس لوییما با مشت، لگد و رادیوی پلیس مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
در اداره پلیس باز هم رفتارهای ناشایست والپ نسبت به لوییما ادامه داشت. او لگد محکمی به ران لوییما زد و شکم مرد بیچاره را محکم در دست‌هایش فشار می‌داد. والپ مشت محکمی به دهان لوییما کوبید به‌طوری‌که دندان‌هایش خرد شد و بعد با لباس خونی دستور داد تا او را هر چه زودتر به بیمارستان منتقل کنند.
والپ در بیمارستان علت خونریزی لوییما را آزار و اذیت جنسی اعلام کرد اما پزشکان حرف والپ را باور نکردند و مقامات رسمی‌ را در جریان گذاشتند. لوییما دو ماه در بیمارستان سپری کرد و سه‌بار مورد عمل جراحی قرار گرفت. با تحقیقاتی که پلیس انجام داد، گناهکار بودن والپ ثابت شد و او در دسامبر1999 به 30سال زندان بدون عفو محکوم شد. والپ پس از دستگیری به اشتباه خود اعتراف کرد و همچنین مدعی شد که لوییما فردی نبود که در شب حادثه به او مشت زده بود.

پلیس همسرآزار
polic-hamsar-azar-(1).jpg
«دورو پیترسون» یکی از ماموران پلیس ایالت ایلینوی بود. او متهم به همسرآزاری بود و همسر دوم او ویکتوریا کانلی به همین دلیل از او جدا شد. پیترسون برای بار سوم با زنی به نام «کاتلین ساویو» ازدواج کرد، ساویو نیز بارها مورد آزار و ضرب و شتم پیترسون قرار گرفت تا جایی که زن بیچاره 18بار با پلیس تماس گرفته و گزارش داده بود. سال2000 ساویو از پیترسون جدا شد، یک سال از این متارکه نگذشته بود که در 24مارس2001 جسد بی‌جان کاتلین در وان حمام کشف شد و روی بدن او جراحاتی از جمله بریدگی‌هایی روی سرش دیده می‌شد اما رای پزشکی قانونی و  هیات منصفه که در میان آنها یکی از دوستان پلیس پیترسون نیز وجود داشت  این بود که کاتلین ساویو به دلیل خفگی تصادفی در وان جان خود را از دست داده است. شش ماه بعد از این ماجرا پیترسون با چهارمین همسر خود یعنی «استیسی آن‌کالز» ازدواج کرد. در 29اکتبر2007 خواهر استیسی گزارش ناپدید شدن او را به اداره پلیس داد. پیترسون مدعی شد که همسرش از خانه فرار کرده و اتومبیلش را در فرودگاه پیدا کرده است. هر چه پلیس جست‌وجو کرد نتوانست اثری از استیسی پیدا کند اما شهادت شاهدان نشان می‌داد که پیترسون گناهکار است. تعدادی از همسایه‌ها پیترسون را یک روز بعد از ناپدید شدن استیسی در‌حالی‌که بشکه‌ای  را از خانه‌اش به بیرون می‌کشید، دیده بودند. همچنین تعدادی از دوستان این مامور پلیس اظهار کردند، سطل زباله بزرگی که در خانه پیترسون بود، مفقود شده است. هرچند پلیس نتوانست جسد استیسی را پیدا کند اما بعد از بازگشایی دوباره پرونده کاتلین ساویو مرگ او یک جنایت خوانده شد و قاتل کسی جز پیترسون نبود. دورو پیترسون به 60 سال زندان محکوم شد.

پلیس بزرگراه بدذات
police-bozorgrah-badzat-(3).jpg
«کرگ پی‌یر» یکی از پلیس‌های بزرگراه کالیفرنیا بود که عادت بسیار ناپسندی داشت. او به خانم‌های جوانی که در حال رانندگی بودند، دستور ایست می‌داد و سعی می‌کرد قرار ملاقات‌های بعدی با آنها بگذارد. 27دسامبر1986 پی‌یر به دختر 20ساله‌ای به نام «کارا نات» دستور ایست داد و به او گفت که بهتر است از بزرگراه دور شود و به سمت خرابه‌ای که کنار بزرگراه است، برود. نات وقتی رفتار غیرعادی پی‌یر را دید، به او مشکوک شد و خواست سوار اتومبیلش شود و فرار کند اما پی‌یر با چراغ قوه‌اش شروع به کتک زدن دختر جوان کرد و او را با طنابی که داشت خفه کرد. مامور پلیس بعد از قتل نات جسد او را از روی پلی در یک منطقه دورافتاده به پایین انداخت.
وقتی جسد نات کشف شد‌، یک شبکه محلی برای پوشش خبری این قتل سراغ پی‌یر رفت و از او درباره اینکه مردم در برابر مهاجمان خطرناک باید چه کاری انجام دهند، مصاحبه کرد. در روز مصاحبه سر و صورت پی‌یر جای زخم و چنگ انداختن بود و وقتی چهره او از تلویزیون پخش شد، چند زن  با اداره پلیس کالیفرنیا تماس گرفتند و درباره رفتار ناشایست او به اداره پلیس گزارش دادند.
در پی ثبت چندین گزارش مشابه پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد و در خودروی پی‌یر سرنخ‌هایی از جمله آلت قتاله را پیدا کردند. همچنین شاهدان زیادی علیه او شهادت دادند و از طرفی اثر انگشت او روی بدن نات پیدا شده بود. به این ترتیب پلیس بزرگراه به جرم قتل و آزار و اذیت زنان گناهکار شناخته و به 25سال زندان محکوم شد. کرگ پی‌یر از سال1988 عمر خود را در زندان سپری می‌کند و تاکنون سه‌بار درخواست عفو او رد شده است.

پلیس خوش‌سابقه
police-khosh-sabeghe-(1).jpg
مانوئل پاردو سابقه درخشانی در اداره پلیس فلوریدا داشت. او هنگام فارغ‌التحصیلی از آکادمی پلیس یکی از شاگردان ممتاز بود و در طول خدمت خود به پاس نجات یک دختر دو ساله از مرگ و موفق بودن در ماموریت‌های دیگر به او مدال افتخار داده بودند. هر چند او یکی از پلیس‌های برجسته فلوریدا به شمار می‌آمد اما سال1979 به دلیل جریمه کردن راننده‌های بزرگراه فلوریدا با برگه‌های جریمه تقلبی از کار اخراج شد. مدتی از اخراج پاردو نگذشته بود که پلیس بخش سوییت‌واتر شهری کوچک در «میامی دیدکاتی» او را دوباره استخدام کرد. وی چند سالی در آن اداره مشغول به کار شد تا اینکه سال1985 دوباره پاردو از کار اخراج شد. او این بار در جلسه دادگاهی یک مامور پلیس متهم به قاچاق مواد مخدر قسم دروغ خورده و شهادت دروغ داده بود که او و پلیس خاطی هر دو جزمامورهای مخفی بین‌المللی و حین انجام یک ماموریت سری بودند. قانون‌شکنی‌های پاردو نه‌تنها به همین‌جا ختم نشد بلکه اوضاع بدتر هم شد. تمام افکار پاردو پر شده بود از هیتلر و جنایت‌هایش و به همین خاطر این مامور پلیس سال1986 در فاصله سه‌ماه 9نفر را به قتل رساند. او پس از دستگیری اعتراف کرد که شش مرد را به دلیل اعتیاد کشته و با این کار به جهان خدمت کرده است. سه قربانی دیگر پاردو زن بودند و مامور پلیس قاتل آنها را بدون هیچ دلیلی به قتل رسانده بود. پاردو دسامبر2012 در زندان ایالتی فلوریدا با تزریق دارو اعدام شد.

 معلم قاتل
moalem-ghatel-(1).jpg
جرالد جان شافر یک معلم بود که به دلیل رفتارهای نامناسب از کار اخراج شد. او پس از اخراج تصمیم گرفت پلیس شود و به عنوان پلیس گشت مارتین کانتی فلوریدا مشغول به کار شد. جولای1972 شافر مشغول گشت‌زنی بود که دو دختر نوجوان را کنار خیابان منتظر ماشین دید. دو دختر با دیدن ماشین پلیس به شافر اعتماد کردند و سوار شدند. شافر آنها را به نقطه‌ای دورافتاده و جنگلی برد و هر دو دختر را با طناب به درخت بست. در همین هنگام شافر یک پیام رادیویی دریافت کرد و مجبور شد دخترها را همان‌طور‌که به درخت بسته شده بودند رها کند تا بعد از پایان ماموریت دوباره سراغ آنها برگردد. پس از دور شدن شافر دخترها موفق به فرار شدند و نزدیک‌ترین ایستگاه پلیس رفتند و هر آنچه اتفاق افتاده بود را تعریف کردند. وقتی شافر به جنگل برگشت و از نبود دخترها مطلع شد، فورا با رییس خود تماس گرفت و برای او توضیح داد که دست به چه کار احمقانه‌ای زده است.  شافر به زندان انداخته شد اما در 27سپتامبر1972 به قید وثیقه آزاد شد. شافر پس از آزادی بدون معطلی سراغ سوزان پلاس 17ساله و جورجیا جسوب 16ساله رفت و آنها را پس از ربودن به شدت شکنجه داد و به قتل رساند. جسد این دو دختر شش‌ماه بعد از مفقود شدن‌شان کشف شد و چون دو مقتول همان‌هایی بودند که شافر مدتی قبل قصد آزارشان را داشت فورا دستور بازرسی خانه او صادر شد. در جست‌وجوی خانه شافر پلیس سرنخ‌هایی پیدا کرد که شافر را به سی قتل دیگر مرتبط می‌کرد. به این ترتیب جرالد جان شافر سال1973 به اتهام قتل درجه یک متهم شناخته و به دو بار حبس ابد محکوم شد. او پس از زندانی شدن توسط هم‌سلولی خود در سال1995 مورد حمله قرار گرفت و با چاقو به قتل رسید.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code