موضوعات
ضمیمه

صدایم را از حضرت عبدالعظیم(ع) دارم

نویسنده: رها معیری خبرنگار استان‌ها
‌بیش از 3 دهه است که ایرانی ها در ماه مبارک رمضان وقتی برای سحر از خواب بیدار می شوند و تلویزیون و رادیو را روشن می کنند...
1396/03/28
‌بیش از 3 دهه است که ایرانی ها در ماه مبارک رمضان وقتی برای سحر از خواب بیدار می شوند و تلویزیون و رادیو را روشن می کنند، مناجات «اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ بَهاَّئِک بِاَبْهاهُ وَکُلُّ بَهاَّئِکَ بَهِیُّ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِبَهاَّئِکَ کُلِّهِ» را می شنوند. این مناجات، با روح مردم در سحرگاهان عجین شده است. مناجات استاد موسوی قهاری همیشه در خاطرات ما ایرانی‌ها ثبت شده و هیچ‌گاه فراموش نمی شود. با استاد «سید قاسم موسوی قهار» قرار گفت و گو گذاشتیم و او با وجود کسالت در این گفت و گو حضور یافت. استاد موسوی متولد سال ۱۳۲۵ در شهر خمین است.
پدرش روحانی شناخته شده‌ای بود و از همان دوران نوجوانی همراه پدر در مسجد دعاخوانی و مدیحه ‌سرایی را آغاز می‌کند تا اینکه اوایل انقلاب برای خواندن دعا و مناجات به رادیو دعوت می‌شود تا دعای سحر را بخواند. با این مناجات خوان به گفت و گو نشستیم.

چطور شد که به مناجات روی آوردید؟
در حدود سال های 30-32 شمسی  در روستای ما مسجدی بود که پدرم روحانی آنجا بود. در ماه رمضان به آن روستا می رفتیم و با برادرم در آن مسجد دعا می خواندیم. این کار همیشه ما بود، البته در طی این سالها من زیر نظر اساتید آواز هم کار می کردم و این لازمه هر مداح یا مناجات خوانی است. تا سال 1358 که رادیو یک فراخوان داد و هیچ کس نتوانست دعای سحر را بخواند. در آن زمان من عضو شورای عالی قرآن بودم و مسئول رادیو زنده‌یاد استاد صبحدل بود. من دعای سحر را چند بار خواندم و هر بار در یک دستگاه؛ شور، اصفهان و ... وقتی می دیدم که استاد صبحدل با سرش مرا تایید می کند، انگیزه‌ام بیشتر می شد. در آن زمان یکی از این دعاها، دعای سحر با مطلع «اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ بَهاَّئِک» بود که در 2-3 دهه گذشته از تلویزیون و رادیو پخش می شود.

صدای مناجات شما با سحرهای ماه رمضان عجین شده، اما این سالها کمتر مناجاتی را از شما شنیده ایم. دلیل این اتفاق چیست؟
چند سالی است که به علت بیماری تیروئید صدایم گرفته است. در چند سال گذشته اصلا نمی توانستم صحبت کنم. دکترها قطع امید کرده بودند که من مجددا بتوانم حرف بزنم. آنها می گفتند تارهای صوتی سمت چپ فلج شده. تا اینکه یک شب در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان به حرم حضرت عبدالعظیم(ع) رفتم و از اینکه نمی توانستم مناجات بخوانم، دلم گرفت. اما شب بیست و سوم که وارد حرم شدم انگار صدای کسی را شنیدم که گفت خدایا به حق این شب عزیز موسوی قهار را شفا بده. آنجا از سید الکریم خواستم حالا که من سالهای سال است عرض ادب می‌کنم صدایم برگردد. فردایش بعد از مدتها توانستم حرف بزنم. در طول این مدت خانواده‌ام سختی بسیاری کشید. دوستان و آشنایان و هم صنف‌ ها هم واقعا به من سر زدند. حتی مرا به مجالسشان دعوت می‌کردند و می‌گفتند تو بیا شرکت کن. ما نمی‌خواهیم چیزی بخوانی، واقعا دوران سختی بود.

در همین صفحه ما گزارشی از زندگی زنده یاد صبحدل منتشر کردیم، نظرتان درباره مناجات و اذان ایشان چیست؟  
صدای آقای صبحدل و عباس صالحی را خیلی دوست دارم. واقعا پختگی صدای این بزرگان به مناجات رنگ و بوی دیگری می‌ دهد. ما در طی 3 دهه اخیر هر چه کار ماندگار داریم، به خاطر تلاش‌ها و علم استاد صبحدل در رادیو است. اذان ایشان نیز حرفی را برای گفتن باقی نمی گذارد.   

وضعیت مناجات و دعا خوانی را در کشور چطور ارزیابی می کنید؟
واقعا بعضی حرفها را نمی‌شود زد. در همین خط دعا، مناجات و مداحی چه کارها که نمی‌شود. دارم می‌بینم در مراسم‌های مذهبی بعضی به نام مداحی و منبری کارهایی انجام می‌دهند که ناراحت کننده‌است. واقعا از این موضوعات گله ‌مند هستم. اگر می‌خواهید به این سمت بروید باید بدانید نوحه خوانی و مناجات خوانی شرایطی دارد. رفتن در خانه اهل بیت آدابی دارد که باید رعایت شود. برخی از مجالس که می‌روی می‌بینی که هیچ نشانی از امیرالمومنین(ع) ندارد. تنها توانستم دردها و گله‌هایم را در اشعارم که در کتاب «نسیم سحر» منتشر شده بگویم.

توصیه شما به عنوان یک پیشکسوت به جوانانی که می خواهند وارد این عرصه شوند، چیست؟
باید هرکس حال و هوایش را بشناسد و خودش را تطبیق بدهد. اما فرازهای از ابوحمزه ثمالی بی نظیر است. حتما باید به معنا و مفاهیمش هنگام خواندن دقت کنند که بسیار عالی‌است. به این دعا نگاه کنند و ببینند با کدام فراز ارتباط بیشتری می‌گیرند، مدام پیش خودشان تکرار کنند.

تا به حال برایتان اتفاق افتاده‌است که هنگام خواندن یک دعا حسابی منقلب شوید؟
آدم گاهی حس می کند که وصل شده است و توجه خاصی به خدا دارد. وقتی در حرم حضرت عبدالعظیم دعا می‌خواندم حس می کردم من از طرف مردم می خواهم که خدا حاجتشان را بدهد. یا این مردم بیدار نشسته اند که صدای مرا گوش بدهند. طوری که همین دعای سحر را یکبار که می خواندم حسابی گریه‌ام گرفت. همین است که خدا ‌ این دعای سحر را که می شنوید سوز خودش را دارد.  یکسال هم قرار بود در مصلای تهران دعای عرفه را بخوانم. همانطور که می‌دانید دعای عرفه دعای سخت و طولانی‌ای است. سه نفر دیگر هم آمده بود که در خواندن این دعا به من کمک‌کنند. اما من به قدری غرق در دعا بودم که همه را خواندم. به اواخر دعا که رسید به من گفتند حیف است آخرش را خودت نخوانی حالا که همه را خواندی باقی‌ را هم خودت بخوان.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code